X
تبلیغات
آزمایشگاه تشخیص طبی ایرانی
اتوکلاو سه شنبه بیست و نهم دی 1388 8:22
  • اتوکلاو دستگاهی است که برای استریل کردن مواد و تجهیزات در آزمایشگاه توسط فشار شدید بخار در دمای 121 درجه سانتی گراد به مدت 15 یا 20 دقیقه است این زمان بستگی به نوع ماده و محتوای اتوکلاو دارد . این دستگاه در سال 1879 توسط چارلز چامبرلند (Charles Chamberland ) اختراع شد . 

انواع اتوکلاو

دو نوع اصلی اتوکلاو وجود دارد :

صفحه اتوکلاو در بالا : این اتوکلاو ای شبیه زودپز هایی است که به فور در خانه های ایرانی یافت می شود . در این اتوکلاو ها ، در اتوکلاو توسط پیچ هایی در پایین بسته می شود و فاشر سنجی در بیرون برای کنترل فشار قرار دارد . این دستگاه ها نیاز به منبع حرارت خاریجی دارند و بسیار خطرناک هستند (اگر ظرف توسط فشار منفجر شود سقفو پایین میاره ) بنابراین انها باید توسط افراد بسیار با تجربه مورد استفاده قرار بگیرند . برای نمونه در بیمارستانی که ما بودیم یک نفر هر لحظه دما و فشار اتوکلاو ها را کنترل میکرد .

اتوکلاو نوع یک - صفحه بالا

صفحه اتوکلاو در روبه رو : این اتوکلاو ها به خاطر راحتی استفاده از انها به طور وسیع مورد استفاده در آزمایشگاه ها قرار میگرند اما در استفاده از این اتوکلاو ها باید نهایت دقت را کرد . این اتوکلاو ها جعبه ای شکل هستند و در درونشان مجهز به واحد تبدیل آب به بخار دارند که برای استریل کردن استفاده می شود . کنترل اتوکلاو به اپراتور این امکان را می دهد تا دمای مورد نظر را تنطیم کند و مدت زمان اتوکلاو را تعیین کند همچنین این اتوکلاو ها وسیله ای برای اندازه گیری و نمایش فشار/دما را دارند .

اتوکلاو - صفحه از روبه رو باز می شود

  • اتوکلاو هایی که از جلو باز میشوند ممکن است بسیار بزرگتر باشند که برای استریل کردن مواد و وسایل زیاد در بیمارستان ها مورد استفاده قرار میگیرد . 

موارد کاربرد اتوکلاو

اتوکلاوو علوم آزمایشگاهی دوجز جدا نشدنی از هم هستند . اتوکلاو در بسیار از زمینه ها مانند : میکروب شناسی ، پزشکی ،دامپزشکی ، قارچ شناسی ، دندان پزشکی و ... مورد استفاده قرار میگیرد.

ظروف شیشه ای ، زباله های پزشکی ، ظروف آزمایشگاهی ، ملافه های حیوانات آزمایشگاهی ، محیط های کشت و... موادی است که توسط اتوکلاو اسنریل می شوند .

امروزه استفاده از اتوکلاو برای استریل کردن زباله های بیمارستانی به سرعت در حال رشد است . وسائل و دستگاههایی که برای استریل کردن این مواد و زباله ها استفاده می شود از همان روش بخار و فوق حرارت هستند و با هم فرقی ندارند و باعث استریل شدن توده ای وسیع از زباله های بیمارستانی از عوامل پاتوژن میشوند . نسل جدیدی از مبدل های رباله به بازار امده که بدون استفاده از فشار بسیاری از مواد مانند محیط های کشت ، دستکش ها ، گان ها ، لباس ها و مواد پلاستیکی را استریل می کند . این دستگاه ها مناسب برای موادی هستند که نمی توانند دمای بالای اون را تحمل کنند .

  • برای سرنگ های شیشه ای ، اوون بهترین راه استریلاسیون است .

حذف هوا

بعد از بستن در اتوکلاو ، مقداری هوا در ظرف باقی می ماند و باید حذف شود. علت آن این است که هوای گرم در مقایسه با بخار به مدت زمان زیادی برای استریل کردن نیاز دارد . برای مثال : بخار در دمای 134 درجه سانتی گراد به 3 دقیقه وقت برای استریل کردن مواد نیاز دارد در حالی که هوای گرم 160 درجه سانتی گراد در همان شرایط به دو ساعت وقت نیاز دارد . روش های حذف هوا در اتوکلاو به شرح زیر است :

حذف هوا از پایین (Downward displacement) : زمانی که بخار وارد محفظه می شود به علت ژایین بودن چگالی ان نسبت به هوای گرم در بالای محفظه قرار میگرد و با افزایش میزاه بخار رفته رفته هوای گرم در زیر اتوکلاو فشرده می شود و از قسمت پایینی تخلیه می شود . معمولا در قسمت خروجی دماسنجی برای کنترل دمای هوای خروجی می گذارند . تنها زمانی که هوا از محفظه خارج شد باید تخلیه کردن را متوقف کنیم . جریان معمولا توسط تله های بخاری و یا سوپاپ های مارپیچی کنترل می شود

پالس های بخار (Steam pulsing) :در این روش هوای موجود در محفظه اتوکلاو توسط پالس های بخار فشرده می شود و سژس دپرس شده تابه فشار اتمسفر نزدیک شود .

پمپم های وکیوم (Vacuum pumps) : این پمپ ها هوا و یا هوا/بخار را از محفظه مکش می کنند .

سوپر اتمسفر (Superatmospheric ) : در این چرخه از پمپ های وکیوم استفاده می شود  . به دنبال پالس بخار مکش انجام می شود وبه دنبال سایر پالس ها مکش ادامه می یابد . میزان مکش ها بستگی به چرخه ما و نوع دستگاه دارد .

 زیر اتمسفر (Subatmospheric ) : مشابه چرخه superatmospheric  است اما فشار محفظه هرگز بیش از اتسمفر نیست تا زمانی که فشار به دمای استریل کردن افزایش یابد .

اتوکلاو در پزشکی و علوم آزمایشگاهی

بجث هایی که در بالا کردیم بیشتر جنبه عمومی داشت اما در این قسمت در مورد اتوکلاو های پزشکی بحث خواهیم کرد . اتوکلاو های پزشکی دستگاه هایی هستند که برای استریل کردن (کشتن تمام شکل های رویش میکروارگانیسم هاو اسپورها ) مواد و ظروف پزشکی استفاده می شود . در این مرحله یعنی استریل کردن تمام شکل باکتری ها ، ویروس ها ،انگل ها ، قارچ ها و اسپور ها از بین می روند اما پریون ها -عامل جنون گاوی( بيماري كروتزفلد-ياكوب) - در اتوکلاو به مدت ۳ دقیقه در دمای ۱۳۴ درجه و یا اتوکلاو به مدت ۱۵ دقیقه در دمای ۱۲۱درجه از بین نمی روند . همچنین تعدای از میکروارگانیم ها اخیرا کشف شده اند که قادر به رشد در دمای بالاتر از ۱۲۱ درجه سانتی گراد هستند .

اتوکلاو ها در بسیاری از زمینه های پزشکی و مراکزی که نیاز به استریل کردن مواد دارند یافت می شوند . نکته ای کهباید بهان توجه کرد این است که امروزه بیشتر از وسائل یکبار مصرف استفاده می شود در نتیجه وسائل نیاز به استریل دوباره ندارند . این اتفاق (استفاده از مواد یک بار مصرف بدون نیاز به بازیابی دوباره) برای اولین بار در مورد نیدل های استفاده شده است  اما امروزه بسیاری از مواد جراحی به صورت یک بار مصرف استفاده می شوند .

  همه مواد توسط اتوکلاو استریل نمی شوند برای مثال ممکن است بعضی مواد پلاستیکی ذوب شوند و یا بعضی مواد کاغذی نتوانند میزان بالای فشار بخار را تحمل کنند در این موارد باید از اتو و یا سایر روش هاس استریل کردن (اشعه ، مواد شیمیایی و... ) استفاده کرد . در ضمن زمانی که میخواهیم مواد را داخل اتوکلاوقرار دهیم باید از دیوراه و یا سایر مواد فاصله موجود باشد تا بخار به راحتی در بین مواد حرکت کند . 

قبل از دفع هر گونه زباله بیمارستانی و یا پزشکی باید این مواد اتوکلاو شوند وبعد استریل شدن و عاری از پاتوژن ها مانند سایر زباله ها و طبق روش های استاندارد دفع شوند . همان طور که گفتیم با اتوکلاو تقریبا ۹۹٪ پاتوژن ها از بین رفته و مواد استریل می شوند بنابراین در صورت اتوکلاو نکردن (یا هر روش دیگر استریلی) این پاتوژن ها وارد محیط خودمان می شوند و هم به محیط اطراف خود ضرر خواهند زند و هم به سلامتی خود . این نکته را در اینجا ذکر کردایم که تنها جنبه آزمایشگاهی وسائل موجود در اختیارمون را در نظر نگیریم و بداینم که قبل از هر چیزی استفاده درست از این وسائل تضمین کننده سلامتی خودمون است .

کنترل کیفی اتوکلاو

اندیکاتور های شیمیایی ، فیزیکی و بیولوژی برای برسی دما و زمان اتوکلاو به صورت تجاری وجود دارد. شاخص ای شیمیایی به صورت نوار های اتوکلاو (چسب اتوکلاو) و یا بسته های پزشکی هستند که وقتی به دمای معنی رسیدند تغییر رنگ می دهند . برای نمونه : دارای نوار های سیاه در زمینه سفید هستند که بر روی موادی که می خواهند اتوکلاو شوند میزنیم و اگر اتوکلاو ما درست کار کرده باشد در دمای ۱۲۱درجه نوار های سیاه از بین می روند . اندیکاتور های بیولوژی شامل اسپر باکتری هایی هستند که به حرارت مقاوم هستند مانند : Geobacillus stearothermophilus . اگر اتوکلاو به دمای مورد هدف نرسد در این صورت اگر کلنی های اسپور دار باکتری مورد نظر را انکوبه کنیم جوانه خواهند زد و به علت متابولیسم انهادر محیط PH را تغییر و در آخر باعث تغییر رنگ محیط خواهند شد . برخی از شاخص های فیزیکی از آلیاژ هایی تشکیل شده اند که در دمای مورد نظر ذوب می شوند .

بعضی از اتوکلاو هایی که توسط رایانه کنترل می شوند توسط سیستم F0 - F-noughtچرخه استریلاسیون را کنترل می کنند . مقدار F0  بر روی مقدار دقیقه ای ست میشود که برابر با 121درجه سانتی گراد و یا 249 درجه فارینهایت و یا فشار 15lbs بالاتر از فشار اتمسفر در 15 دقیقه است . از انجا که کنترل دقیق درجه حرارت دشوار است دما مانیتور می شود (کنترل میشود در یک محدود ای خاص) تا زمان استریلاسیون به پایان برسد .

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

پروتئین بنس - جونز سه شنبه بیست و نهم دی 1388 8:20
پروتئین بنس- جونز متشکل از دایمرهایی از زنجیره های سبک کاپا یا لاندا ایمنوگلوبین ها است.این پروتئین در ابتدا به وسیله هنری جونز در سال 1847 به علت خواص قابلیت انحلال غیر معمول آن شناخته شده است.
این پروتئین وقتی تا  `c60-40 حرارت داده شود رسوب می کند اما وقتی جوشانیده می شوددوباره محلول می گردد.وزن مولکولی این پروتئین کوچک است،44000 دالتون، بنابراین از داخل گلومرولهای سالم به آسانی فیلتره می گردد.
برای درک پروسه ترشح زنجیره های سبک در ادرار لازم است به منشا تولید این زنجیره ها پی ببریم.در بیماریهای اساسی یک کلون بدخیم از ایمنوسیتهای تولید کننده ایمنوگلوبولین تشکیل می گردد. تمامی سلولها در کلون نتیجه پرولیفراسیون یک سلول منفرد هستندو بنابراین دارای خواص یکسانی می باشند.

این سلولها یک ایمنوگلوبولین هموژن سنتز خواهند نمود (به عنوان مثال همه IgG یاIgA )و یا تنها یک نوع از زنجیره های سبک آزاد کاپا یا لاندا.عدم تعادل در سرعت های تولید زیر واحدهایی (زنجیره های سبک و سنگین)که مولکول ایمنوگلوبولین را تشکیل می دهند می تواند منجر به تولید بیش از حد زنجیره های سبک شود که این زنجیره ها از گلومرولها فیلتره شده و در ادرار ترشح می شوند(پروتئین بنس-جونز). اما همه اینها بستگی به مقادیر نسبی زنجیره های سبک وسنگینی که کلون تولید می نماید،دارند.سه نوع اختلال می تواند اتفاق بیفتد.
  1.  کلون می تواند مقادیر مساوی از یک نوع زنجیره سبک و یک نوع زنجیره سنگین تولید کند.اینها به منظور تشکیل یک ایمنوگلوبولین هموژن ترکیب خواهند شد که در الگوی الکتروفورز سرم به صورت پیک منوکلنال  قابل شناسایی خواهد بود و بنابرین چون هیچ زنجیره سبک اضافی سنتز نشده است در ادرار هم چیزی ظاهر نخواهد شد (پروتئین بنس-جونز نداریم )
  2.   کلون ممکن است زنجیره های سبک را بیشتر از زنجیره های سنگین سنتز کند و زنجیره های سبک با همه زنجیره های سنگین در دسترس ترکیب شوند و ایمنوگلوبولین به دست آمده را می توان در الکتروفورز سرم شناسایی کرد.زنجیره های سبک اضافی در ادرار ترشح خواهند شد (پروتئین بنس-جونز).
  3. کلون تنها زنجیره های سبک هموژن را بدون هیچگونه زنجیره سنگینی می سازد و الکتروفورز سرم هیچ پیک منوکلنال را نشان نمی دهد چون هیچ نوع مولکول ایمنوگلوبولین هموژن نمی تواند تشکیل شود.تمام زنجیره های سبک در ادرار ترشح خواهند شد مگر اینکه کلیه ها کم کار باشند. بنابراین ادرار شامل مقادیر زیادی پروتئین بنس-جونز بوده و این را می توان به وسیله یک پیک در الگوی الکتروفورز سرم بهتر شناسایی نمود. 

میلوم مولتیپل بیماریی که در آن پرولیفراسیون بدخیم پلاسما سل ها معمولاً در مغز استخوان وجود دارد در اغلب موارد همراه با پروتئین بنس-جونز می باشد. برآورد می شود که 50-80% بیماران مبتلا به میلوم مولتیپل پروتئین بنس-جونز در ادرار خواهند داشت.موارد باقیمانده دیگر به وسیله الکتروفورز سرم یا ایمونوالکتروفورز که امکان شناسایی ایمنوگلوبولین منوکلنال توسط آن وجود دارد،تشخیص داده می شوند.
مشاهده پروتئین بنس-جونز در ادرار برای میلوم مولتیپل اختصاصی نیست بلکه همچنین در مواردی مثل: لنفوم،ماکروگلوبولینمی،لوسمی،سارکومای اوستئوژنیک،آمیلوئیدوز و بد خیمی های دیگر نیز مشاهده می شود.ترشح روزانه زنجیره های سبک در ادرار می تواند از کمتر از یک گرم در روز تا
 15-20 گرم در روزمتفاوت باشد. از خصوصیات بیماری میلوم مولتیپل این است که اگر پروتئین بنس-جونز وجود داشته باشد در مقادیر زیاد ظاهر خواهد شد.
 
پس از پروتئینوری طولانی مدت  بنس-جونز ممکن است غشا گلومرول به پروتئین های بزرگ  
نفوذ پذیرتر شده و به علت بازجذب مجدد پروتئینها،سلول های توبولی دژنره و تخریب گردند و بنابراین پروتئین های نورمال سرم مثل آلبومین وگلوبولین نیز در ادرار ظاهر خواهند شد.
انجام آزمایش برای پروتئینوری بنس-جونز یک بخش از آزمایشهای روتین و معمولی ادرار نیست.اما این پروتئین ممکن است به صورت تصادفی توسط تست گرما و اسید شناسایی شود.چنانچه درخواستی برای انجام تست پروتئین بنس-جونز باشد ممکن است ابتدا تست  اسید سولفوسالیسیلیک به عنوان یک تست غربالگر برای تمام پروتئین ها انجام شود. اگر نتیجه منفی بود پس پروتئین بنس-جونز وجود ندارد اما اگر نتایج مثبت به دست آمد آنگاه تست های بیشتری لازم است تا مشخص کند که آیا رسوب مربوط به پروتئین بنس-جونز است یا مربوط به سایر پروتئین ها می باشد. بهترین روش برای شناسایی حضور این زنجیره های سبک،انجام الکتروفورز پروتئین و ایمونوالکتروفورز با استفاده از آنتی سرم های اختصاصی
بر روی نمونه ادراری است که قبلاٌ توسط دیالیز به خوبی تغلیظ شده باشد.
 
دو روش دیگر غربالگر نیز وجود دارند که می توانند استفاده شوند اما به اندازه الکتروفورز با ارزش نیستند. یک روش براساس خواص حلالیت غیر معمول آن و روش دیگر یک آزمایش  رسوبی با استفاده از تولوئن سولفونیک اسید (TSA) است.
 
تست رسوبی گرما
پروتئین بنس-جونز در درجه حرارت های بین 40-60 درجه سانتیگراد (درجه اپتیمم 56) رسوب می کند،ولی مجدداٌ در حرارت 100 درجه سانتیگراد حل می شود. با سرد کردن مجدد،رسوب دوباره در حدود 60 درجه سانتیگراد ظاهر شده و مجدداٌ در حرارت پایین تر از 40 درجه سانتیگراد حل خواهد شد. 
 
آزمایش تولوئن سولفونیک اسید (TSA)
معرف TSA پروتئین بنس-جونز را رسوب می دهد و می تواند مقادیر این پروتئین را در حد 0.03 میلی گرم در هر میلی لیتر شناسایی نماید.این محلول،آلبومین را رسوب نمی دهد اما اگر گلوبولین ها در غلظت های بیش از 500 میلی گرم در 100 میلی لیتر وجود داشته باشند،نتیجه مثبت ایجاد می نمایند.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

تومور مارکر ها سه شنبه بیست و نهم دی 1388 8:16

تومور مارکرها معمولا موادی از جنس پروتیئن هستند که در بدن و در پاسخ به رشد سرطان و یا توسط خود بافت سرطانی ساخته و معمولا در خون یا ادرار یافت می شوند.تومور مارکرها می توانند محصول خود سلولهای سرطانی یا سلولهای بدن در پاسخ به سرطان یا سایر شرایط باشند.انواع گوناگونی از تومور مارکرها وجود دارند. بعضی دارای ویژگی بوده و فقط در یک نوع منفرد از سرطان دیده می شوند در حالی که گروهی دیگر می توانند در انواع متعددی از سرطانها یافت شوند. 

از سوی دیگر بسیاری از مارکرهایی که از قبل به خوبی شناخته شده اند در شرایط غیر سرطانی هم دیده می شوند و در نتیجه برای سرطان تشخیصی نخواهند بود. اولین تومور مارکرهایی که برای ردیابی سرطان مورد استفاده قرار گرفت گنادوتروپین جفتی انسان یا HcG بود که به عنوان آزمایش حاملگی شناخته می شود.سطح بالایی از این ماده در خون و پس از حاملگی ممکن است نشانه ای از بیماری تروفو بلاستیک حاملگی باشد

کاربرد تومور مارکر ها

  • در استفاده از تومور مارکر ها هدف اصلی این است که غربالگری و تشخیص زود هنگام سرطان اتفاق افتد چرا که در این زمان بیشترین احتمال تاثیر درمان وجود دارد .

از همین رو تنها تومور مارکر دارای مقبولیت گسترده به عنوان یک غربالگر در مردان (PSA) خواهد بود. سایر تومور مارکر ها یا فاقد ویژگی کافی هستند و یا این که در ابتدای بیماری به قدر کافی افزایش نیافته اند. ذکر این نکته الزامی است که تومور مارکرها به خودی خود تشخیصی نیستند و تشخیص قطعی سرطان با دیدن نمونه بافت سرطانی در زیر میکروسکوپ توسط پاتولوژیست صورت می گیرد. با این وجود تومور مارکرها اطلاعاتی به ما می دهند که از انها می توان به طرق زیر استفاده کرد:

۱) غربالگری

غربالگری یا screening توسط تومور مارکرها به معنای جست و جوی سرطان در افرادی است که علایمی از بیماری را ندارند.

۲)کمک به تشخیص

از تومور مارکر ها معمولا برای تشخیص سرطان استفاده نمی شود و در اکثر موارد سرطان فقط با نمونه بیوپسی تشخیص داده می شود.از تومور مارکرها می توان برای تشخیص منشا سرطان پخش شده در بدن که منشا اولیه ان معلوم نیست کمک گرفت.

 ۳) تعیین مرحله (stage)

در بیمار مبتلا به سرطان از میزان بالا بودن تومور مارکرها می توان برای کمک به تعیین این که سرطان به چه میزان به سایر بافت ها و اعضا گسترش یافته است استفاده کرد.

۴) تعیین پیش اگهی

بعضی انواع سرطان نسبت به بقیه سریعتر رشد کرده و منتشر می شوند .حتی در یک نوع سرطان مثل سرطان سینه ،بعضی نسبت به بقیه بیشتر رشد کرده و منتشر می شوند یا ممکن است پاسخ کمتر یا بیشتری به درمانهای خاصی داشته باشند . بعضی از تومور مارکرهای جدیدتر به تعیین احتمال مهاجم بودن سرطان بیمار یا پاسخ احتمالی به داروهای خاص کمک می کنند.

۵) راهنمای درمان

بعضی از تومور مارکرها تعیین کننده دستورالعمل درمان خواهند بود.

۶) پایش درمان

اگر یک تومور مارکر برای نوع خاصی از سرطان در دسترس باشد برای تعیین کار امد بودن درمان راحت تر این است که به جای تکرار CXR و..هزینه کمتری خواهد داشت.

۷) تعیین عود

  به طور معمول یکی از بیشترین استفاده از  تومور مارکرها برای پایش عود سرطان خواهد بود.

 

بررسی بعضی از تومور مارکر ها

تومور مارکر ها

Alpha-Fetoprotein(AFP)

اندازه گیریAFP درسرم به عنوان تومور مارکر برای ردیابی و پایش درمان  کارسینوم هپاتوسلولار (HCG) که در ان سطح سرمی AFP بطور بارزی افزایش می یابد صورت می گیرد. AFPهمراه باHCGبرای مرحله بندی و پایش تومورهای سلول زایای غیر سمینومی خصوصا تومورهای بیضه کاربرد دارد.

B2-Microglobulin(BMG)

BMG یک پروتئین سرمی  با وزن مولکولی پائین است که از غشا سلولی مشتق شده و جز ثابت زنجیره سبک کمپلکس آنتی ژن لوکوسیت انسانی کلاس یک  می باشدو از طریق گلومرول های کلیوی فیلتره شده و در توبولها باز جذب می شود.از آن ، درارزیابی پیش اگهی میلوم متعدد استفاده می شود به این صورت که میزان BMG سرمی بیانگر اندازه تومور،سرعت رشد و عملکرد کلیوی خواهد بود.

 Cancer Antigen15-3(CA15-3)

CA15-3 به عنوان یک بیو مارکر سرطان سینه در نظر گرفته شده است. ماده ای که واقعا انداره گیری می شود گلیکو پروتئینی است که در بسیاری از کارسینوم ها از جمله ادنوکارسینوم ها و کارسینوم های سلول سنگفرشی افزایش بروز و در نتیجه افزایش سطح سرمی خواهد داشت.

Cancer Antigen19-9(CA19-9)

CA19-9 به عنوان مارکر سرطان پانکراس و گاهی اوقات کارسینوم هپاتوسلولار،کولون و رکتوم شناخته شده است.از CA19-9 عمدتا برای ردیابی،کمک به تشخیص و تعیین پیش اگهی بدخیمی پانکراس استفاده می شود.

CancerAntigen72-4(CA72-4)

CancerAntigen72-4DیاTAG-72یک موسین گلیکو پروتئین با وزن مولکولی بالاست که در سرم بیماران مبتلا به سرطان تخمدان و انواع آدنوکارسینوم های دستگاه گوارش به خصوص معده قابل ردیابی خواهد بود.از این مارکر در پی گیری بیماران مبتلا به سرطان معده پس  از جراحی نیز می توان کمک گرفت.

Cancer Antigen 125(CA125)

کاربرد اصلی CA125 پایش پاسخ به درمان و احتمال عود در بدخیمی های تخمدان (تومورهای اپی تلیالی غیر موسینی)می باشد.ازCA125 برای غربالگری بدخیمی های تخمدان هم استفاده می شود . براساس مطالعات متعدد،زنان بدون علامت پس از سن یائسگی که افزایش سطح سرمی CA125 دارند باید از نظر بدخیمی های دستگاه تناسلی از جمله تخمدان مورد ارزیابی قرار گیرند.

Calcitonin

کلسی تونین پلی پپتید کاهنده کلسیم خون است. که توسط سلولهای پارافولیکولر غده تیروئید و همچنین سلولهای نورواندوکرین تیموس و برونکوپولمنوری و برخی از سلولهای مدولای غده فوق کلیه ترشح می شود.غلظت کلسی تونین هم در نوع تک گیرو هم در نوع فامیلی کارسینوم مدولاری تیروئید و در هیپر پلازی سلولهای پارا فولیکولر  افزایش  می یابد.

Carcinoembroyinc Antigen (CEA)

CEA یک انتی ژن گلیکوپروتئینی اونکوفتال است که برای ارگان خاصی اختصاصی نبوده و موارد غیر طبیعی ان در بسیاری از تومورها و حالات غیر تومورال مشاهده می شود. از CEA به طور گسترده ای در تشخیص،پی گیری و پیش اگهی آدنو کارسینومها ی گوارشی خصوصا تومورهای کولورکتال استفاده می شود.

Catecholamines

کاتول امینها شامل اپی نفرین،نور اپی نفرین و دوپامین در مدولای غده ادرنال ،مغز و سیستم عصبی سمپاتیک ساخته می شود.اندازه گیری کاتکول امینها برای تشخیض نئو پلاسم های مترشحه کاتکول امین مفید می باشد.

Gastrine

گاسترین توسط سلولهای اندوکرین G که در انتروم معده و گاهی سایر مناطق دستگاه گوارش قرار دارند ترشح می شوند .از نظر بالینی اندازه گیری گاسترین به منظور تشخیص تومورهای کارسینوئید مترشحه گاسترین (گاسترینوما)انجام می شود.

Glucagone

گلوکاگون هورمونی پپتیدی است که از طریق ایجاد ادنوزین مونو فسفات حلقوی تولید گلوکز را تحریک کرده و در نتیجه برخلاف فعالیت انسولین عمل می کند.از گلوکاگون پلاسما برای تشخیص گلوکاگونوما استفاده می شود . گلوکونوما یک تومور بسیار نادر نورو اندوکرین است که معمولا در پانکراس یافت می شود.

5-HydroxyindoleaceticAcid(5-HIAA)

5-HIAA یک متابولیت سروتونین در ادرار است که از ان به عنوان مارکر تومورهای کارسینوئید استفاده می شود.تومورهای کارسینوئید ،نئوپلاسم های نورواندوکرینی هستند که عمدتا از دستگاه گوارش و تنفس منشا می گیرند.

Homovanillic Acid(HVA)

HVA متابولیت عمده نهایی دوپامین در ادرار  است. از HVA ادرار برای ردیابی و پی گیری  درمان بیماران مبتلا به نوروبلاستوم و فئو کروموسیتوم استفاده می شود. تقریبا در تمامی بیماران مبتلا به نوروبلاستوم HVA افزایش می یابد. در حالی که فقط در حدود 80 درصد از انها افزایش کاتکول امین های ادرار دیده می شود.

Human Chorionic Gonadotropin(B-hCG)

B-hCG توسط سلولهای سن سی شیو تروفوبلاست ساخته می شود و علاوه بر آزمایش حاملگی به عنوان مارکر تومورهای تروفوبلاستیک  حاملگی،تومورهای سلول زایای غیر سمینومی و ندرتا سمینوما در نظر گرفته می شود.

Metanephrines

لغت تجمیعی متانفرینها شامل متانفرین و نورو متانفرین می شود که به ترتیب متابولیتهای 5-متیله شده کاتکول امین های اپی نفرین و نور اپی نفرین هستند. نئوپلاسمهای مترشحه کاتکول امین ها که عمدتا از مدولای ادرنال منشا میگیرند عبارتند از:فئوکروموسیتوم،پاراگانگلیوم و نوروبلاستوم. اندازه گیری متانفرین ها در پلاسما یا ادرار برای تشخیص فئوکروموسیتوم حساس بوده و در این میان  حتی استفاده از نسبت متانفرین به کراتینین در ادرارممکن است مناسب تر هم باشد.

Monocolonal Immunoglobulins

پروتئین مونو کلونال محصول یک کلون منفرد بسط یافته شده از لنفوسیت های B و یا پلاسماسل هایی است که می توان ان را توسط الکتروفورز پروتئین سرم یا ادرار شناسایی کرد.پروتئین مونو کلونال در سرم یا ادرار در موارد زیر دیده می شود:

  • پلاسماسیتوم منفرد
  • میلوم پلاسما سل
  • آمیلو ئیدوز
  • ماکرو گلوبولینمی والدن اشتروم
  • بیماری های زنجیره سنگین
  • و...

Neuron-Specific Enolase(NSE)

استفاده از NSE به عنوان مارکر سرمی برای نئوپلاسم های نورواندوکرین در حال تحقیق و بررسی است.به نظر می رسد NSE سرم مارکر نسبتا اختصاصی برای سرطان سلول کوچک ریه باشد (ویژگی85%)و نشان داده شده که برای پایش درمان و پیش گویی عود مبتلایان به این سرطان مفید بوده است.

Prostate Specific Antigen(PSA)

PSA یا کالیکرئین -3 انسان، Hk3،سرین پروتئازی است که به طور انحصاری توسط سلولهای اپی تلیال بافت پروستات تولید می شود.PSA با غلظت های بالا در منی وجود داشته و عمل ان رقیق نمودن منی است. PSA بهترین و دقیق ترین مارکر برای ادنوکارسینوم پروستات است چرا که  در اکثرمردانی که سرطان پروستات قابل توجه از نظر بالینی دارند افزایش می یابد.همچنین در ردیابی بقایای تومور و پیشرفت بیماری پس از جراحی پروستات مفید خواهد بود.

Prostatic Acid Phosphate(PAP)

در حال حاضر سطح سرمی PSA جایگزین PAP در بیماریابی ،مرحله بندی و پی گیری بدخیمی های پروستات شده است. PSA ازPAP حساس تر و اختصاصی تر است. تقریبا تمامی بیماران مبتلا به به سرطان پروستات و افزایشPAP،گسترش خارج کپسولیو متاستاز دارند.بعد از درمان جراحی سرطان پروستات ،PAP سریع تر از PSA افت کرده و بعد از برداشتن کامل تومور باید غیر قابل اندازه گیری باشد. درمان محرومیت از اندوژن تولید PSA را کاهش میدهد اما اثری روی PAP ندارد که پیشنهاد کننده استفاده از PAP جهت پی گیری بیماران درمان شده با این روش است.

Thyrogolobuline(Tg)

تیروگلوبولین یک محصول ترشحی اپی تلیوم فولیکولی و شکل ذخیره ای هورمون های تیروئیدی یعنی T3و T4  می باشد .استفاده اصلی از تیروگلوبولین در پایش بیمارانی است که قبلا کارسینوم های تمایز یافته تیروئید داشته و جراحی شده اند . در چنین بیمارانی بعد از جراحی موفقیت امیز ،مقادیر باید کمتر از 5ng/ml باشد .مقادیر افزایش یافته نشانه عود خواهد بود.

VanillyImandelic Acid(VMA)

VMA متابولیت اصلی کاتکول امین های اپی نفرین و نور اپی نفرین است در ارزیابی و غربالگری فئو کروموسیتوم حساسیت VMA کمتر از متانفرین ها می باشد ولی اختصاصیت بالاتری دارند. از VMAبرای تشخیص و پی گیری نوروبلاستوم ،گانگلیونوروم و گانگلیونوروبلاستوم نیز استفاده می شود.

Vasoactive Intestinal Peptide(VIP)

VIP یک نورو ترانسمیتر غیر ادرنرژیک غیر کولینرژیک است که به صورت گسترده در سلولهای سیستم عصبی مرکزی و محیطی توزیع شده است . توجه بالینی به VIP،برتومورهای مترشحه VIP که به انها VIPoma هم گفته می شود متمرکز شده است. این تومورها سبب اسهال ترشحی با حجم بالا می شوند که بسیار شبیه وبا است و از این رو لغت وبای پانکراسی برای انها به کاربرده شده است.

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

ca125 .ca19-9 سه شنبه بیست و نهم دی 1388 8:13
سرطان تخمدان يکي از شايعترين علتهاي ايجاد کننده مرگ در بين بدخيمي هاي دستگاه تناسلي در زنان امريکايي مي باشد. حدود 75درصد بدخيمي ها در مراحل پيشرونده در هنگام تشخيص ديده مي شود. بدخيمي هاي تخمدان بيشترين مشکلات را به دليل کشف دير رس آن به بار مي آورد که علت اين امر ناديده گرفتن اهميت روشهاي غربالگري براي تشخيص سريع اين ضايعه بخصوص در زنان پرخطر مي باشد استفاده از روشهاي غربالگري و طراحي تکنيکهاي نوين غربالگري با تو جه به معيارهاي سازمان جهاني بهداشت يکي از مهمترين اهداف در درمان اين بيماري مي باشد. بنا بر اين دراين مطالعه بر آن شديم تا نگاهي به روشهاي غربالگري با توجه به ميزان حساسيت آنها براي تشخيص زودرس اين ضايعه در بين مقالات معتبر بيندازيم

هدف

بررسي جديدترين روشهاي غربالگري با توجه به ميزان حساسيت آنها براي تشخيص زودرس کانسر تخمدان

روش كار

ين مطالعه مروري به بررسي روشهاي غربالگري سرطان تخمدان در جامعه پزشکي پرداخته است. مقالات مرتبط موجود در سايتهاي Pubmed، Elsevier وBMJ از سال 1994 الی 2007 و با استفاده از كلمات كليدي Screening ، Ovarion ، Cancer مورد مطالعه قرار گرفت.

يافته ها

یافته های حاصل از بررسي مقالات نشان مي دهد که در مجموع استفاده از تکنيکهاي ساده تا استفاده از تکنيکهاي آزمايشگاهي مي تواند روشهاي مناسبي را براي غربالگري سرطان تخمدان ارائه دهد .که در مجموع استفاده از يک يا چند تکنيک ارزش تشخيصي بيشتري در تعيين وجود اين عارضه دارد. با تو جه به اينکه اين بيماري بخاطر کمبود علايم باليني به عنوان بيماري خاموش ناميده مي شود اما وجود چندعلامت باليني در زنان بيش از 40سال مي تواند مشخصه اي براي وجود اين عارضه باشد .از جمله علائم باليني مي توان به دردهاي شکمي و علائم روده اي معده اي و علائم سيستم ادراري اشاره کرد .که البته اين علائم در غربالگري سرطان تخمدان مي تواند بصورت غير اختصاصي باشد. از جمله روشهاي غربالگري براي تشخيص اين ببماري روشهاي سو نو گرافي ومعاينات لگني و شکمي است. در بين روشهاي سونو گرافي, سونوگرافي شکمي, لگني و واژينال استفاده از اسکن از اهميت ويژه اي برخوردار است که با بررسي مورفولوژيک تخمدان و بررسي تخمدان از نظر سايز و حجم مي توان پي به وجود ضايعه برد اگرچه موارد مثبت کاذب این روش زیاد است بنابراین استفاده از داپلر رنگی و MRI برای تشخیص قطعی این ضایعه تو صیه می شود .



متد ديگر استفاده از تومور مارکرها مي باشد که شاهدي بر وجود يک سرطان و يا يک ضايعه پيش سرطاني آن مي باشد استفاده از تومور مارکر 125CA که در بسياري از مطالعات به عنوان مهمترين ابزار غربالگري بکار مي رود اما در بعضي موارد(حاملگي , آندو متريوز و سرطان کولون) افزايش کاذب اين تومور مارکر ديده مي شود و در کانسرهاي غير اپتيالي تخمدان سطح اين هورمون بصورت نرمال باقي مي ماند. اين موارد مي تواند از حساسيت تست بکاهد. همچنين در مطالعه اي به استفاده از تومور مارکر CA125,oVAX1,MCFS به عنوان روش غربالگري اشاره شده است که حساسيت تست را تا 85درصد افزايش مي دهد. استفاده از 72TAG, 3-15 CA برای بررسی بدخیمی و خوش خیمی این ضایعه می باشد.



روش دیگر غربالگری که به عنوان جدید ترین تکنیک غربالگری شناخته شده است استفاده از OVA CHECK می باشدکه این روش نسبت به سایر تستهای تشخیصی متداول قدرت تشخیصی بیشتری دارد در این مکانیزم مقایسه کمی و کیفی proteom تمامی پرو تئینهای انسانی در شرایط متفاوت به منظور بهتر و وسیعتر از فرآیندهای زیستی می باشد.
Arrow
علم proteomic از متدولوژیی استفاده می کند که شامل شناسایی الگوی پروتئینی سرم با وزن مولکولی پایین توام با اسپیرو متری میباشد . الگو های پرو تئینی را در سرم از طریق جداسازی وزن مولکولی و شارژ الکتریکی (یونیزاسیون الکترو اسپری ) شناسایی می نماید. سرطان تخمدان الگوهای proteomic متمایز و مشخصی ایجاد می کند که می توان از آنها برای شناسایی اولیه و درمان بیماری استفاده نمود .

نمونه های سرم هم از بیماران سرطانی و هم زنان غیر سرطانی برای الگو های proteomic استفاده می شود. هنگامی که الگوها شناسایی شوند با الگوهای همان پرو تئینها در نمونه های سرمی از سایر افراد مبتلا و بیماران غیر مبتلا مقایسه خواهد شد.

این شیوه شناسایی بیماری در بیماران مبتلا به سرطان تخمدان استفاده می شود.

غربالگری برای پستان, پروستات و کانسر کولون با استفاده از این تکنیک یکی از افق های دیگر می باشد.

بحث و نتيجه گيري

نتایج حاصل ازبررسی مقالات نشان می دهدکه علی رغم پیشرفتهای تکنولوژی و استفاده از متدهای جدید برای تشخیص ضایعات سرطانی, مهمترین متدهای تشخیصی برای غربالگری سرطان تخمدان چه در جمعیتهای عمومی و چه جمعیتهای پر خطر (زنانی با سابقه خانوادگی- زنانی با سابقه سرطان پستان و کولون) استفاده از تومور مارکر 125CA , TVS و معاینات لگنی است. حساسیت این تستها در تشخیص مورد بحث است.
تومور ماركرها موارد مصرفي بسياري دارند ولي رايج‌ترين كاربرد آنها در پايش (Monitoring) روندِ بدخيمي طي درمان، ارزيابي موفقيت برداشت يك تومور و بعدها جهت تشخيص عود تومور است. تعدادي از تومور ماركرها كاربردهاي بيشتري نيز دارند. بعضي از ماركرها، به‌عنوان مثال Chromogranin A كه ماركر سلول‌هايي با تمايز نورواندوركرين است (همچون كارسينوم small cell ريه و كارسينوئيد)، به تشخيص ردة سلول‌هاي بدخيم كمك مي‌كنند. بعضي از تومور ماركرها به تشخيص افرادي كه ريسك بالايي براي ابتلاء به سرطان دارند، كمك مي‌كنند (همچون BRCA-1 و BRCA-2 براي سرطان‌هاي ارثي سينه). افزايش شديد تومور ماركرهاي جنيني بيشتر به نفع بدخيمي است تا خوش‌خيمي. تومور ماركرهايي نظير ايزوآنزيم‌هاي آلكالن فسفاتاز به تشخيص محل متاستاز كمك مي‌كنند (متاستاز به استخوان و يا كبد). تومور ماركرهاي ديگري نيز در ارزيابي ميزان تهاجم تومور موثرند (PCNA, HER-). برخي از تومور ماركرها نيز در ارزيابي پاسخ بالقوة بيماران به درمان به كار مي‌روند (رسپتور هورمون‌هاي استروژن و پروژسترون در سرطانِ سينه).
نحوة تفسير تومور ماركرها

تمامي تومور ماركرها كمتر از 100% حساسيت و ويژگي دارند، از اين رو مي‌توان گفت هيچ تومور ماركر مختص يك ارگان است ولي با وجود اين مختص سرطان نيست. هيچ‌گاه نبايد به نتيجة يك تست اعتماد كرد و هميشه بايد به‌جاي يك تست، تست‌هاي متعدد انجام داد تا بتوان بيماري‌هاي خوش‌خيم را حذف كرد. هايپرپلازي باعث افزايش گذراي سطح ماركرها مي‌شود در حالي‌كه نئوپلازي باعث افزايش پايدارتر و پيشروندة تومور ماركرها بايد در نظر گرفته شود. براي اكثر تومور ماركرها بايد حداقل دو هفته پس از عمل (ترجيحاً يك‌ ماه) سطح تومور ماركر اندازه‌گيري شود زيرا بسته به نيمة عمر تومور ماركر مدتي طول مي‌كشد تا سطحِ آن كاهش يابد. بعضاً سطح تومور ماركر، به علت دستكاري شدن تومور حين جراحي، تا مدتي پس از عمل افزايش نيز مي‌يابد. افزايشِ سطح تومور ماركرها در سرم بيماران كبدي و يا كليوي نيز ديده مي‌شود، گرچه مبتلاء به سرطان نباشند، زيرا متابوليسم نرمال تومور ماركر دچار اختلال مي‌شود. كارسينوامبريونيك آنتي‌ژن (CEA) به‌طور نرمال توسط كبد متابوليزه مي‌شود و بنابراين بيمار‌ي‌هاي كبدي مي‌تواند باعث افزايش سطح CEA شوند. به همين ترتيب β2-ميكروگلوبولين به‌واسطة كليه‌ها دفع مي‌شود و اختلالات كليوي سبب افزايش سطح سرمي β2- ميكروگلوبولين مي‌گردند. درخواست تومور ماركرهاي متعدد مي‌تواند باعث افزايش حساسيت و ويژگي تومور ماركرها در تشخيص بيماري شود. به عنوان مثال درخواست همزمان CA 15-3، CA 19-9 و CA 125 الگوهايي را نشان مي‌دهد كه به تشخيص بدخيمي كمك مي‌كنند. هنگامي كه سطح تومور ماركر بسيار بالا باشد ممكن است در هنگام انجام آزمايش، به علت بروز پديدة Hook Effect، نتايج كاذب پايين به‌دست آيد. بنابراين هنگامي كه جواب يك تومور ماركر بسيار پايين‌تر از حد مورد انتظار باشد، توصيه مي‌شود همان تست مجدداً با رقتِ ؟؟ سرم انجام شود. بيشترين افزايش تومور ماركرها در موارد بروز متاستاز ديده مي‌شود.
: Arrow arrow:


CA 125 يك آنتي‌ژن تغيير يافته با منشاء سلول‌هاي جنيني مولرين (Mullerian) است. اين آنتي‌ژن، ساختمان گليكوپروتئيني شبه موسيني داشته و وزن ملكولي آن بيشتر از 200 كيلو دالتون است. CA 125 جزء ماركرهاي اصلي در اندومتريوزيس و تومورهاي غير موسيني تخمدان است. افزايش CA 125 در 80% تومورهاي غير موسيني تخمدان و در تمام شكل‌هاي سروز، اندومتريال، Clear Cell و تمايز نيافتة سرطان تخمدان ديده مي‌شود اما در تومورهاي موسيني تخمدان هيچ‌گونه افزايشي نمي‌يابد.

سطح اين تومور ماركر در موارد زير نيز افزايش دارد:

1- 2/0% افراد سالم دهندة خون 2- 1% زنان سالم، 3- در 5% از اختلالات زنانگي خوش‌خيم همچون بيماري‌هاي التهابي لگن (PID)، 4- در 16% زناني كه در سه ماهة اول حاملگي قرار دارند، 5- در 25% از اختلالات غير زنانگي مثل سرطان‌هاي دستگاه گوارش (پانكراس، كبد و…) و سرطان پستان، 6- درصد بالايي از بيماري‌هاي پيشرفته مثل آدنوكارسينوماي سرويكس، اندومتريوم، لولة فالوپ و كارسينوم رحم، 7- درصد بالايي از Benign Endometriotic Adnexal Cysts، 8- 45% زنان مبتلاء به تومورهاي تروفوبلاستيك، 9- 40% زنان مبتلاء به سندرم غير هوچكين، 10- عفونت و يا التهاب پردة پلور، 11- عفونت و يا التهاب پريتونئوم (مثل پانكراتيت، سروز نكروز شديد كبدي و…)، 12- نارسايي كليه و ليوميوم رحم.

CA 125 به همراه اولتراسونوگرافي براي غربال‌گري سرطان تخمدان در گروه‌هاي زير استفاده مي‌شود: 1- زناني كه داراي پيشينة خانوادگي سرطان پستان، تخمدان و اندومتر هستند، 2- خانم‌هايي كه سابقة تومور خوش‌خيم در تخمدان و پستان دارند. 3- زنان يائسه‌اي كه تخمدان قابل لمس دارند. 4- زنان كارگري كه در صنايع آزبست (مواد ضد آتش و يا ضد گرما) كار مي‌كنند.

حساسيت اين تست در غربال‌گري سرطان تخمدان درجه (grade) يك 50% و سرطان تخمدان درجة دو 60% است. اما ويژگي آن را مي‌توان با انجام همزمان اولتراسونوگرافي و يا انجام اين تست به دفعات متوالي افزايش داد. ارزش پيش‌آگهي مثبت (Positive Oredictive Value) اين تست در بيماراني كه تحت عمل جراحي سرطان تخمدان قرار گرفته‌اند حدود 100% است و اين افزايش نشان‌دهندة وجود بافت توموري است. ارزش پيش‌آگهي منفي (Negative Predictive Value) آن در اين گروه از بيماران حدود 56% است چرا كه در 44% موارد لاپاراتومي تشخيصي بافت توموري وجود داشته بدون آنكه سطح CA 125 افزايش يافته باشد. وجود مقادير بالاي CA 125 بعد از درمان بيماري و طي دوره‌هاي شيمي‌درماني نشان‌دهندة وجود كلون‌هاي پايداري از بافت‌هاي توموري (residual cancer) است.

پيش‌آگهي بيمار مبتلاء به سرطان تخمدان بهتر است اگر:

- طي 5 روز بعد از عمل جراحي غلظت CA 125 50% كاهش يابد.

- نسبت غلظت پس از عمل به پيش از عمل طي 4 هفته به كمتر يا مساوي 1/0 برسد.

اگر اين نسبت بيشتر از 1/0 و كمتر از 5% باشد، نشان‌دهندة آن است كه شيمي‌درماني مي‌تواند مفيد واقع شود ولي به هر حال ميزان عود بيماري زيد است و اگر اين نسبت بيشتر از 8/0 باشد نشان‌دهندة آن است كه بايد درمان جانبي مثل شيمي‌درماني تركيبي و يا راديوتراپي مدنظر قرار گيرد.

در 93% بيماران در هنگام برگشت بيماري سطح CA 125 افزايش يافته و اين افزايش 7-2 ماه زودتر از آشكار شدن علائم سرطان صورت مي‌گيرد.



كاربرد CA 125 در اندومتريوز: سطح سرمي CA 125 در اندومتريوزيس بسيار خفيف تا خفيف، نرمال است. اما در اندومتريوزيس متوسط تا شديد سطح آن افزايش مي‌يابد. در افراد نرمال در فاز خارج از قاعدگي بدون داشتن اندومتريوزيس، سطح CA 125 حدود U/ml 8-2 است. اما در افرادي كه مبتلاء به اندومتريوزيس بسيار خفيف تا خفيف هستند، سطح CA 125 حدود U/ml 95-13 است. ويژگي اين تست براي تشخيص اندومتريوزيس حدود 80% و حساسيت آن حدود 66% است. اگر نسبت اين تست در فاز menstrual به فاز follicular بيشتر از 5/1 باشد حساس‌ترين ماركر باري تشخيص اندومتريوزيس است.


CA 16-9 يك شاخصِ آنتي ژنتيك كربوهيدراتي است كه بر روي يك موسين با وزن مولكولي بالا قرار مي‌گيرد. سطح نرمال آن كمتر از U/ml 37 است و اغلب در تومورهاي موسيني تخمدان ديده مي‌شود؛ ولي به‌طور قابل ملاحظه‌اي در تومورهاي سروزي و ساير تومورهاي غيرموسيني تخمدان نيز افزايش مي‌يابد. CA 19-9 تومور ماركر اصلي در كارسينوم‌هاي پانكراس، معده و كبدي – صفراوي است. CA 19-9 به‌همراه CA 125 براي پي‌گيري باليني در تومور تخمدان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در بيماري‌هاي خوش‌خيمِ كبدي مثل كلستاز و يا پانكراتيت نيز غلظت CA-19-9 افزايش مي‌يابد اما به ندرت از U/ml 75 فراتر مي‌رود
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

TUMOR MARKERS سه شنبه بیست و نهم دی 1388 8:11

تومور ماركرها محصولات سلولي هستند كه مي توان با استفاده از Immonu Peroidase Stating بوسيله آنتي باديهاي منوكلنال و پلي كلنال آنها را در بافتها و مايعات مختلف بدن و روي سطح سلولهاي كانسري رديابي كرد و شامل آنزيمها ( مثل LDH-PAP-NSE ) و اجزاء بافتي ( چون دسمين – كراتين – نروفيلامان – ويمنتين – LCA ) هورمون ( مثل Bhcg – كلسي تونين ) رسپتورهورمون ( چون ER ) و ساير موارد مثل پروتئين 100S و كروموگرانين مي باشد . از آنجا كه سطح سرمي تومور ماركرها معمولا انعكاسي از حجم و فعاليت تومور مي باشد تعيين آنها از نظر كشف و تشخيص بيماري نئوپلاستيك و همين طور مانيتورينگ دوره بيماري مخصوصا طي درمان ارزش قابل توجهي پيدا كرده است . هورمونها و آنزيمها يا متابليتهاي آنها به وفور همراه با پروليفراسيون سلولي افزايش مي يابند و همچنين كارسينوامبريوژنيك آنتي ژنها به ديفرانسياسيون سلولي وابسته اند و تعدادي ماركر به مراحل تومور بستگي داشته وو تامتاستاز ريليز مي شوند و بعضي وابسته به حوادث همراه تومور و مراحل ترانسفورماسيون بدخيمي اند .

Clinical Application

1-  Screening  ( CEA براي كانسر كولوركتال و AFP براي هپاتوما ( در چين ) و Ca 125 , PSA+DRE براي پروستات و تخمدان در دست تحقيقند . )

2- Diagnosis ( كه غالبا تاثير كمي دارد ) .

3- Treatment manitoring  ( براي كنترل موفقيت كموتراپي يا جراحي مفيدند مثلا Ca 125 در Ca تخمدان مي توانند راهنماي مفيد براي انتخاب درمان هم باشند .

4- Detection of Recurrence  ( مفيد مي باشد ) .

1-                 Prognosis  ( بعضي تومور ماركرها حكايت از متاستاز و Aggressive  بودن تومور مي كنند همچنين سير بالا رونده آنها  ) .

توجه به Spaciricity , Sensitivity تومور ماركرها قبل از كاربرد اساسي است و نتايج بايستي با عنايت  به تصوير كلينيكي و نتيجه ميكروسكوپيك نوري تفسير شوند .

1-كارسينوما : E.S ( سيتوكراتين – EMA ) مثبت و LCA و S100 و ويمنتين منفي اند .

2-لنفوما : LCA   مثبت و بندرت منفي كاذب و گاهي E.M.A مثبت .

3- ساركوما : a – مرانشيمال : ويمنتين مثبت و E.S منفي b – رابدوميوساركوم : ( ويمنتين مثبت ) c- آنژيوساركوم : F8AG مثبت .

1-                 ملانوما : S100 و ويمنتين و H.M.B مثبت و غالبا NSE مثبت و سيناپتوفيزين و E.S منفي اند .

2-                 تومورهاي نوروآندوكرين : NSE و كروموگرانين و سيناپتوفيزين و E.S مثبت اند .

3-                 G.C.T: E.S,AFP,BhCG  مثبت اند .

4-                 كانسرپروستات : PSA مثبت ( به ندرت مثبت يا منفي كاذب ) و E.S.+

5-                 Ca تيروئيد : a فوليكولر ( تيروگلوبولين + ) b مدولاري ( كلسي تونين مثبت )

6-                 Ca  پستان : ES , PR , ER معمولا مثبت اند .

7-                 Ca معده و كولون : (Tag 72 ) ( Ca 72-4) .

8-                 B2M : در NHL , MM مثبت اند .

پيشنهادات براي تجويز كردن تومور ماركرها :

1-                 هرگز به نتيجه يك تست اعتماد نكنيد ( در بيماريهاي خوش خيم هم ممكن است افزايش يابد و همچنين در بيماريهاي نئوپلاستيك بصورت گذرا افزايش پيدا مي كند . )

2-                 در صورت تجويز تست سريال هر بار انجام بايستي در همان Lab و با همان Kit انجام شود ( هر Kit  نتيجه مختلف دارد و تا حد ممكن تغيير سطح ماركر مربوط به تغيير حجم يا فعاليت تومور باشد نه متغيير Lab )

3-                 تومور ماركر انتخاب شده براي مانيتورينگ عود بايستي قبل از درمان حتما بالا رفته باشد ( چونكه ماركرها 100% حساس نيستند و ضمنا حساسترين نيز انتخاب شود . )

4-                 به نيمه عمر تومور ماركرها در موقع تفسير توجه شود ( حداقل دو هفته و ترجيحا يك ماه بعد از جراحي مثلا نيمه عمر PSA سرم 4-3 روز است و يكماه زمان لازم دارد تا از 50 ng/ml به سطح غير قابل كشف برسد )

5-                 چگونگي برداشت و متابليسم تومور ماركر در بدن را درنظر داشت ( مثلا در ناتواني كبد در برداشت CEA سطح آن بالا ميماند و B2M در نارسايي كليه ) .

6-                 براي بهبود Spaceficity , Swnsitivity تومور ماركرها در تشخيص مي توان ماركرهاي متعدد مناسب را در نظر گرفت ( مثلا پترنهاي ويژه در كانسر كولون و پستان و تخمدان و پانكراس با انجام CA19-9 , CA125 , CA15-3 , CEA و يا انجام CA125 با CA 125 Spacificity , TAC 72 , Ca 15-3  را در تشخيص افتراقي ضايعه بدخيم از خوش خيم افزايش ميدهد . ( انتخاب ماركرها بايسي اثر تكميلي داشته باشند نه پاراللي )

7-                 در نظر داشتن تومورماركرهاي خيلي حساس و غير اختصاصي و كم هزينه در مانيتورينك Efficaly درمان .

8-                 در نظر داشتن Hook effect  :  مثلا ايمونواسي تمايل به داشتن سطح پائين كاذب دارد ( براي رفع آن نمونه با دو رقت معمولا 10 برابر نسبت به قبل انجام مي شود )

9-                 توجه به تومور ماركرهاي اكتوپيك ( مثلا افزايش AFP در كانسر G.I.T متاستاتيك به كبد – كاسي تونين در كانسر ريه و پستان تخمدان و غيره FRQQHCG در CA كولوركتالي و آندوكرين پانكراس HCG در كانسر معده و تخمدان و هپاتوما و GCT بيضه .

موارد مثبت در شرايط غير نئوپلاستيك :

1- AFP : HV حاملگي – IBD – بيماريهاي كبدي

2- BHCG : Testicular Failur – مصرف ماري جوانا – حاملگي

1-                 CEA : HV – سيروز – پانكراتيت – IBD گاستريت -  R.F-COPD – مصرف سيگار

2-                 PAP/PSA : در پروستاتيت ها و BPH

3-                 CA15-3 :  هپاتيت مزمن (40% ) – سيروز ( 15% ) – در ساركوئيدوز – SLE-TB

تومور ماركرهاي سرمي مفيد :

 

 

پيشنهاد استفاده

كاربرد

نميه عمر

Upper limit

ماركر

S.M.D.P

Hepatoma(80%)Testis(60%)

3-6 d

25 UL

AFP

D.P.M

Testis Trophablastic Neoplasy

18-24 h

<1ng/ml

BhCG

M.P

MM-NHL

?

2 ug/ml

B2M

D.M

MTC

12 mins

0.1ng.ml

Calcitonin

M

Breast

<2w

25u/ml

CA 15-3

P.M

Pancrease

?

37 u/ml

Ca 19-9

DM

Gastric-Colon

?

64 u/ml

CA 72-4

P.M

Ovary

4-5 d

35 u/l

CA 125

M

Colorectal-Breast -Lung

Weeks

5 ng/m;

CEA

M

Neuroendicin

14 d

12 ug/l

NSE

D.P.M

Prostst (8%)

2-3 d

2.5-4 ng/ml

PSA

S.M

Thyroid

weeks

10 ng/ml

Thyroglobuin

 

S = Screening                 M= Manitoring               D=Diagnisis             P=Prognosis

 

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

واكنش‌ زنجيره‌ پلي‌مراز PCR شنبه بیست و ششم دی 1388 8:36

 

    ‌‌‌‌مسئله‌ اصلي‌ در بررسي‌ يك‌ ژن‌ خاص‌ مشكل‌ هدف‌ گيري‌ آن‌ در يك‌ ژنوم‌ پيچيده‌ كه‌ ممكن است‌ بيش‌ از صد هزار ژن‌ داشته‌ باشد است. بسياري‌ از روشها در ژنتيك‌ ملكولي‌ به‌ اين‌ مشكل‌ فائق‌آمده‌اند. تكنيكPCR ‌ در اواسط‌ دههِ 1980 در دپارتمان‌ ژنتيك‌ انساني‌ بوسيلهِKaru Mullis ابداع‌و براي‌ تكثير ژن‌ كم‌ خوني‌ داسي‌ شكل‌ و بتاگلوبين‌ انساني‌ مورد استفاده‌ قرار گرفتSaiki(1985) از پژوهشگران‌ شركت‌ مهندسي‌ ستوساشكالات‌ موجود را رفع‌ كرد وروش متداول‌ كنوني‌ را ابداع‌ نمود. حقوق‌ تجاري‌ اين‌ اختراع‌ اينك‌ به‌ شركت‌ هافمن‌ - روچت تعلق‌ داردKaru Mullis در سال‌ 1993 موفق‌ به‌ كسب‌ جايزهِ نوبل‌ شيمي‌ گرديد. واكنش‌ زنجيرهِ پلي‌ مراز يك‌روش‌ آزمايشگاهي‌ است‌ كه‌ به‌ منظور توليد انبوه‌ قطعه‌ خاص‌ و انتخابي‌ ازDNA به‌ كار مي‌رود.‌‌‌واكنش‌ مبتني‌ بر تكثير آنزيمي‌ قطعه‌اي‌ ازDNA است‌ كه‌ با استفاد از دو آغازگر چند نوكلئوتيدي‌ كه‌ مكمل‌ پايانهِ َ5 هر دو رشته‌ مورد نظر هستند، صورت‌ مي‌گيرد تا كپي‌ شدن‌ الگوي‌DNA توسط‌ آنزيم‌ پليمراز امكان‌پذير شود در سال‌ 1985 تنها سه‌ مقاله‌ علمي‌ در زمينهPCR ‌گزارش‌ شده‌ بود. پنج‌ سال‌ بعد از آن‌ اين‌ روش‌ در هزاران‌ آزمايشگاه‌ استفاده‌ گرديد و تاكنون‌ هزاران‌مقاله‌ و دهها كتاب‌ مستقل‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اختصاص‌ داده‌ شده‌ است‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ دانشگاه‌ آكسفوردحتي‌ مجله‌اي‌ به‌ نامPCR ‌ منتشر مي‌سازد .
‌‌‌‌به‌ عقيده‌ بيولوژيستهاPCRوسيله‌اي‌ است‌ كه‌ سوزني‌ را در كوهي‌ از كاه‌ پيدا مي‌كند.PCR از نظر اصولي‌ عملي‌ تشابه‌ زيادي‌ به‌ همانند سازيDNA ‌ دارد و در واقع‌ برگرفته‌ از آن‌ است‌بطوركلي‌ دو فرق‌ بينPCR ‌ و همانندسازي‌ وجود دارد: همانند سازي‌ در بدن‌ در دمايc ‌37با آنزيم‌DNA پلي‌ مراز و آنزيمهاي‌ ديگر صورت‌ مي‌گيرد درPCRبه‌ علت‌ نياز به‌ درجه‌ حرارت‌ بالا جهت‌واسرشت‌ شدن‌ از آنزيم‌ مقاوم‌ به‌ حرارت‌ همانندTaqاستفاده‌ مي‌شود و به‌ جاي‌ ساير آنزيمها ازتغييرات‌ درجه‌ حرارت‌ استفاده‌ مي‌شود.

مقايسه‌ تكثير ژن‌ از طريق‌ كلونينگ‌ باPCR
- در كلونينگ‌ هفته‌ها يا ماهها وقت‌ براي‌ تكثير قطعهDNA ‌ لازم‌ است، در حاليكه‌ درPCR قطعات‌ خاصDNA از ژنومي‌ پيچيده، ظرف‌ چند ساعت‌ بدست‌ مي‌آيد.
- ‌‌‌‌درPCRمقادير بسيار كمي‌ ازDNAبراي‌ تكثير موردنياز است‌ درحاليكه‌ در روشهاي استاندارد كلونينگ‌ وتجزيه‌ وتحليلهاي‌ بيولوژي‌ ملكولي‌ به‌ چند ميليون‌ قطعه‌ ازDNAاحتياج‌ است.
‌‌‌‌ - براي‌ كلون‌ كردن،DNAتا حد امكان‌ بايد خالص‌ باشد ولي‌ برايPCR ‌ خلوصDNAاهميت‌ زيادي‌ ندارد
‌‌‌‌- تكثيرDNAدرPCRدر محيط‌ عاري‌ از سلول‌ صورت‌ مي‌گيرد ولي‌ كلونينگ‌ به‌ سلولهاي زنده‌ نياز دارد.
‌‌‌‌- يكي‌ از مزايايPCR ‌ سرعت‌ آن‌ است‌ پليمرازTaqمي‌تواند توالي‌هايي‌ متجاوز از هزارجفت‌ باز را در ظرف‌ مدت‌ كمتر از يك‌ دقيقه‌ تكثير نمايد.
‌‌‌‌- درPCRنيازي‌ به‌ جدا كردن‌ قطعه‌ مورد نظر از محل‌ استقرارش‌ در DNAنمي‌باشدحاليكه‌ اين‌ محدوديت‌ در روشهاي‌ كلونينگ‌ وجود دارد.

اصول‌ و مبانيPCR ‌
‌‌‌‌واكنش‌ زنجيره‌ پلي‌مراز مبتني‌ بر تكثير آنزيمي‌ قطعه‌اي‌ ازDNA است‌ كه‌ با استفاده‌ ازآغازگر صورت‌ مي‌گيرد. طول‌ آغازگر بايستي‌ به‌ اندازهِ كافي‌ بزرگ‌ باشد تا تواليهاي‌ مشابه‌ به‌ آنها درنواحي‌ غير هدف‌ يافت‌ نگردد پرايمرها دو عمل‌ را انجام‌ مي‌دهند.اندازه‌ قطعات‌ تكثير شونده‌ را مشخص‌ مي‌كنند،محل ‌ ژني‌ كه‌ بايد تكثير شود را مشخص‌ مي‌كنند.‌‌‌‌بعد از اتصال‌ آغازگر به‌ مكملهاي‌ خود در توالي‌ هدف، انتهاي‌ هيدروكسيل‌ َ3 آنها رو به‌ سوي ناحيه‌ هدف‌ قرار مي‌گيرد.
PCR‌‌‌‌ طي‌ سه‌ دورهِ متوالي‌ واسرشت‌ سازيرشتهِ الگو، اتصال‌ آغازگر و بسط توسط آنزيم‌ پلي‌مراز انجام‌ مي‌گيرد.
‌‌‌‌در چرخه‌ اول‌ و دوم‌ فرآوردهِ حاصل‌ از بسط‌ داراي‌ طول‌ مشخصي‌ نيست. در چرخه‌ سوم قطعاتي‌ ساخته‌ مي‌شود كه‌ طول‌ آنها مشخص‌ است‌ از چرخهِ چهارم‌ تكثير به‌ صورت‌ نمائي‌ است‌

پارامترهاي‌ سيكلي‌
‌‌‌‌روشPCR ‌ بطوردستي‌ (بوسيله‌ حمام‌ آبي) و هم‌ بطور اتوماتيك‌ و با ترموسايكلر صورت مي‌گيرد. ابتدا با حرارت‌ 90-94(در30 ثانيه) دو رشتهDNA ‌ از يكديگر جدا مي‌شود و سپس‌ بامختصري‌ برودتc ‌30-65بمدت‌ (30ثانيه) پرايمرها به‌ مكملهاي‌ خود درروي‌ رشتهDNA ‌ متصل‌مي‌شوند وبه‌ دنبال‌ آن‌ با رساندن‌ دما به‌ 57-70(5-2 دقيقه) شرايط‌ براي‌ گسترش‌ پرايمرهاي‌چسبيده‌ بوسيلهِ آنزيم‌ تك‌ پلي‌مراز فراهم‌ مي‌شود.زمان‌ شيب‌ حرارتي‌ يا زماني‌ كه‌ درجه‌حرارت‌ از مقداري‌ به‌ مقدار ديگر عوض‌ مي‌شود بستگي‌ به‌ نوع‌ دستگاه‌ به‌ كار برده‌ شده‌ دارد براي‌اطمينان‌ از اينكه‌ نمونه‌ها به‌ درجه‌ حرارت‌ مورد نظر رسيده‌اند مدت‌ زمان‌ پرش‌ حرارتي‌ بوسيلهِاندازه‌گيري‌ ترمومتر نمونه‌ درطي‌ يك‌ آزمايش‌ تكثيرانجام‌ مي‌شود .گرماي‌ غيركافي‌ درطي‌مرحله‌ واسرشت‌ يكي‌ ازعلتهائي‌ است‌ كه‌ باعث‌ شكست‌ در واكنشPCR ‌ مي‌گردد

استخراجDNA ‌ برايPCR ‌
‌‌‌‌نقطهِ شروع‌ بسياري‌ از روشهاي‌ بيولوژي‌ مولكولي‌ ضرورت‌ جداسازيDNAبا كيفيت‌ عالي است. معمولا كيفيتDNA ‌ با عواملي‌ از قبيل‌ عدم‌ آلودگي‌ ناشي‌ ازRNA، پروتئين، ليپيد و سايرساختارهائي‌ كه‌ براي‌ آنزيمهاي‌ برشي‌ و پلي‌ مرازها مزاحمت‌ ايجاد مي‌كنند سنجيده‌ مي‌شود. به‌علت‌ بزرگ‌ بودن‌ اندازهِDNAومي‌ در پستانداران، روشهاي‌ استخراجDNA ‌ بايد حداقل‌ استرس‌مكانيكي‌ را در طي‌ استخراج‌ ايجاد نمايند.‌‌‌‌معمولإ روشهائي‌ كه‌ در آنها چندين‌ شوينده‌ همچونSDS ‌ وtritonX100 استفاده‌ مي‌شود.
كه‌ نقش‌ آنها ليز نمودن‌ سلول‌ و كمك‌ به‌ از بين‌ بردن‌ پروتئين‌ متصل‌ بهDNA ‌ مي‌باشد. پروتئين‌زدائي‌بيشتر از طريق‌ پروتيئنازK صورت‌ مي‌گيرد كه‌ اين‌ ماده‌ در بافر ليز كننده‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.اين‌ آنزيم‌ در حضورSDSدر دمايc ‌56-65 فعاليت‌ دارد تحت‌ اين‌ شرايط‌ پروتئين‌ بهتر واسرشت‌مي‌شود برعكس‌ در همين‌ شرايط‌ آنزيمهاي‌ ديگر مثلDNAase ‌ دناتوره‌ مي‌شود.‌‌‌‌متعاقب‌ استفاده‌ از پروتيئنازKاز ايزوپروپانول‌ براي‌ از بين‌ بردن‌ موِثر پروتئين‌ها استفاده مي‌شود و باقيمانده‌ پروتئين‌ و ليپيد نيز بطور موِثر از طريق‌ كاربرد فنل‌ و كلروفورم‌ از بين‌ مي‌رودآلودگيRNA ‌ از طريق‌ تيمار كردن‌ نمونه‌ با RNAase از بين‌ مي‌رود.‌‌‌‌در روشهاي‌ ديگر بعد از پروتئينازK از نمك‌ اشباع‌ براي‌ رفع‌ آلودگي‌ پروتئين‌ استفاده‌ مي‌شود در استخراجDNA ‌ از هپارين‌ برايPCR ‌ بهتر است‌ استفاده‌ نشود چون‌ هپارين‌ از فعاليتTaq ‌ پلي‌مراز جلوگيري‌ مي‌كند .‌‌‌‌وجودEDTAحداقلmM ‌2در بافر استخراج‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ كوانزيمهاي‌ آنزيمAase ‌ DN‌باEDTAشلات‌ شود و از تجزيه‌ تصادفيDNA‌جلوگيري‌ نمايد.

تعداد سيكلPCR ‌:
‌‌‌‌بعضي‌ از راهنمايي‌ها براي‌ تعداد سيكلها در مقابل‌ غلظت‌ الگوي‌ آغازي‌ چنين‌ پيشنهاد شدهاست.

طراحي‌ آغازگر:
‌‌‌‌قواعد مشخصي‌ براي‌ اينكه‌ بتوان‌ با اطمينان‌ يك‌ جفت‌ پرايمر موِثر را انتخاب‌ كرد وجودندارد. در حال‌ حاضر پرايمر بيش‌ از هر عامل‌ ديگري‌ عامل‌ موفقيت‌ يا شكست‌ در يك‌ واكنش‌تكثيري‌ است. بعضي‌ قواعد راهنمايي‌هاي‌ مفيدي‌ را در مورد طراحي‌ آغازگر مي‌كنند كه‌ ذيلاإ به‌ آنهااشاره‌ شده‌ است.
- طول‌ متوسط‌ هر پرايمر بين‌ 18- 30جفت‌ باز پرايمر با طول‌ كوچك‌ اتصال‌ غيراختصاصي‌ را افزايش‌ و پرايمر بزرگتر سرعت‌ هيبريداسيون‌ را كم‌ مي‌كند
مقدارG-C دو پرايمر با هم‌ مشابه‌ بوده‌ و حدود 50-60 درصد باشد.
- آغازگرها را بايد از نظر مكمل‌ بودن‌ با هم‌ كنترل‌ شوند.
‌‌‌‌پرايمر دايمر يا آغازگر دوتائي‌ يك‌ تكثير مصنوعي‌ است‌ كه‌ اغلب‌ در محصولPCR ‌ مشاهده مي‌شود و عبارتست‌ از يك‌ قطعهِ دو رشته‌اي‌ كه‌ طول‌ آن‌ تقريبا به‌ مجموع‌ دو پرايمر نزديك‌ است‌ وهنگامي‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ يك‌ پرايمر توسط‌ آنزيم‌ پليمراز به‌ روي‌ پرايمر ديگر گسترش‌ يابدمكانيزم‌ واقعي‌ كه‌ چگونه‌ پرايمر دايمر تشكيل‌ مي‌شود بدرستي‌ مشخص‌ نيست. پرايمرها با انتهاي‌مكمل‌ َ3 مستعد تشكيل‌ دايمر هستند. ضعف‌ در آنزيمTaq ‌ باعث‌ پليمريزاسيون‌ مستقيم‌ الگوي‌غيرهدف‌ شود. در هر حال‌ چنانچه‌ پرايمر دايمر بعنوان‌ مانعي‌ مشاهده‌ شوند مي‌توان‌ آن‌ را تاحدودي‌ با غلظت‌ حداقل‌ پرايمر و آنزيم‌ كاهش‌ داد.
- در انتهاي‌ َ3 پرايمر بايد حداقلC ‌ ياGقرار گيرد در توالي‌هائي‌ پرايمرهائي‌ كه‌ انتهاي‌ َ3 آنها غني‌ا زG+C مي‌باشد احتمال‌ اتصال‌ اشتباهي‌ افزايش‌ مي‌يابد
- بايد تا حد امكان‌ از تواليهاي‌ پاليندروميك‌ داخل‌ پرايمرها جلوگيري‌ كرد.
- نسبت‌ چهار نوكلئوتيد در آغازگر حتي‌المقدور يكسان‌ باشد.
- آغازگر به‌ توالي‌ تكرار شونده‌ ختم‌ نشود.
- دمايTm ‌ دو آغازگر نزديك‌ هم‌ باشد .
- حدمجاز دماي‌ اتصال‌ پرايمر طراحي‌ شده‌بايد بين‌ 65-55 باشد. دماي‌ تكثيرايده‌آل‌ 62-72مي‌باشد.
‌‌‌‌درجه‌ حرارتي‌ كه‌ پرايمر بهDNA ‌ الگو متصل‌ مي‌شود به‌ طول‌ آغازگر و مقدارGC آن‌ بستگي دارد براي‌ پرايمرهاي‌ حاوي GC ‌50% و داراي‌ 20 نوكلئوتيد، دماي‌ 55 درجه‌سانتيگراد پيشنهادمي‌شود براي‌ افزايش‌ اختصاصي‌ عمل‌ كردن‌ آغازگر حتي‌ ممكن‌ است‌ دماهاي‌ بالاتري‌ هم‌ موردنيازباشد.
‌‌‌‌براي‌ اينكه‌ هر پرايمر با رشته‌ الگوي‌ خودش‌ هيبريد شود لازم‌ نيست‌ كه‌ عينا و كاملا مكمل رشتهِ الگو باشد براي‌ طراحي‌ پرايمر اغلب‌ از برنامه‌هاي‌ كامپيوتري‌ ويژه‌ استفاده‌ مي‌شود فاصله‌ بين‌پرايمرهايي‌ كه‌ باDNAي‌ هدف‌ هيبريد مي‌شود بطور معمول‌ كمتر از 15 كيلو باز مي‌باشد.‌‌‌‌در حقيقت‌ يك‌ كاهش‌ اساسي‌ در سنتز موِثر هنگامي‌ كه‌ محصول‌ تكثير متجاوز ا زb 1000مي‌شود، مشاهده‌ مي‌گردد. به‌ همين‌ دليل‌ طول‌ قطعه‌ مورد تكثير درPCRنبايد بيش‌ ازKb3 باشد وحدمطلوب‌ كمتر ازKb1مي‌باشد ‌‌‌‌تكثير قطعات‌ بسيار طويل‌ و بالايKb ‌40 مقدور است‌ اما نياز به‌ روشهاي‌ ويژه‌اي‌ دارد.

دماي‌ ذوب‌ آغازگر
‌‌‌‌دماي‌ اتصال‌ بايد بقدر كافي‌ پايين‌ باشد تا پرايمر وDNA الگو قادر به‌ اتصال‌ باشند و از سوي ديگر بايد به‌ قدر مناسب‌ بالا باشد تا از تشكيل‌ اتصالات‌ غيراختصاصي‌ جلوگيري‌ كند. دماي‌ اتصال‌از روي‌ شاخصي‌ به‌ نام‌ درجه‌ حرارت‌ ذوب‌ محاسبه‌ مي‌شود. دماي‌ ذوب‌ درجه‌ حرارتي‌ است‌ كه‌ درآن‌ نيمي‌ از DNAبه‌ صورت‌ تك‌ رشته‌اي‌ درآمده‌ است. يكي‌ از مهمترين‌ مشخصاتTm ‌وابستگي‌ آن‌ به‌ تركيب‌ بازيDNA ‌ استG. وC سه‌ پيوند هيدروژني‌ و بازهاي‌ آدنين‌ و تيمين‌ دوپيوند هيدروژني‌ دارند. بنابراين‌ هر چقدر مقدار گوانين‌ و سيتوزين‌ درDNAبيشتر باشدTmبيشتراست. دماي‌ 2-1 درجه‌ سانتيگراد كمتر ازTmكافيست‌ كه‌ هيبريداسيون‌ بين‌ پرايمر وDNAي‌ الگودر آن‌ صورت‌ گيرد. دماي‌ ذوب‌ بطور معمول‌ از طريق‌ فرمول‌ سادهِ زير نيز محاسبه‌ مي‌شود.

c ‌‌0Tm = ]4 * (G + C) + 2 * (A + T) براي‌ هر پرايمر 20 نوكلئوتيدي‌


‌‌‌‌دو پرايمر بايد طوري‌ طراحي‌ شوند كه‌ دارايTm ‌ يكسان‌ باشند در غير اينصورت‌ درحرارت‌ مناسب‌ براي‌ يك‌ پرايمر براي‌ جفت‌ ديگر نامناسب‌ خواهد بود.‌‌‌‌بسياري‌ از آزمايشگاهها دماي‌ چسبيدن‌ را از 5-3 درجه‌ سانتيگراد زير دماي‌ ذوب(Tm) ‌ كه‌ طريق‌ اين‌ فرمول‌ محاسبه‌ شده‌است‌ درنظر مي‌گيرند. از اين‌ موضوع‌ نتيجه‌ گرفته‌ مي‌شود كه‌پرايمرهاي‌ با طول‌ زياد باعث‌ افزايش‌ بالا رفتن‌ اختصاصي‌ بودن‌ واكنش‌ نمي‌شود.
بعضي‌ از محققين‌ رابطه‌ زير را براي‌ محاسبهTm ‌ پرايمر بكار مي‌برند.

(FA)‌‌ 36/0/L) - 005(G + C) - ( 114/0 ]j+[ + 01Log)6/61 + 5/18Tm =
Kcl‌‌ غلظت‌ كاتيون‌ منو و لنتj=
‌‌طول‌ اليگو نوكلئوتيدL=
‌‌فرماميد كه‌ يك‌ افزايندهِPCRاستFA =‌

‌‌‌‌بطور معمولPCR ‌ در غياب‌ فرماميد انجام‌ مي‌شود بنابراين‌ مي‌توان‌ آن‌ را از آخر فرمول حذف‌ كرد. اين‌ فرمول‌ براي‌ پرايمرهاي‌ 07-41 بازي‌ مناسب‌ است.‌‌‌‌فرمول‌ ديگر براي‌ محاسبهTm ‌ پرايمر براي‌ نوكلئوتيدهايbp ‌20-35 مناسب‌ مي‌باشدبصورت‌ زير است.

(Ln)‌‌ 64/1 + 22Tp =
‌‌‌‌كه‌ در آن( G + C ) + ( A + T ) = Ln ‌ 2 طول‌ پرايمر وTPدماي‌ مناسب‌ اتصال‌ اس

غلظت‌ پرايمرها و روش‌ اندازه‌گيري‌ آن‌
‌‌‌‌غلظت‌ پرايمر بين‌ 50/0 تا 5/0 ميكرومول‌ و حد مطلوب‌ 6/0 - 1/0 براي‌ يك‌ واكنش25 ميكروليتري‌ مي‌باشد. غلظت‌ بالاي‌ پرايمر باعث‌ بسط‌ غيراختصاصي‌ و پرايمر- دايمر مي‌شود.بعضي‌ از منابع‌ روش‌ زير را براي‌ محاسبه‌ غلظت‌ پرايمر پيشنهاد كرده‌اند‌‌‌‌براي‌ انجام‌ اين‌ محاسبه‌ ابتدا لازمست‌ كه‌ ضريب‌ تكثير مولي‌ پرايمر در 260 نانومتر محاسبه شود كه‌ غلظت‌ مولي‌ مي‌تواند با استفاده‌ از فرمول‌ زير محاسبه‌ شود.روش‌ ديگر محاسبه‌ براساسOD ‌4مي‌باشد.

اتصال‌ پرايمر
‌‌‌‌دما و مدت‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ اتصال‌ پرايمر به: 1) طول‌ پرايمر، 2) تركيب‌ نوكلئوتيد3) غلظت‌ پرايمر بستگي‌ دارد.‌‌‌‌با توجه‌ به‌ طيف‌ فعاليت‌ آنزيمTaq ‌ پلي‌مراز كه‌ در محدوده‌ 58-02 درجه‌ سانتيگراد مي‌باشددماي‌ اتصال‌ در محدودهِ 72-55 درجه‌ سانتيگراد بطور معمول‌ بهترين‌ نتيجه‌ را مي‌دهد افزايش‌دماي‌ اتصال‌ بسط‌ غيراختصاصي‌ را در انتهاي‌ َ3 پرايمر كاهش‌ مي‌دهد. دماي‌ پايين‌ تكثير همراه‌ باغلظت‌ اختصاصي‌ بودن‌ واكنش‌ را كاهش‌ مي‌دهد

بسط‌ پرايمر
‌‌‌‌مدت‌ زمان‌ بسط‌ بستگي‌ به‌ عوامل: 1) طول‌ توالي‌ هدف، 2) غلظت‌ توالي‌ هدف‌ و 3) دماي تكثير دارد.‌‌‌‌بسط‌ پرايمر بطورمعمول‌ دردماي‌ 72 درجه‌ سانتيگراد انجام‌ مي‌شود يك‌ زمان‌ بسط‌ دقيقه‌اي‌ در 72 درجه‌ سانتيگراد براي‌ فرآورده‌هاي‌ معادل‌ 2 كيلو باز كافيست‌

بافرPCR
‌‌‌‌متداولترين‌ بافرPCRكه‌ همراه‌ با تك‌ پلي‌ مراز استفاده‌ مي‌شود حاوي‌ غلظت‌ 10 برابركه‌ قبل‌ از استفاده‌ بايد به‌ نسبت‌ (10:1) رقيق‌ شود اين‌ بافر حاوي‌ اجزاي‌ زير است.
‌‌‌‌براي‌ يك‌ واكنشPCR ‌، غلظتTris - Cl ‌،mM 05-01 مي‌باشد KClبا غلظت‌ در حدmM05را مي‌توان‌ در مخلوط‌ واكنش‌ بمنظور آسان‌ شدن‌ اتصال‌ پرايمر به‌ رشته‌ الگو اضافه‌ كردNaCl با غلظتmM ‌05 ياKCl با غلظت‌ بيش‌ ازmM 50 اثر باز دارندگي‌ بر روي‌ فعاليت‌ آنزيم‌ تك‌ پلي‌ مرازدارند.

غلظت‌ منيزيم‌
‌‌‌‌غلظت‌ منيزيم‌ در تكثير اختصاصي‌ و نيز فعاليت‌ آنزيمTaq ‌ پلي‌ مراز موِثر استPCR . بايستي‌ داراي‌ 5/0 تا 5/2 ميلي‌ مول‌ منيزيم‌ باشد حضورEDTAدر مقدار منيزيم‌ اشكال‌ ايجادمي‌كند غلظتMgCl2‌ در مخلوط‌ نهائي‌ واكنش‌ مي‌تواند متغير باشد معمولاإ ميزان‌ بهينه‌ آن‌ درمحدودهِ 5-5/0 ميلي‌ مول‌ است.‌‌‌‌يون‌ +2Mgدو عمل‌ انجام‌ مي‌دهد: اول‌ اينكه‌ باdNTPيك‌ تركيب‌ قابل‌ حل‌ ايجاد مي‌كنند،دوم‌ فعاليتTaq ‌ پلي‌ مراز را تحريك‌ مي‌كند ‌‌‌‌معمولا كمبود +2Mg باعث‌ كاهش‌ بازده‌ و زيادي‌ آن‌ باعث‌ تكثير غيراختصاصي‌ مي‌شود.
آنجائي‌ كهdNTP ‌ مي‌تواند به‌ +2Mgبچسبد، تعيين‌ دقيق‌ غلظت‌ منيزيم‌ به‌ غلظتdNTP‌بستگي‌دارد در غلظت‌ مناسب‌ منيزيم‌ و افزايشmM ‌6-4dNTP ،سرعت‌ سنتز تك‌ پلي‌ مراز 30-20 درصدكاهش‌ مي‌يابد.

دي‌اكسي‌ نوكلئوزيدتري‌ فسفاتهاdNTP))
dNTP‌‌‌‌ به‌ دو صورت‌ منفرد يا مخلوطي‌ از چهارdNTPتهيه‌ مي‌شودpH . اكثر محلولهاياستوك‌ باNaOHبه‌ 5/7 رسانده‌ مي‌شود.PCRمعمولا با غلظت‌ حدود ميلي‌مول،dNTP100 انجام‌ مي‌گيرد اما غلظت‌ مناسبdNTP بستگي‌ به‌ غلظتMgCl2‌، غلظت‌ پرايمر، طول‌ محصول‌ تكثير شده‌ و تعداد سيكلهايPCR‌دارند. محلولهاي‌ پايهdNTP‌در 20- درجه‌ سانتيگراد نگهداري‌ مي‌شود. و اين‌ محلولهاي‌ پايه‌dNTP بايد تا 7pH=خنثي‌ شود و از طريق‌ اسپكتوفتومتر تعيين‌ غلظت‌ شوند.‌‌‌‌در كارهاي‌ مولكولي‌ توصيه‌ مي‌شود كه‌ در محلول‌ كار، از هرdNTPيك‌ ميلي‌ مول‌ موجودباشد ‌‌‌‌براي‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ خطاها هرنوعdNTP ‌ بايد درغلظت‌هاي‌ مساوي‌ بكاربرده‌ شوند يعني از علل‌ بسط‌ غيراختصاصي‌ غلظت‌ كمتر از يك‌ ميكرومولdNTP ‌ يا غلظت‌ كم‌ يكي‌ از بازها است‌‌‌‌تركيب‌ دماي‌ بالا بسط‌ و اتصال‌ بالاي‌ 55 درجه‌ و غلظت‌ پايين‌ 50-10 ميكرومولdNTP ‌باشد.باعث‌ بيشترين‌ دقت‌ در فرآوردهِ نهاييPCR‌ مي‌شود

آنزيمهاي‌ پلي‌مراز
DNA‌‌‌‌ پلي‌ مرازها آنزيمهائي‌ هستند كه‌ با استفاده‌ از منومرهاي‌ دي‌اكسي‌ نوكلئوزيدتري فسفات‌ و با الگو قرار دادن‌ رشته‌ اصلي‌ ساخت‌ زنجيره‌ پلي‌ نوكلئوتيدي‌ را تسريع‌ مي‌كنند. ساخت‌DNA معمولا از جهت‌ َ5 بطرف‌ َ3 است، زيرا پلي‌مريزاسيون‌ اغلب‌ از 5 آلفا فسفات‌ دزكسي‌نوكلئوتيد تري‌فسفات‌ بطرف‌ پايانهِ 3 گروه‌ هيدروكسيل‌ رشتهDNA ‌ استDNA . پلي‌ مراز برخلاف‌RNA پلي‌مراز نياز به‌ قطعهDNA ‌ كوچك‌ يا پرايمر براي‌ چسبيدن‌ به‌ توالي‌ مكمل‌ دارد DNA‌‌‌‌ پلي‌ مرازها قادر به‌ تكثير قطعاتي‌ با حداكثر 004 جفت‌ باز مي‌باشند و در دماهاي‌ بالاعلت‌ حساس‌ بودن‌ اين‌ آنزيم‌ نسبت‌ به‌ دما بايد مرتباإ پليمراز جديدي‌ اضافه‌ شود. اين‌ نحوه‌ عمل‌سرعت‌ و دقت‌ عمل‌ را پايين‌ مي‌آورد.

DNA پلي‌مراز تگ‌
‌‌‌‌حسن‌ اين‌ نوعDNA ‌ پلي‌ مراز درجه‌ حرارت‌ بالا (59-09 درجه‌ سانتيگراد) آن‌ است. علاوه بر اين‌ آنزيم‌ تك‌ مي‌تواند قطعاتDNA ‌ به‌ طول‌ 10 هزار جفت‌ را تكثير كند.‌‌‌‌استفاده‌ ازDNA پليمراز مقاوم‌ به‌ حرارت‌ حاصل‌ از باكتري‌ ترموس‌ آكواتيكوس‌ كه‌ منشاءچشمه‌ آب‌ گرم‌ پارك‌ ملي‌ يلواستون مي‌باشد باعث‌ ساده‌ و خودكار شدن‌ واكنش‌ مي‌شود. پلي‌مرازهاي‌ مقاوم‌ در برابر حرارت‌ موجب‌ شده‌اند كه‌ بسط‌ اختصاصي‌ فرآوردهPCR ‌ بخاطر اتصال‌ وبسط‌ آغازگر در دماي‌ بالا افزايش‌ يابد.‌‌‌‌دماي‌ مناسب‌ براي‌ فعاليت‌ اين‌ آنزيم‌ با توجه‌ به‌ الگويDNA ‌، برابر 80-75 درجه‌ سانتيگراداست. در دماي‌ 07 درجه‌ سانتيگراد بيش‌ از 65 نوكلئوتيد در ثانيه‌ پلي‌ مريزه‌ مي‌شود.

غلظت‌ آنزيم‌
‌‌‌‌غلظت‌ توصيه‌ شده‌ براي‌ تگ‌ پلي‌مراز بين‌ 5/2-1 واحد در صد ميكرو ليتر واكنش‌ توصيه شده‌ است. در صورتيكه‌ غلظت‌ آنزيم‌ بسيار بالا باشد، فرآورده‌هاي‌ زمينه‌اي‌ غيراختصاصي‌ افزايش‌مي‌يابد و پايين‌ بودن‌ بيش‌ از حد غلظت‌ نيز باعث‌ كم‌ شدن‌ فرآورده‌هاي‌ مورد نظر مي‌شود. براي‌تكثيرDNAژنومي‌ يك‌ غلظت‌ بهينه‌ ازTaq معمولا حدود 4-1 واحد درصد ميكرو ليتر واكنش‌توصيه‌ مي‌شود.

اختصاصي‌ بودن‌ واكنش‌
‌‌‌‌آنزيم‌ مناسب‌ و كنترل‌ عواملي‌ از جمله‌ غلظت‌ آنزيم، غلظت‌ قطعات‌ آغازگر، همانندسازي‌درجه‌ حرارت‌ دقيق‌ و زمان‌ نگهداري‌ محيط‌ عمل‌ در يك‌ درجه‌ حرارت‌ معين‌ و تعداد چرخه‌ در هرآزمايش‌ همه‌ در اختصاصي‌ بودن‌ واكنش‌ اثر مي‌گذارند.‌‌‌‌بطور كلي‌ عواملي‌ كه‌ در كارآييPCR ‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كنند عبارتند از:
غلظتMgCl2 ‌، كيفيت‌ و كميتDNA‌ الگو، بافرPCR، غلظتdNTP‌، افزاينده‌هايPCR‌،بازدارنده‌هايPCR ‌،Nested PCR،PCR با شروع‌ داغ، تعداد سيكلPCR ‌ و دماي‌ اتصال‌پرايمر

مهار كننده‌ها و افزايش‌ دهنده‌هايPCR ‌
‌‌‌‌مواد ليست‌ شده‌ در جدول‌ ذيل‌ مي‌توانند درPCR حاوي‌ نقش‌ باشند.‌‌‌‌ژلاتين‌ يا آلبومين‌ سرم‌‌100 نانوگرم‌ در 50 ميكروگرم‌ واكنش‌‌‌فرماميد‌‌5%، ‌‌دي‌متيل‌ سولفوكسايد‌‌(DMSO) 01-2%‌‌پيروفسفاتاز‌‌واكنش‌واحد 100/0 – 01،‌‌تترامتيل‌ آمونيوم‌ كلرايد‌‌(TMAC) 001-01 ميكرومول‌ ‌‌پلي‌اتيلن‌ گلايكول‌ 0006‌‌51-5 درصد،‌‌گليسرول‌‌5-1 درصد،‌‌توين‌ 02‌‌5/2-1 درصد،‌‌پروتئين‌ ژن‌ 23‌‌2 نانومول‌،‌‌7 دي‌اَز - َ2‌dGTP-‌با 57% جايگزين‌،‌‌پروتئين‌ تك‌ رشته‌DNA ‌‌1واحد،‌‌كلي‌باسيل‌ ‌‌1 واحد، ‌‌بتائين‌‌5 ميكروگرم‌ در ميلي‌ليتر، ‌‌‌‌ژلاتين‌ يا آلبومن‌ سرم‌ حيواني‌ به‌ غلظت‌ 100 ميكروگرم‌ بر ميلي‌ ليتر و شوينده‌ غيريوني‌ مانندتوين‌ 02 يا Laurth-21 (1/0 تا 50/0) درصد براي‌ ثبوت‌ پايداري‌ آنزيم‌ اضافه‌ مي‌شود.DMSO‌‌‌‌ ساختمان‌ ثانويهDNA ‌ هدف‌ را كاهش‌ مي‌دهد. آزمايشات‌ نشان‌ داد. بطور سطحي‌ اثر بازدارندگي‌ بر رويTaq ‌ داشته‌ و باعث‌ كاهش‌ بازده‌ كل‌ شده‌ است. شوينده‌هاي‌غيريوني‌ نظيرTritonX100 و توين‌20 تا غلظت‌ 5% مهار كننده‌ نيست‌ شوينده‌هاي‌ يوني‌ مانندسديم‌ دودسيل‌ سولفات(SDS) ‌ فقط‌ در غلظت‌هاي‌ بسيار پايين‌ قابل‌ تحمل‌ است‌ و اين‌ شوينده‌ باروش‌ استخراج‌ فنل‌ و رسوب‌ اتانل‌ قبل‌ ازPCR ازDNA حذف‌ مي‌شود.SDS‌‌‌‌ در غلظت‌ 2-1 درصد استفاده‌ مي‌شود در حاليكهTaq ‌ پلي‌مراز در غلظتهاي‌ بالاتر. 1ر0درصدSDS مهار مي‌شود.Taq‌‌‌‌ پلي‌مراز به‌ عمل‌ هضمي‌ پروتيئنازK حساس‌ است، بنابراين‌ پروتيئنازK بايستي‌ حذف يا غيرفعال‌ شود. دماي‌ 59 درجه‌ سانتيگراد براي‌ رسيدن‌ به‌ چنين‌ هدفي‌ كفايت‌ مي‌كند. تيمار كردن‌حرارتي‌ و سپس‌ استخراج‌ بوسيلهِ فنل‌ پروتيئنازK را واسرشت‌ مي‌كند. آثار باقيماندهِ فنل‌ مي‌تواندباعث‌ مهارPCR شود كه‌ توسط‌ كلروفورم‌ حذف‌ مي‌شود.

شروع‌ داغ‌
‌‌‌‌چنانچه‌ لازم‌ باشد تعداد زيادي‌ نمونهِPCR آماده‌ گردد. ايجاد شرايط‌ يكنواخت‌ و مساوي براي‌ هر تيوپ‌ مشكل‌ است‌ علاوه‌ بر اين‌ باز و بسته‌ كردن‌ تيوپ‌ براي‌ انجام‌ نمونه‌ برداري‌هاي‌مختلف‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ خطر آلودگي‌ بالا رود. بنابراين‌ اجزاي‌ واكنش‌ را بطور فيزيكي‌ با ماده‌اي‌ كه‌بعنوان‌ مانع‌ بكار برده‌ مي‌شود مي‌توان‌ جدا كرد. هنگاميكه‌ اين‌ ماده‌ در حين‌ بالا رفتن‌ دما ذوب‌مي‌شود آن‌ ماده‌ عاملي‌ براي‌ مخلوط‌ شدن‌ تمام‌ اجزاي‌ واكنش‌ بطور همزمان‌ در زمان‌ شروعPCR ‌مي‌باشد
‌‌‌‌به‌ عنوان‌ مثال‌ در اين‌ تكنيك‌ اجزاي‌ تركيب‌ شوندهPCR ‌ به‌ جزDNAپلي‌مراز و الگويDNAبا همديگر مخلوط‌ مي‌شوند. سپس‌ يك‌ عدد آمپلي‌ واكس‌ به‌ مخلوط‌ اضافه‌ مي‌شود كه‌ در80-75 درجه‌ به‌ مدت‌ 10-5 دقيقه‌ ذوب‌ مي‌شوند سپس‌ اجازه‌ داده‌ مي‌شود كه‌ قطعه‌ مومي‌ خنك‌و به‌ حالت‌ جامد درآيد و اجزاي‌ باقيمانده‌ واكنش‌ كه‌ شاملDNA ‌ پلي‌مراز و الگويDNA ‌ و بافرمي‌باشد بر روي‌ قطعه‌ مومي‌ اضافه‌ و تيوپها در ترموسايكلر قرار داده‌ مي‌شوند. اگر ما موم‌ را ذوب‌كنيم، اجزايPCR ‌ به‌ همديگر مخلوط‌ مي‌شود و موم‌ به‌ سمت‌ بالا و در سطح‌ مايع‌ قرار مي‌گيرد.پس‌ از اتمامPCR ‌ تيوپها در دماي‌ زير 35 درجه‌ خنك‌ مي‌شوند و موم‌ به‌ حالت‌ جامد در مي‌آيد.

PCR آشيانه‌اي‌
PCR‌‌‌‌ آشيانه‌اي‌ يكي‌ از راههاي‌ افزايش‌ دقتPCR ‌ مي‌باشد. در اين‌ روش‌ از دو نوع‌ پرايمر استفاده‌ مي‌شود. ابتدا پرايمر اول‌ اضافه‌ مي‌شود و باعث‌ تكثير قطعاتي‌ ازDNAمي‌شود كه‌ احتمال‌دارد به‌ ميزان‌ دلخواه‌ اختصاصي‌ نباشد سپس‌ پرايمر دوم‌ اضافه‌ مي‌شود كه‌ خصوصيات‌ آن‌ تكثيرقسمت‌ داخلي‌تر يا بعبارت‌ ديگر اختصاصي‌تر مي‌باشد.‌‌‌‌در واقع‌ جفت‌ پرايمر دوم‌ پرايمرهائي‌ هستند كه‌ داخل‌ جفت‌ اوليه‌ هستند و قطعات‌ طويلتربوسيله‌ اولين‌ دورP CRتوليد مي‌شوند به‌ عنوان‌ يك‌ الگو برايPCR ‌ دوم‌ بكار مي‌روند.

اثر فلات‌
‌‌‌‌كاهش‌ سودمندي‌ تكثير و رسيدن‌ به‌ يك‌ سطح‌ ثابت‌ تكثير در نتيجه‌ كاهش‌ مقدار آنزيم‌سيكل‌هاي‌ بعدي‌ را در اصط‌لاح‌ اثر فلات‌ در واكنش‌ تكثيري‌ گويند. اين‌ فلات‌ درPCR باTaq خيلي‌ديرتر از واكنش‌ كه‌ با آنزيم‌ كلنو انجام‌ مي‌شود تشكيل‌ مي‌شود و بطوركلي‌ اختصاصي‌ بودن‌ واكنش‌ راافزايش‌ مي‌دهد.

آلودگيهايPCR ‌
‌‌‌‌در عملPCR ‌ بايد از تكثير آلوده‌كننده‌هايي‌ مانندDNA هاي‌ تكثير شده‌ در آزمايشهاي‌ قبل جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آيد. منابع‌ زيادي‌ براي‌ آلودگيPCR ‌ وجود دارد كه‌ در جدول‌ زير آمده‌ است

‌‌منابع‌ بالقوه‌ آلودگيPCR ‌
هود و تهيه‌ فيلترها‌‌، دستگاه‌ الكتروفوژ، لوله‌هاي‌ سانتريفوژ، وارد كردن‌ نوك‌ پپيت‌ به‌ ژل،ترموسايكلر، بلوك‌هاي‌ حرارتي، روشهاي‌ جمع‌آوري‌ نمونه، آب‌ يا سيستم‌ خنك‌ كننده،‌ محيط‌ آزمايشگاه، پرسنل‌ آزمايشگاه، دستگاه‌ هموژنيزه‌ كننده‌ بافت‌

‌‌منابع‌ بالقوه‌ آلودگي‌
‌‌‌‌براي‌ جلوگيري‌ از آلودگيPCR ‌ آزمايشات‌ بايد در هود ويژه‌ يا حداقل‌ قسمتي‌ از آزمايشگاه‌ صرفا به‌ اينكار اختصاص‌ داده‌ شده‌ قرار گيرد. تجهيزات‌ و محلولهائي‌ كه‌ مرتب‌ درPCR كاربرد داردبايد تحت‌ نگهداري‌ ويژه‌ باشد‌‌‌‌هر ماده‌ كه‌ قابل‌ اتوكلاو كردن‌ است‌ بايد استريل‌ شود و از دستكش‌ در تمام‌ مراحل‌PCR ‌استفاده‌ كرد و همچنين‌ عينك‌ و روپوش‌ آزمايشگاهي‌ نيز لازم‌ است. محلولهائي‌ مانند بافر وdNTP بايد در سيستمهاي‌ بسته‌ نگهداري‌ شود و براي‌ جلوگيري‌ از آلودگي‌ محلول‌ پايه‌ را بايد به‌ چندقسمت‌ تقسيم‌ نمود. در ذيل‌ بعضي‌ از روشها كه‌ مانع‌ آلودگي‌ مي‌شود ذكر شده‌ است‌
- اوراسيل‌ - ان‌ - گليلوسيلاز (اين‌ آنزيم‌ محصولات‌ قبليPCR ‌ را از بين‌ مي‌برد
- اشعه‌ ماوراء بنفش‌
- تيمار آنزيمي‌
- مدت‌ زمان‌ واسرشت‌ شدن‌
- درجه‌ حرارت‌ واسرشت‌ شدن‌
- تعداد چرخه‌
- استفاده‌ ازdUTP به‌ جايdTTP ‌،

روغنهاي‌ معدني‌
‌‌‌‌روغنهاي‌ معدني‌ سبك‌ براي‌ پوشاندن‌ مخلوطPCR ‌ و جلوگيري‌ از تبخير به‌ كار مي‌روند بطوركلي‌ حدود 60-40 ميكروليتر از روغن‌ به‌ 100 ميكروليتر از محلولPCR ‌ اضافه‌ مي‌شود روغن‌همچنين‌ از آلودگي‌ نمونه‌ها جلوگيري‌ مي‌كند چنانكه‌ سرپوش‌ ترموسايكلر گرم‌ شود احتياجي‌ به‌پوشش‌ با روغن‌ نمي‌باشد روغن‌ را با پيپت‌ يا استخراج‌ با كلروفورم‌ براحتي‌ مي‌توان‌ خارج‌ ساخت‌

منبع: آرش جوانمرد. بررسی چند شکلی ناحیه پروموتور ژن گیرنده هورمون رشد در گاوهای سیستانی. پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه تهران

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

ژنتیک و سرطان شنبه بیست و ششم دی 1388 8:34

ژنتیک و سرطان

 

اطلاعات اولیه


   سلولهای سرطانی به دو صورت وجود دارند: اول نوعی که به آن حالت پیشرونده گویند و آن عبارت از استعداد سرایت و تخریب بافتهای مجاور است، بطور مثال سلولهای سرطانی شکم ممکن است فقط تا مثانه پیشرفت نمایند. حالت دوم ، سلولهای سرطانی که باعث ایجاد حالت ثانویه در قسمتهای مختلف بدن می‌شوند. سلولهای سرطانی از یاخته‌های رشد یافته قبلی بوجود آمده و به وسیله جریان خون به سایر اعضا و جوارح برده می‌شوند و در آنجا مجددا شروع به تقسیم نموده و ایجاد توده‌های غده‌ای شکل می‌نمایند. سرطان نزد کودکان و اشخاص بالای ۴۰ سال ، بیشتر از سایر گروههای سنی دیده می‌شود.


   سرطان یکی از شایع‌ترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان می‌دهد که سرطان به نوعی بیش از ۳/۱ جمعیت را گرفتار می‌کند، مسئول بیش از ۲۰ درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از ۱۰ درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی می‌باشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.


زیست شناسی سرطان


   سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماری‌زایی نئوپلازی بکار می‌رود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص می‌شود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو می‌باشد.


سه شکل از سرطان وجود دارد:


سارکوم‌ها (Sarcomas) ، که در آنها تومور از یک بافت مزانشیمی مانند استخوان ، ماهیچه یا بافت همبند بوجود آمده است.


کارسینوم‌ها (Carcinomas) ، که از بافت پوششی مانند سلولهای مفروش کننده روده‌ها ، نایژه‌ها و یا مجاری غدد پستانی ایجاد می‌شود.


بدخیمی‌های خونی و لنفاوی مانند لوکمی‌ها و لنفوم‌ها که در سرتاسر مغز استخوان ، دستگاه لنفاوی و خون محیطی گسترش می‌یابند.

  در داخل هر یک از گروههای اصلی ، تومورها را برحسب مکان ، نوع بافتی ، تظاهر بافت شناختی و درجه بدخیمی طبقه بندی می‌کنند.


نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد می‌شود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش می‌یابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق می‌‌شود، سلولها را از یک بافت خارج می‌کند.


اساس ژنتیکی سرطان


   صرفنظر از اینکه آیا سرطان به صورت تک گیر در یک فرد ، یا بطور مکرر در بسیاری از افراد در داخل خانواده‌ها به صورت یک صفت ارثی رخ می‌دهد، سرطان نوعی بیماری ژنتیکی است.


   انواع مختلف ژنها را در آغاز روند سرطان ، دخیل دانسته‌اند، اینها شامل ژنهای رمز گردانی کننده پروتئین‌ها در مسیرهای پیام‌دهی برای تزاید سلولی ، اجزای اسکلت سلولی دخیل در حفظ مهار تماسی ، تنظیم کننده‌های چرخه میتوزی ، اجزای ماشین مرگ سلولی برنامه ریزی شده و پروتئین‌های مسئول تشخیص و ترمیم جهشها می‌باشند.


   انواع مختلف جهشها مسئول ایجاد سرطان هستند، اینها شامل جهشهایی مانند موارد زیر می‌باشند: جهشهای کسب فعالیت و فعال کننده یک آلل از یک پروتوانکوژن ، از دست دادن دو آلل یا جهش منفی غالب یک آلل از یک ژن سرکوب‌گر تومور ، جابجایی کروموزومی که باعث بروز نادرست ژنهای رمز گردانی کننده پروتئین‌هایی که خواص عملکردی جدیدی بدست آورده‌اند، می‌شوند.


   پس از شروع ، سرطان ، از طریق جمع‌آوری صدمه ژنتیکی اضافی به واسطه جهش یا برش و چسباندن اپی ژنتیک ژنهایی که ماشین سلولی رمز گردانی کننده DNA صدمه دیده را ترمیم و حالت طبیعی ژنتیک سلولی را حفظ می‌کنند، تکامل می‌یابد.


سرطان در خانواده‌ها


   بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود ۵۰ اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد می‌تواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانواده‌ها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده ۲ تا ۳ برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح می‌کند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی می‌باشند.

 

انکوژنها


   انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی می‌شود. جهش فعال کننده می‌تواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخه‌های ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.


ژنهای سرکوب‌گر تومور


   در حالی که پروتئین‌های رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش می‌برند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوب‌گر تومور گفته می‌شود. از آنجا که این ژنها و فرآورده‌های آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوه‌های درمان ضد سرطان منجر شود.


تغییرات سیتوژنتیکی سرطان


   تغییرات سیتوژنتیکی( تغییر در تعداد یا ساختمان کروموزوم‌ها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررس‌تر و بدخیم‌تر یا مهاجم‌تر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.


از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوب‌گر تومور می‌دانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور می‌سازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوب‌گر تومور می‌باشند.

پرتوها


   پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش می‌دهند. داده‌های مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان می‌دهند که در مورد لوکمی در محدوده ۵ سال است، اما برای برخی تومورها تا ۴۰ سال می‌رسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر ۱۰ سال و افراد مسن می‌باشد.


   پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زننده‌تر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینه‌ای ، برخورد طبی و انرژی هسته‌ای می‌باشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.


سرطان‌زاهای شیمیایی


   امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطان‌زاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطان‌زاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی می‌باشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.


   یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی می‌توانند تعامل کنند تا آثار سرطان‌زای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیم‌هایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه می‌کنند. گروهی از آنزیم‌های متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P۴۵۰ رمز گردانی می‌شوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیم‌ها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقه‌ای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت می‌شوند، دخالت دارد.
AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل می‌کند که راحت‌تر از بدن دفع می‌شود، اما سرطان‌زا نیز می‌باشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل می‌شود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان می‌دهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه می‌باشند.


آینده بحث


   سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایع‌تر ، در سلولهای پیکری می‌باشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر می‌دهند و لذا به بدخیمی منجر می‌شوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.


   محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصی‌تر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود.

 

منبع : شبکه اطلاع رسانی رشد

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

مطالعات سیتوژنیک شنبه بیست و ششم دی 1388 8:25
یكی از دقیق ترین روشهای شناسایی نمونه ها در بسیاری ازگونه ها استفاده از تكنیكهای سیتوژنتیك است و مطالعات ژنوتیپی از اصیل ترین مطالعات محسوب می شود چرا كه آنچه در ظاهر نمونه بروز می كند (فنوتیپ) انعكاسی از ساختار ژنتیكی (ژنوتیپ) آن است ، هر چند در طی طریق از ژنوتیپ به فنوتیپ عوامل واسطه و تاثیر گذار متعددی همچون تاثیرات محیطی نقش آفرینی می كنند و سبب تغییراتی سوای آنچه از فنوتیپ انتظار می رفت می گردند. بنابراین حذف عوامل واسطه و رسیدن به سر منشأ آنچه سبب تغییرات ذاتی در نمونه ها می شود از اصالت خاصی برخوردار بوده و در مطالعات بنیادین توصیه می شود. تهیه کاریوتیپو مطالعات كاریولوژیكی همانند شمارش تعداد ، شكل و اندازه كروموزومها روشنگر تفاوتهای اصیل در نمونه ها است ، هر چند اندازه كروموزومها از اهمیت كمتری برخوردار بوده ولی نسبت بازوهای كروموزومی می تواند جایگزین آن شود.

 

  در این طرح پژوهشی ، مطالعات سیتوژنیتیكی بر روی سوسماران مشهد صورت گرفته و كاریوتیپ آنها تعیین شده است. بدین لحاظ اكثر نمونه های صید شده مورد مطالعه سیتوژنتیكی قرار گرفتند بطوریكه در گونه های Trapelus و Eremias کاریوتیپ بیش ار ۹۰% نمونه ها و در گونه های Laudakia و Mabuya کاریوتیپبیش از ۶۰% نمونه ها تهیه گردید. جهت تهیه کاریوتیپ ضرورت داشت نمونه ها بصورت زنده به آزمایشگاه منتقل و تا هنگام كار زنده می ماندند. متابولیسم پائین خزندگان نسبت به رده های عالیتر همچون پستانداران از موانع جدی تهیه كاریوتیپ های مناسب بود و در اسارت نگهداشتن نمونه ها و عدم تغذیه آنها در طی دوره نگهداری در آزمایشگاه متابولیسم راباز هم پائین تر آورده و مشكلات كاری را مضاعف می نمود. مخمر آبجو از تركیباتی است كه تقسیمات سلولی را افزایش می دهد. بدین لحاظ بمنظور تسریع در روند تقسیم سلولی ۱۲ تا ۲۴ ساعت قبل از انجام كار به نمونه مخمر آبجو تزریق گردید. تزریق بصورت داخل سلومی و با سرنگ انسولین انجام گرفت. میزان تزریق مناسب بر اساس وزن جانور تعیین و به ازاء هر گرم وزن جانور ۲% مخمر آبجو تزریق گردید. در طی ۱۲ تا ۲۴ ساعت مخمر آبجو اثر خود را گذاشته و باعث افزایش تعداد سلولهای درحال تقسیم می گردد. مرحله بعدی ایجاد اختلال در مراحل تقسیم سلولی است . بهترین زمان در چرخه تقسیم سلولی برای مطالعه كروموزومها مرحله متافاز تقسیم میتوز است بنابراین اگر تقسیمات سلولی در این مرحله متوقف شود كروموزومها به فرم كاملاً متراكم و مشخص در آمده اند. كلشی سین یا سولفات وین بلاستین از تركیباتی است كه تقسیم میتوز را در مرحله متافاز متوقف می كند. بنابراین از این تركیبات استفاده گردید. تزریق كلشی سین نیز بصورت داخل سلومی با سرنگ انسولین انجام گرفت و میزان آن بر اساس وزن جانور تعیین گردید. بهترین میزان تزریق ۱% به ازاء هر گرم وزن جانور است. زمان تاثیر گذاری كلشی سین ۱ تا ۵/۱ ساعت است. پس از این مرحله نوبت استخراج سلولهای مناسب است. از سلولهای مختلفی میتوان جهت تهیه کاریوتیپاستفاده كرد. در انسان از سلولهای خونی بویژه لنفوسیتها استفاده می گردد ولی در جانوران خرد جثه بیشتر از مغز استخوان استفاده می شود كه مركز خون سازی است . در تهیه کاریوتیپسوسماران نیز از مغز استخوان استفاده شد لذا پس از بیهوش كردن نمونه با كلروفورم ، جانور تشریح و یكی ازاستخوانهای ران آن از پا جدا می شد.

 

  جداسازی استخوان ران بنحوی انجام می گرفت كه حداقل آسیب را به آناتومی جانور وارد سازد بنابراین استخوان از لابلای عضلات خارج و آنگاه از محل اتصال باكمر بند لگنی آزاد و جدا می شد. عضلات و سایر قسمتهای اندام حركتی به تنه متصل مانده و سپس جهت نگهداری دائمی نمونه ها دربخشهای مختلف جانور فیكساتور فرمالین ۶% تزریق میگردید. این تزریق از درون دهان و كلواك جهت تثبیت دستگاه گوارش ، از ناحیه شكمی جهت تثبیت اندامهای داخلی ، درون دستها و پاها و دم جهت تثبیت عضلات و... انجام می گرفت و نمونه ها پس از فرم گیری با دستگاه دایموند شماره گذاری و به جمع نمونه های كلكسیون سوسماران موزه جانور شناسی دانشكده علوم دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد افزوده می گشت.

 

  پس از جداسازی ران ، طرفین استخوان برش خورده و محتویات آن استخراج می گردید كه مملو از سلولهای خونی ساخته شده در مغز استخوان بود. مرحله بعدی نازك كردن غشاء این سلولها بود تا عمل آزادسازی ژنوم سلول راحت تر انجام گیرد. این فرایند بكمك محلول KCl انجام پذیرفت. بدین لحاظ سلولهای جداشده از مغز استخوان در محلول KCl قرار گرفته و بمدت چند دقیقه در انكوباتور با دمای حدود ۳۵ نگهداری می شد. سپس جهت خالص سازی سلولهای مورد نیاز از سایر عوامل از جمله چربیها و... محلول سانتریفوژ می گردید. این عمل طی ۳ مرحله بمدت ۱۰ دقیقه و با سرعت ۱۰۰۰ دور در دقیقه انجام می گرفت. در هر مرحله به رسوب ایجاد شده از سانتریفوژ مقداری محلول فیكساتور كه تركیبی از متانول و اسید استیك گلاسیال به میزان ۳ به ۱ بود افزوده و عمل سانتریفوژ تكرار می گردید و محلول رویی لوله سانتریفوژ دور ریخته می شد. در آخرین مرحله سانتریفوژ به رسوب باقیمانده حدود ۵/۰ فیكساتور افزوده شده و پس از همگن كردن رسوب ، محلول حاصله را از ارتفاع حدود ۵۰ سانتیمتری بر روی لام میكروسكوپی پرتاب می كردیم. هدف از این كار پاره شدن غشاء نازك شده و آزاد سازی كروموزومها و پخش شدن آنها بر روی لام بود. آنگاه محتویات روی لام توسط شعله ملایم ثابت و نهایتاً توسط گیمسای ۱۵% رنگ آمیزی می گردید. مرحله آخر پیدا كردن کاریوتیپمناسب بر روی لام ، عكسبرداری از آن و نهایتاً مطالعه و تكمیل جدول آنالیز كروموزومی نمونه ها بود كه در ادامه مورد بحث قرار می گیرد.

 

  شمارش كروموزومها ، تعیین وضعیت آنها از نظر محل استقرار سانترومر ، اندازه گیری طول آنها و یافتن همولوگها و... از كارهای مرسوم در مطالعات كاریولوژیكی است.

 

  شمارش كروموزومهای نمونه ها بر اساس عكسهای تهیه شده از کاریوتیپآنها انجام و عدد كروموزومی آنها بدست می آمد. در رابطه با محل استقرار سانترومر ، كروموزومها را میتوان به چهار گروه متاسانتریك ، ساب متاسانتریك ، ساب تلوسانتریك و تلوسانتریك (اكروسانتریك) تقسیم كرد . معیار این تقسیم بندی نسبت بازوهای بزرگ و كوچك كروموزومها به یكدیگر میباشد.

 

  تشخیص و تعیین كروموزومهای همولوگ بر اساس اندازه كلی كروموزوم و نوع آن انجام می گیرد و سایر نتیجه گیریها بر اساس ترسیم ایدیوگرام مربوطه قابل حصول است . ایدیوگرام در حقیقت ترسیمی الهام گرفته از کاریوتیپ حقیقی است با این تفاوت كه در آن اصلاحاتی (همچون رفع كج شدگیهای كروموزومها) انجام شده است . این ترسیم از جهات بسیاری مطالعه را دقیق تر و راحت تر می نماید. ایدیوگرامها طوری ترسیم شده اند تا مواردی همچون طول بازوهای كروموزومی و درصد طول هر كروموزوم نسبت به طول كل كروموزوم ها قابل تشخیص باشد.

 

شناسایی فون و کاریوتیپ سوسماران مشهد : آقای دكتر علی نعمتی

( دكترای فیزیولوژی جانوری ، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد )

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

هورمون زنانه برای مغز مردانه شنبه بیست و ششم دی 1388 8:19
پژوهشگران بلژيكي ثابت كرده‌اند، دست‌كم در موش‌ها، هورمون‌هاي زنانه‌اي كه در مغز گردش مي‌كنند، رفتار مردانه را تعيين مي‌كنند. اگر طي روند رشد و نمو مغز، استروژن، هورمون زنانه‌ي كه در تنظيم چرخه‌ي توليد مثل زنان نقش اساسي دارد، به مغز موش‌هاي ماده راه‌يابد، آن‌ها را به موش‌ها‌ي نر تبديل مي‌كند.

جولي بيكر، عصب‌شناس دانشگاه ليج در بلژيك و هم‌كارانش اين يافته را در روند حل كردن يكي از معماهاي ديرين مغر به دست آوردند. اگر چه از مدت‌ها پيش مي‌دانستيم كه پروتئين ويژه‌اي به نام آلفا فتوپروتئين( AFP ) با پيوند شدن به استروژن، نقش كليدي در رشد و نمو مغز موش بازي مي‌كند، مشخص نبود كه رشد و نمو مغز ماده را با جابه‌جا كردن اين هورمون يا با جلوگيري از ورود آن به مغز، تسهيل مي‌كند.

دانشمندان از موش‌هاي ماده‌اي استفاده كردند كه نمي‌توانست AFP توليد كند و آن‌ها راهمراه نرهايي، كه از لحاظ جنسي فعال بودند، در آكواريم شيشيه‌اي قرار دادند. همچنين، براي آن‌كه آن‌ها را به جفت‌گيري ترغيب كنند، هورمون‌هاي زنانه نيز به آن‌ها تزريق كردند. اما بر خلاف موش‌هاي ماده‌اي كه AFP توليد مي‌كردند،گرايش اندكي به نرها نشان دادند.

بررسي مغز آن‌ها نيز نشان داد، سلول‌هاي كه مواد شيميايي لازم را براي توليد مثل توليد مي‌كنند، درست مانند نرها، در اين ماده‌ها اندك است. به علاوه، وقتي آن‌ها را در قفس ماده‌هاي فعال از نظر جنسي قرار دادند، اين موش‌هاي ماده تلاش كردند رفتار موش‌ها‌ي نر را تقليد كنند.

براي اثبات هر چه بيش‌تر اين واقعيت كه AFP با جلوگيري از ورود استروژن به مغز باعث بروز رفتار زنانه مي‌شود بايد پژوهش‌هاي تكميلي انجام مي شد. از اين رو، پژوهشگران از اين كه موش‌هاي بدون AFP حتي درون رحم در معرض استروژن قرار گيرند، جلوگيري كردند. بدون AFP و بدون استروژن طي روند رشد و نمو مغز، اين موش‌ها مانند ماده‌هايي كه AFP توليد مي‌كردند، رفتار زنانه از خود نشان دادند.

گزارش كامل اين پژوهش‌ها در شماره‌ي فوريه‌ي مجله‌ي Nature Neuroscience به چاپ رسيده است. يافته‌هاي اين پژوهشگران علاوه بر اين كه ثابت كرد نبود استروژن، مغز موش‌هاي ماده را زنانه مي‌سازد، مشخص كرد كه حضور اين هورمون باعث بروز رفتار مردانه در موش‌ها مي‌شود. 

در نخستي‌ها، از جمله انسان‌ها، آندروژن‌ها- نه استروژن- نقش كليدي در مردانه ساختن مغز مردان بازي مي‌كنند و AFP به استروژن‌ها متصل نمي شود. اما پروتئيني، كه به درستي گلوبولين متصل شونده به هومون‌ جنسي( SHBG ) نام گرفته است، ممكن است نقشي مشابه AFP بازي مي‌كند و زنان را زنانه نگه مي‌دارد و به پسرها اجازه دهد كه مرد شوند.

منبع :
 مجله‌ي Nature Neuroscience

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

تيروئيد پنجشنبه دهم دی 1388 12:14


قسمت دوم و پاياني
مترجم : مهدي جهانتاب
پيش گيري از ابتلا به سرطان تيروييد :
از آنجا كه بيشتر افراد مبتلا به سرطان تيروييد در معرض عوامل خطرآفرين مشخصي نبوده اند بنابراين بيشتر انواع اين بيماري قابل پيش گيري نمي باشد.
امروزه با آزمايش ژنتيكي خون مي توان بيشتر موارد سرطان تيروييد مديولاري ارثي را پيشگيري نمود. زماني كه وجود بيماري در يك خانواده آشكار شد ساير اعضا خانواده بايد مورد آزمايش قرار گيرند. افرادي كه داراي سابقه MTC فاميلي ابتلا به مي باشند بايد با پزشك ملاقات كنند كه به آخرين پيشرفت هاي مشاوره و آزمايش هاي ژنتيكي آگاهي داشته باشد. اگر نتيجه آزمايش ژنتيك فردي در زمينه ارثي MTC موتاسيون رت مثبت باشد (حتي اگر داراي ندول هاي تيروييد و يا ساير علايم ظاهري نباشد) مي توان MTC براي پيشگيري از بروز به كمك جراحي غده تيروييد فرد را خارج كرد. پس از عمل جراحي بيماران بايد با مصرف قرص هورمون تيروييد مورد نياز بدن خود را تامين نمايند.
علت بروز سرطان تيروييد چيست
اگر چه دانشمندان اطلاعاتي را درباره رابطه اين بيماري با برخي عوامل خطرزا منتشر كرده اند اما علت دقيق اكثر سرطان هاي تيروييد هنوز ناشناخته است . طي سالهاي گذشته دانشمندان دريافتند كه DNA تغييرات ويژه اي در مي تواند عامل سرطاني شدن DNA سلولهاي تيروييد گردد . مولكولي است كه دستور اغلب وظايفي را كه بر عهده سلول هاي بدن است منتقل مي كند. شباهت ظاهري ما به والدين مان نيز به اين دليل است كه آنها منبع و سرچشمه DNA ما هستند . اما DNA تنها بر ظاهر افراد تاثير مي تواند DNA نمي گذارد . نشان دهنده ميزان مستعد بودن فرد در ابتلا به بيماري هايي نظير انواع سرطان نيز باشد.
DNA بخش هايي از (ژن ها) حاوي دستورالعملي براي كنترل رشد و تقسيم سلول ها هستند. ژن هايي كه به تقسيم سلولي كمك مي كنند. تومورزا « آنكوژن » (1 ) نام دارند . ساير ژن هايي كه باعث ايجاد نقصان در تقسيم سلولي مي شوند يا در زمان مناسب باعث نابودي و مرگ سلول ها مي شوند ژن هاي سركوب كننده تومور ناميده مي شوند. به گونه اي كه DNA موتاسيون آنكوژن ها را تحريك به فعاليت كرده و ژن هاي سركوب كننده تومور را غيرفعال نمايد مي تواند باعث بروز سرطان شود.
برخي از افراد مبتلا به را از DNA سرطان موتاسيون يكي از والدين خود به ارث برده اند و اين سبب افزايش خطر ابتلا به بيماري در آنها مي گردد. با اين همه معمولا بيشتر از آنكه DNA موتاسيون ارثي باشد در خلال دوره زندگي بروز مي كند و اكتسابي محسوب مي شود. ممكن است موتاسيون اكتسابي بر اثر حوادثي نظير قرار گرفتن در معرض اشعه يا مواد شيميايي سرطان زا ايجاد شود. گاهي نيز ممكن است هيچ دليل ظاهري و مشخصي براي آن پيدا نشود.
كه عامل DNA موتاسيون بروز برخي از انواع سرطان پاپيلاري تيروييد شناخته شده است . بخش هايي از آنكوژن رت را نيز درگير مي كند. اين موتاسيون ها بيشتر اكتسابي و طي دوران زندگي به وجود مي آيند.
موتاسيون ها در بيماران مبتلا به كارسينوم مديولاري در مقايسه با موتاسيون بيماران كارسينوم پاپيلاري بخش هاي بيشتري از ژن رت را درگير مي نمايند. تقريبا همه بيماراني كه در اثر وراثت به سرطان مديولاري تيروييد مبتلا شده اند و حدود يك پنجم از افرادي كه به صورت غير ارثي مي باشند داراي MTC دچار يك موتاسيون در ژن رت هستند. موتاسيون در اكثر بيماراني كه به صورت غير ارثي شده اند تنها در MTC مبتلا به سلول هاي سرطاني آنها آشكار مي شود.
MTC بيماراني كه مبتلا به هستند MEN 2 فاميلي و موتاسيون رت را از يكي از والدين خود دريافت نموده اند. اين موتاسيون ها ممكن است در هر كدام از سلول هاي بدن بيمار آشكار شود و بنابراين مي توان به وسيله آزمايش سلول هاي خوني آن را DNA شناسايي نمود.
تشخيص سرطان تيروييد :
بسياري از موارد ابتلا به سرطان تيروييد را ميتوان در نخستين مراحل اين بيماري شناسايي نمود. در حقيقت امروزه اكثر سرطان هاي تيروييد را مي توان خيلي زودتر از گذشته شناسايي و با موفقيت درمان نمود. در موارد نادري ممكن است بعضي از انواع سرطان تيروييد تاقبل از رسيدن به مرحله پيشرفته هيچ علامي نداشته باشند.
اكثر سرطان هاي تيروييد زماني در مراحل اوليه شناسايي مي گردند كه بيمار متوجه وجود ندول هاي گردن شده و سئوالاتي در اين باره از پزشك خود مي پرسد. در ساير موارد سرطان در هنگام انجام معاينات متداول و معمولي تشخيص داده مي شود. به طور معمول هيچ آزمايش خوني براي تشخيص زود هنگام سرطان تيروييد اكتسابي (غير ارثي ) وجود ندارد.
پزشكان توصيه مي كنند كه افراد ما بين سنين 20 تا 39 سال هر سه سال يكبار و افراد 40 سال به بالا سالي يكبار براي معاينه فيزيكي غده تيروييد خود به پزشك متخصص مراجعه نمايند. همچنين پزشكان پيشنهاد مي كنند كه افراد براي مشاهده و كنترل هر گونه رشد يا برآمدگي در ناحيه گردن دوبار در سال گردن خود را معاينه نمايند.
افرادي كه داراي سابقه خانوادگي ابتلا به سرطان ) MTC تيروييد مديولاري ( مي باشند در خطر بسيار بالايي براي ابتلا به اين بيماري قرار دارند. برداشتن غده تيروييد كودكاني كه در فاميل سابقه ابتلا به اين نوع سرطان را دارند در پيشگيري از سرطان موثر است و در غير اينصورت مي تواند خطرناك باشد. اگر انجام آزمايش ژنتيك و جراحي براي خارج نمودن كارسينوم مديولاري تيروييد جواب روشني ندهد مي توان از ساير آزمايشاتي كه در دسترس بوده و مي تواند به در مراحل MTC شناسايي اوليه كمك نمايد استفاده كرد.
علايم و نشانه هاي سرطان تيروييد :
بهترين روش در تشخيص زود هنگام اكثر سرطان هاي تيروييد رسيدگي و توجه فوري به نشانه ها و علايم آن است . هر كدام از علايم زير مي تواند ناشي از سرطان تيروييد باشد :
وجود برآمدگي (ورم ) در ناحيه گردن كه گاهي اوقات به سرعت رشد مي كند.
وجود درد در ناحيه گردن كه بعضي اوقات تا نزديك گوش ها ادامه مي يابد.
گرفتگي صدا
ايجاد اشكال و درد در بلع
وجود اشكال در تنفس و تنگي نفس
سينه درد و سرفه مزمن كه ناشي از سرماخوردگي نباشد.
اگر شما هر كدام از اين علايم و نشانه ها را در خود احساس مي كنيد بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. برخي از اين علايم مي توانند در نتيجه بروز ساير سرطان هاي ناحيه گردن و يا حتي بسياري از بيماري هاي غير سرطاني باشند. ولي نبايد فراموش كرد كه معمولا ندول هاي تيروييد در اين ناحيه زياد ديده مي شوند و تقريبا هميشه هم خوش خيم هستند. اما تنها راه تشخيص اينكه آيا اين علايم ناشي از سرطان تيروييد يا سرطان هاي ديگر است و يا اصلا علامت يك بيماري بي خطر است انجام آزمايش ها و معاينات پزشكي است . هر چه زودتر به تشخيص صحيح برسيد زودتر مي توانيد درمان را آغاز نماييد و در نتيجه درمان شما اثربخشي بيشتري خواهد داشت .
گام هاي موفق در رسيدن به يك تشخيص صحيح :
سابقه فاميلي و معاينات پزشكي
اگر شما هر گونه نشانه يا علايمي داشته باشيد كه خبر از وجود سرطان تيروييد بدهد اولين گام براي رسيدن به يك تشخيص درست و مناسب دريافت سابقه پزشكي كامل از شما توسط متخصصين مي باشد. سابقه پزشكي عبارتست از گفتگو با پزشكان متخصص كه طي آن پزشك سئوالاتي درباره ريسك فاكتورها علايم بيماري و ساير مسايل و بيماري هاي قبلي فرد مطرح مي نمايد. در صورتيكه فرد ديگري در فاميل شما سابقه ابتلا به سرطان تيروييد (به خصوص سرطان تيروييد مديولاري ) يا تومورهاي غده فوق كليوي داشته باشد بايد آن را با پزشك در ميان بگذاريد.
انجام معاينات پزشكي به غير از اطلاعاتي كه درباره علايم سرطان تيروييد مي دهد اطلاعاتي در مورد ساير مشكلات وضعيت جسماني بيمار را نيز فراهم مي آورد. پزشك در حال انجام معاينه توجه ويژه اي به اندازه و ميزان استحكام غده لنفاوي و تيروييد ـ كه در ناحيه گردن رشد و گسترش پيدا كرده اند ـ مي نمايد.
بافت برداري از طريق مكش سوزني
آسان ترين روش براي آزمايش سرطاني بودن يا نبودن ندول تيروييد نمونه برداري از ) از FNA طريق مكش سوزني ( غده تيروييد مي باشد. اين نوع بافت برداري مي تواند در مطب پزشك يا در كلينيك انجام پذيرد. ممكن است داروي بي حسي موضعي به داخل پوس روي غده تزريق شود اما در برخي موارد نيز هيچ احتياجي به بي حسي موضعي نيست . سپس پزشك سوزن باريكي را به مدت ده ثانيه مستقيما به داخل غده فرو برده و كمي از سلول ها و چند قطره از مايع آن را بيرون مي كشد. معمولا پزشك اين عمل را دو يا سه مرتبه و هر بار به مدت ده ثانيه و به همان روش قبل براي نمونه برداري از چند ناحيه ديگر ندول تكرار خواهد كرد. اين نمونه ها در زير ميكروسكوپ بررسي مي شوند تا سرطاني بودن و يا خوش خيم بودن آنها روشن شود.
اين آزمايش را بايد براي همه ندول هاي قابل لمس تيروييد انجام داد. گاهي اوقات را به وسيله FNA آزمايش دستگاه سونوگرافي براي كمك به هدايت سوزن در داخل غده هاي بسيار كوچك و غير قابل لمس انجام مي دهند. بافت برداري از طريق مكش سوزني مي تواند به تصميم گيري FNA پزشك شما درباره گام هاي بعدي كمك نمايد. از هر ده مورد آزمايش تقريبا يك مورد لازم است كه مجددا در روز ديگري تكرار شود . 60 الي 80 FNA در صد از آزمايشات نشان مي دهد كه غده خوش خيم مي باشد و از هر تنها FNA بيست مورد آزمايش يك مورد نشان دهنده سرطان است .
آزمايش خون
با هيچ آزمايش خوني نمي توان فهميد كه آيا يك غده تيروييد سرطاني مي باشد يا خير. البته يك آزمايش خون « هورمون محرك تيروييد » (2 ) ممكن است در بررسي TSH وضعيت كلي غده تيروييد شما كمكي بنمايد اگر پزشك به بروز سرطان مديولاري در بيمار مشكوك شود آنگاه يك آزمايش خون كلسي تونين انجام خواهد شد. اين آزمايش مي تواند در پيش بيني اينكه در حال حاضر رشد MTC كرده است يا خير كمك نمايد.
اسكن تيروييد
در اين آزمايش مقدار كمي يد راديو اكتيو (يد آغشته به راديو اكتيو) يا تكنسيوم (يكي از عناصر شيميايي ) از طريق دهان يا تزريق داخل وريدي وارد بدن مي كنند. بدن اين مواد شيميايي راديواكتيو را در داخل غده تيروييد جمع آوري مي كند. سپس به كمك دوربين ويژه اي كه در نزديكي گردن بيمار جاي گرفته است ميزان اشعه موجود در غده را اندازه گيري مي كنند. بخش هاي غيرطبيعي تيروييد كه حاوي راديواكتيويته كمتري نسبت به بافت اطراف باشند ندول هاي سرد و ندول هايي كه اشعه بيشتري جذب نموده اند را ندول هاي گرم مي نامند.
در اسكن هاي تيروييد اكثر ندول هاي تيروييد به شكل ندول هاي سرد ظاهر مي شود. اما هر كدام از ندول هاي سرطاني و يا خوش خيم ممكن است سرد به نظر برسند از اين رو اين آزمايش نمي تواند در تشخيص سرطان تيروييد خيلي مفيد واقع شود.
FNA اگر نتايج آزمايش قطعي و واضح نباشد مي توان از اسكن تيروييد استفاده نمود. زماني كه بافت برداري وجود سرطان تيروييد را تشخيص داد اسكن ها در نشان دادن ميزان گسترش سرطان بسيار مفيد مي باشند.
اولترا سوند (3 )
اولتراسوند يا اولترا سونوگرافي به وسيله امواج صوتي تصاويري را از بدن ايجاد مي نمايد. يك مبدل انرژي نزديك غده تيروييد جاي گرفته و فركانس هاي بلند امواج صوتي را دريافت مي كند و سپس اقدام به شناسايي انعكاس صداي حاصل از فعاليت و حركت بافت تيروييد مي نمايد. بافت سالم و طبيعي تيروييد و نيز اكثر ندول هاي تيروييد الگوهاي متفاوتي در انعكاس صوت دارند. اين الگوهاي صوتي به وسيله يك كامپيوتر پردازش مي شوند تا تصاويري از غده تيروييد ايجاد نمايند. از اين آزمايش مي توان براي كنترل تعداد و اندازه ندول هاي تيروييد استفاده كرد. البته سرطان هاي تيروييد و اكثر ندول هاي خوش خيم از نظر نتايج و سنجش هاي اولتراسوند شبيه يكديگر به نظر مي رسد و به همين دليل آزمايش اولتراسوند هميشه انجام نمي گيرد.
مرحله بندي سرطان :
مرحله بندي فرايندي است كه طي آن ميزان گسترش سرطان در بدن معلوم مي شود. مرحله يك سرطان مهم ترين عامل در انتخاب شيوه هاي درمان و نيز شناخت پيش آگهي بيماري درباره بهبودي يا درمان كامل آن مي باشد از پزشك خود در خواست كنيد تا مرحله بندي سرطان تيروييد را به زبان ساده براي شما تشريح نمايد تا شما نيز نقش فعال تري در اخذ يك تصميم آگاهانه براي درمان خود داشته باشيد.
سيستم مرحله بندي عبارتست از روش استانداردي كه طي آن تيم درمان سرطان مي تواند دامنه گسترش سرطان را تشريح نمايد. يكي از انواع مختلف سيستم هاي طبقه بندي TNM سرطان تيروييد سيستم است كه به سه دسته از مهم ترين اطلاعات در اين زمينه اشاره مي نمايد :
نشانگر اندازه T حرف تومور اوليه است كه بر حسب سانتيمتر سنجيده مي شود.
نشانگر ميزان N حرف گسترش (متاستاز) تومور به گره هاي لنفاوي مجاور است .
ميزان گسترش M سرطان به ساير ارگان هاي بدن را نشان مي دهد.
شماره هايي كه پس از هر آورده M N T كدام از حروف مي شود. براي بيان جزييات هر يك از اين اطلاعات مي باشد.
: T اطلاعات مربوط به حرف
تومور اوليه (در حال TX شكل گيري ) قابل سنجش و ارزيابي نيست .
مدركي براي تاييد TO وجود تومور اوليه وجود ندارد.
: اندازه تومور يك T 1 سانتي متر يا كمتر است .
: اندازه موتور بين يك T 2 تا چهار سانتي متر است .
: تومور بزرگ تر از T 3 چهار سانتي متر شده است .
: تومور بسيار بزرگ شده و T 4 به اطراف غده تيروييد گسترش پيدا كرده و در حال رسيدن به بافت هاي نزديك گردن است .
N اطلاعات مربوط به حرف :
: تومور به گره هاي لنفاوي NX مجاور نزديك شده است .
: تومور به گره هاي لنفاوي NO گسترش پيدا كرده است .
: گسترش (متاستاز) تومور N 1 به گره هاي لنفاوي ناحيه گردن يا بالاي قفسه سينه صورت گرفته است .
M اطلاعات مربوط به حرف :
: گسترش (متاستاز) تومور MX قابل اندازه گيري نيست .
: گسترش زيادي ديده MO نمي شود
: گسترش تومور بسيار زياد M 1 است و گره هاي لنفاوي غير مجاور ارگان هاي داخلي و استخوان ها در گير شده اند.
براي شفاف تر كردن مرحله بندي مي توان اطلاعات را در يك الي چهار TNM مرحله با يكديگر گروه بندي كرد. برخلاف اكثر سرطان هاي ديگر سرطان تيروييد با روشي كه از محاسبه نوع سرطان و سن بيماران به دست آمده است گروه بندي مي شود.
گروه بندي مرحله اي براي كار سينوم هاي فوليكولي و پاپيلاري :
همه سيستم هاي طبقه بندي به اين نتيجه رسيده اند كه احتمال مرگ براثر ابتلا به كارسينوم هاي پاپيلاري و فوليكولي در افراد ميانسال بيشتر است . اين مسئله در گروه بندي سيستم مرحله بندي براي اين دو كارسينوم TNM منظور گرديده است . بنابراين همه افراد زير 45 سال مبتلا به سرطان تيروييد پاپيلاري ـ اگر دچار رشد زياد سرطان نباشندـ در مرحله اول قرار دارند و اگر گسترش زيادي در اطراف ناحيه گردن و يا گره هاي لنفاوي مياني بالايي داشته باشند در مرحله دوم جاي مي گيرند.
سرطان تيروييد عود كننده :
در بيماري عود كننده سرطان بعد از انجام درمان مجددا بازگشته و شروع به فعاليت مي نمايد. معمولا سرطان تيروييد در ناحيه گردن مجددا شروع به فعاليت مي كند اما ممكن است در قسمت ديگري از بدن نيز ديده شود. « عود بيماري » يك مرحله از بيماري نيست . مرحله بيماري براساس ميزان گسترش سرطان در هنگام تشخيص محاسبه ميشود. اگر چه گسترش بيشتر و يا عود مجدد سرطان در تصميم گيري براي انتخاب نوع درمان و برآورد ميزان پيش آگهي بيماري مهم است اما اين اطلاعات در طبقه بندي مراحل تغييري ايجاد نمي كند.
آزمايشات تصويري براي مرحله بندي سرطان تيروييد : ) MTC (مديولاري
سي تي اسكن
در سي تي اسكن با اشعه ايكس مي توان تصاوير دقيقي را از برش هاي عرضي مقاطع مختلف بدن ايجاد نمود. بسياري از اين تصاوير از طريق پرتوهاي اشعه ايكس كه به صورت دوراني به اطراف بدن تابيده ميشود گرفته ميشوند. اين تصاوير سپس توسط يك كامپيوتر با يكديگر تركيب مي شوند تا در نهايت تصوير دقيقي از برش عرضي يك عضو به دست آيد با تزريق ماده اي رنگي به داخل رگ قبل از انجام سي تي اسكن مي توان تصاوير واضع تري را ايجاد نمود تا به تشخيص تومورهاي تيروييد از بافت سالم و طبيعي تيروييد كمك نمايد.
: تصوير برداري از) MRI ( ام . آر . آي . طريق ارسال طنين هاي مغناطيسي )
از MRI در اسكن هاي امواج راديويي و مغناطيسي قوي به جاي اشعه ايكس استفاده مي شود. انرژي حاصل از امواج راديويي توسط بافت هاي بدن جذب گرديده و سپس الگوي مشخصي باتوجه به نوع بافت و نوع بيماري عرضه مي گردد. با استفاده از كامپيوتر نمونه امواج راديويي دريافتي به تصاوير بسيار دقيقي از بخش هاي مختلف MRI بدن تبديل مي شود . مي تواند تصاويري با جزييات بيشتر و دقيق تري نسبت به سي تي اسكن و اولترا سوند تهيه نمايد. اما اين آزمايش غالبا براي ارزيابي اكثر تومورهاي تيروييد لازم نمي باشد.
اسكن آكتروتايد(4 ) :
گاهي ممكن است از اسكن آكتروتايد كه در آن از هورمون نشان دار شده راديواكتيو استفاده مي شود براي برآورد كمك MTC ميزان گسترش گرفت .
سي تي اسكن براي مرحله بندي سرطان تيروييد فوليكولي و پاپيلاري
مراحل اكثر سرطان هاي تيروييد فوليكولي و پاپيلاري تا پيش از شروع درمان كاملا شناخته شده نيست . چرا كه اسكن هاي تيروييد كه براي پي بردن به دامنه گسترش بيماري انجام ميشود اغلب پس از خارج نمودن غده تيروييد به وسيله جراحي بسيار دقيق خواهد بود. اگر چه هم غده سالم تيروييد و هم سلول هاي سرطاني تيروييد يد خون را جذب مي كنند اما سلول هاي سرطاني تيروييد اين عمل را به خوبي انجام نمي دهد. مقدار يد راديواكتيو كه قبل از عمل جراحي به بيمار داده مي شود بيشتر به وسيله غده تيروييد سالم جذب مي شود. نواحي كه سرطان تيروييد به آن گسترش پيدا كرده است گنجايش جذب راديواكتيو زيادي ندارند و به همين دليل به خوبي در تصاوير ديده نمي شود.
پس از خارج نمودن غده تيروييد بيشتر يد راديواكتيو تزريق شده وارد سلولهاي سرطاني تيروييد خواهد شد و بدين ترتيب حساسيت و دقت آزمايش نيز بيشتر ميشود. اسكن هاي راديويد (راديو آيودين ) (5 ) يك بخش معمول در مراقبت و نظارت بر سرطان هاي تيروييد متمايز يعني سرطان هاي تيروييد فوليكولي و پاپيلاري ميباشند. قادر MTC زماني كه سلول هاي به جذب يد نباشند اسكن هاي راديويد در مورد اين سرطان به كار نمي رود.
اگر ميزان هورمون محرك يا تيروترويين TSH تيروييد كه نيز ناميده مي شود در خون بيمار زياد باشد اكثر اسكن هاي تيروييد رايويد دقيق و بدون اشتباه انجام مي شود. درگذشته تنها راه در بيماراني كه TSH افزايش غده تيروييد خود را از طريق عمل جراحي خارج كرده اند متوقف نمودن مصرف قرص هاي هورمون تيروييد يك يا دو هفته قبل از درمان بود. اين كار سبب ميشود كه ميزان هورمون تيروييد به حد بسيار پاييني برسد (حالت كم كاري تيروييد). همچنين اين كاهش باعث مي شود كه غده بيشتري ترشح TSH هيپوفيز نمايد. اگر چه اين حالت به صورت موقتي است اما گاهي اوقات نيز براي بيمار TSH آزاردهنده مي شود . شكل قابل تزريق امروزه در دسترس و فراهم مي باشد كه مي تواند را در بيماران قبل TSH ميزان از انجام اسكن راديويد افزايش دهد تا ديگر احتياجي به قطع هورمون تيروييد جايگزين نباشد.
پي نوشت :
Oncogenesis 1 ـ
Thyroid Stimulating hormone 2 ـ
ورا صوت Ultrasound 3 ـ
Octreotide scan 4 ـ
ايزوتوپ يد راديواكتيو كه در تحقيقات مربوط radio - Iodine 5 ـ به تيروييد مورد استفاده قرار مي گيرد

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

به گفته پرویز اولیا ، بهترین و افتخار آمیزترین رتبه را دکتر محمدرضا گنجعلی در رشته شیمی با رتبه جهانی ۴۸ کسب کرده است.

ISI مهمترین سایت رنکینگ اطلاع رسانی درباره دانشمندان دانشگاه ها و مجلات علمی در جهان است که مطالب منتشر شده در آن منبع نشریات علمی جهانی بوده است.

اسامی دیگر دانشمندان برتر ایرانی به شرح زیر است :

دکتر محمد عبداللهی ، دکتر محمدرضا زرین دست و دکتر احمدرضا دهپور از دانشگاه علوم پزشکی تهران و رشته داروسازی .

دکتر مجتبی شمسی پور از دانشگاه رازی ، دکتر محمدعلی زلفی گل۳۱ از دانشگاه بوعلی سینا ، دکتر پرویز نوروزی از دانشگاه تهران و دکتر مسعود صلواتی نیاسری از دانشگاه کاشان .

رشته شیمی : دکتر مجید هروی از دانشگاه الزهرا ، دکتر هاشم شرقی از دانشگاه شیراز ، دکتر ناصر از دانشگاه شیراز ، دکتر عبدالرضا حاجی پور از دانشگاه صنعتی اصفهان و دکتر سید حبیب فیروزآبادی از دانشگاه شیراز

رشته ریاضی : دکتر مهدی دهقان از دانشگاه تهران .

رشته مکانیک : دکتر محمدرضا اسلامی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

دکتر ایرج محمدپوربال ترک از دانشگاه اصفهان، دکتر بابک کریمی از دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان ، دکتر علی اصغر انصافی از دانشگاه صنعتی اصفهان، دکتر میرفضل الله موسوی از دانشگاه تربیت مدرس .

دکتر طاهره پورصابری از پژوهشگاه صنعت نفت ، دکتر عیسی یاوری از دانشگاه تربیت مدرس ، دکتر مهران جوانبخت از دانشگاه صنعتی امیرکبیر ، دکتر شهرام تنگستانی نژاد از دانشگاه اصفهان ، دکتر مرتضی رضاپور از دانشگاه تهران ، دکتر حسن علی زمانی از دانشگاه قوچان و دکتر حسین عشقی از دانشگاه مشهد./

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

درمان سرطان خون زودرس با چای سبز پنجشنبه دهم دی 1388 12:11

گروهی از محققان آمریکایی موفق شدند به نتایج مثبتی در آزمایش بالینی درمان سرطان خون زودرس با استفاده از چای سبز دست یابند.
به گزارش خبرگزاری مهر، ترکیب شیمیایی “اپیگالوکاتکین گالات” (EGCG) ماده ای است که در چای سبز یافت می شود.
به تازگی دانشمندان کلینیک مایو موفق شدند از این ترکیب شیمیایی در درمان بالینی گروهی از بیماران متاثر از لوکمی لنفاتیک مزمن استفاده کنند و به نتایج مثبتی دست یابند.

نتایج این آزمایشات که در “ژورنال سرطان شناسی بالینی” منتشر شده است نشان می دهد که در این بیماران که مصرف EGCG از راه دهان در دوز بالا (با مصرف دو گرم دوبار در روز) تجویز شده بود، تعداد لنفوسیتها به یک سوم کاهش یافت.

پیش از این، محققان کلینیک مایو در آزمایشات نابودی سلولهای سرطانی در شیشه و در مدل حیوانی با استفاده از این ماده به نتایج چشمگیری دست یافته بودند.

در آزمایش بالینی که روی ۳۳ بیمار انجام شد ۸ دوز متفاوت از این داروی خوراکی تجویز شد و سرانجام مشخص شد که دوز دو هزار میلی گرم دوبار در روز بیشترین میزان کاهش تعداد لنفوسیتها را نشان می دهد.

لوکمی لنفاتیک مزمن (LLC) یکی از اشکال بسیار شایع لوکمی (سرطان خون) است که درحال حاضر درمان مناسبی برای آن در دسترس نیست.

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

اخيرا دانشمندان تست کبدی جدیدی را معرفی نموده اند که در این روش با استفاده از اندازه گیری مارکرهای مختلف کبدی ، وضعیت بیماران مبتلا به نارسائی حاد کبدی را برای پزشک آشکار می سازد. این تست که به ELF معروف شده است، در افرادی که تمایل به انجام بیوپسی های مداوم را ندارند کاربرد دارد. همچنین از این روش می- توان در بررسی افرادی که دچار فیبروز ملایم یا متوسط کبدی هستند را نیز استفاده کرد که معمولا در این مراحل بیماری بدون علامت است. و بدین وسیله می توان با تغییر روش زندگی و اقدامات درمانی اولیه بطور چشمگیری از بروز مشکلات حاد بعدی جلوگیری نمود.
فیبروز کبدی چیست ؟
فیبروز کبد یک روند ایجاد اسکار است که در نتیجه پاسخ بافت کبد به آسیب ایجاد می شود. پوست و سایر ارگان ها نیز در مواقع آسیب بدین صورت با تجمع کلاژن و سایر مشتقات ماتریکس، زخم را ترمیم می کنند. کبد نیز به همین ترتیب با تجمع کلاژن های جدید زخم را ترمیم می کند. روند ایجاد آسیب اولیه می تواند در نتیجه سیروز کبدی نبز ایجاد شود که در این حالت ساختار بنیانی واحد های عملکردی کبد به نحوی تخریب می شوند که جریان خون به داخل کبد سرازیر شده و کل فعالیت کبد را تخریب می کند. با پیشرفت سیروز عوارض شدیدی در کبد مانند: هایپرتانسیون پورتال، نقص عملکردی کبد و سرطان کبد به وجود می آید. خطر ابتلا به سرطان کبد  با پیشرفت سیروز به شدت افزایش می یابد و باید سیروز را جزء حالتهای پیش از بدخیمی به شمار آورد. امروزه سیروز و سرطان کبد جز ده علت عمده مرگ در دنیا می باشد و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته بیماریهای کبدی جزء پنج علت عمده مرگ در میانسالان می باشد.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

لوپوس پنجشنبه دهم دی 1388 12:6
سیستم ایمنی بدن در حالت سلامت پروتئین هایی میسازد تحت عنوان آنتی بادی که این پروتئین ها بدن را برضد عوامل بیگانه و خارجی که تحت عنوان آنتی ژن شناخته میشوند محافظت میکنند. اما در برخی از شرایط سیستم ایمنی فرد سلولهای بدن همان فرد را به عنوان آنتی ژن و بیگانه شناخته و بر ضد آنها آنتی بادی میسازد بنابراین سیستم ایمنی به سلولهای خودی حمله میکند. این شرایط ایجاد کننده بیماری های اتوایمیون و یا خود ایمن هستند که اغلب در طول زندگی فرد با او همراه بوده و تنها با داروها میتوان آنهارا کنترل و سیر پیشرفت بیماری را کندتر نمود. از جمله بیماری های اتو ایمیون میتوان بیماری لوپوس، آرتریت روماتویئد، ام اس، دیابت تیپ ۱ و مانند اینها رانام برد. در اینجا قصد بر آن است که در مورد برخی از این بیماری ها بحث شود. LUPUS: لوپوس یکی از بیماری های اتوایمیون است که قسمتهای مختلف بدن را از جمله پوست، قلب، کلیه، خون، مفاصل، ریه ها و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد بنابر این این بیماری یک بیماری سیستمیک بوده و عوارض خود را در اغلب بخشهای بدن نشان میدهد. البته این بیماری در اغلب افراد یک بیماری خفیف بوده و ارگان های کمی را درگیر میکند و بنابراین تهدید کننده زندگی بیمار نیست ولی در برخی از بیماران این بیماری بسیار شدید بوده و میتواند زندگی بیمار را تهدید کند. شیوع این بیماری در زنان بیشتر بوده و سن درگیری اغلب در محدوده ۴۵-۱۵ سالگی میباشد. علائم بیماری:

سیستم ایمنی بدن در حالت سلامت پروتئین هایی میسازد تحت عنوان آنتی بادی که این پروتئین ها بدن را برضد عوامل بیگانه و خارجی که تحت عنوان آنتی ژن شناخته میشوند محافظت میکنند. اما در برخی از شرایط سیستم ایمنی فرد سلولهای بدن همان فرد را به عنوان آنتی ژن و بیگانه شناخته و بر ضد آنها آنتی بادی میسازد بنابراین سیستم ایمنی به سلولهای خودی حمله میکند. این شرایط ایجاد کننده بیماری های اتوایمیون و یا خود ایمن هستند که اغلب در طول زندگی فرد با او همراه بوده و تنها با داروها میتوان آنهارا کنترل و سیر پیشرفت بیماری را کندتر نمود. از جمله بیماری های اتو ایمیون میتوان بیماری لوپوس، آرتریت روماتویئد، ام اس، دیابت تیپ ۱ و مانند اینها رانام برد. در اینجا قصد بر آن است که در مورد برخی از این بیماری ها بحث شود. LUPUS: لوپوس یکی از بیماری های اتوایمیون است که قسمتهای مختلف بدن را از جمله پوست، قلب، کلیه، خون، مفاصل، ریه ها و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد بنابر این این بیماری یک بیماری سیستمیک بوده و عوارض خود را در اغلب بخشهای بدن نشان میدهد. البته این بیماری در اغلب افراد یک بیماری خفیف بوده و ارگان های کمی را درگیر میکند و بنابراین تهدید کننده زندگی بیمار نیست ولی در برخی از بیماران این بیماری بسیار شدید بوده و میتواند زندگی بیمار را تهدید کند. شیوع این بیماری در زنان بیشتر بوده و سن درگیری اغلب در محدوده ۴۵-۱۵ سالگی میباشد. علائم بیماری: علائم بيماري لوپوس بسيار متنوع است و در افراد مختلف علائم متفاوتي دارد، از شايع ترين علائم آن مي توان به خستگي، علائم پوستي به شكل ضايعه هاي قرمز رنگ پروانه اي شكل روي گونه ها و بيني، حساسيت به نور آفتاب زخم هاي دهاني، ريزش مو، تورم مفاصل، درد قفسه سينه و كم خوني اشاره كرد. تورم و به دنبال ان درد در ناحیه درگیر ازعلائم شایع در این بیماری است. تشخیص و درمان: در حال حاضر برای این بیماری معالجه قطعی وجود ندارد ولی در صورت تشخیص بیماری در مراحل اولیه و استفاده از روشهای درمانی مناسب میتوان این بیماری را به خوبی کنترل نمود و از شدت علائم در فرد کم کرد و همچنین از پیشرفت بیماری و بروز عواقب بد آن جلوگیری نمود. بنابراین تشخیص به موقع بیماری بسیار مهم وحیاتی است. در سیر تشخیص بیماری در مرحله اول بررسی بیمار از نظر علائم بالینی و شک به این بیماری است. علائم متفاوت در افراد مختلف است ولی علائم بارز و مهمی که پزشک را به سمت این بیماری سوق میدهد عبارتند از: پوست و مو:لکه های قرمز پروانه ای شکل روی بینی و صورت، زخم های دهانی و ریزش مو مفاصل: التهاب و قرمزی همراه با درد کلیه ها: ناراحتی کلیه به همراه تستهای غیر نرمال آنالیز ادرار که بیان گر بیماری کلیوی باشند غشا ها:التهاب در آستر مخاط ریه، پریکاردیت و پریتونیت خون: آنمی همولیتیک، لکوپنی و ترومبوسیتوپنی سیستم عصبی:تشنج، جنون و سایر ناهنجاری های سیستم عصبی تستهای ایمنولوژی:Positive anti-nuclear antibody tests که تایئد کننده وجود بیماری اتوایمیون است وpositive double-stranded anti-DNA test, positive anti-Sm test, positive anti-phospholipid antibody test or false-positive syphilis test . تنها با وجود یکی از علائم فوق نمیتوان به وجود این بیماری مشکوک شد و برای شک به وجود این بیماری وجود حداقل 4 علامت از 11 علامت فوق به صورت همزمان لازم است. ریسک فاکتورها: جنس: این بیماری در زنان شایع تر بوده به طوریکه 90% از بیماران را زنان تشکیل میدهد. 2- سن : این بیماری در هر سنی اتفاق میافتد ولی اغلب در محدوه سنی 45-15 سالگی شایع است. ۳-داروها: برخی از داروها در استفاده دراز مدت میتوانند باعث ایجاد واکنش های لوپوسی در افراد حساس شوند از جمله این داروها میتوان به داروهای آرامبخش مثل کلروپرومازین، داروهای سل مثل ایزونیازید، داروهای فشار خون مثل هیدرالازین اشاره نمود. ۴- نور خورشید: دیده شده که تماس زیاد با نور خورشید میتواند باعث ایجاد آسیب های پوستی لوپوس شود و حتی در افراد بسیار حساس باعث ایجاد واکنشهای سرتاسری شود. مکانیسم اثر نور خورشید در ایجاد این بیماری به طور کامل مشخص نشده است ولی این دلیل مطرح شده است که در مجاورت نور خورشید سلولهای پوست پروتیئنی را در سطح میسازند که توسط آنتی بادی های نرمال بدن بیگانه تلقی شده و باعث ایجاد واکنش های ایمنی بدن میشوند. ۵-عفونت با ویروس اپشتاین بار: این ویروس بعد از آلوده کردن فرد در سلولهای سیستم ایمنی فرد به صورت نهفته باقی میماند و باعث افزایش ریسک ابتلا به لوپوس میشود. ۶-تماس با مواد شیمیایی: دیده شده در کارگران شاغل در صنایع مرتبط با جیوه و سیلیکا ریسک بروز لوپوس بیشتر است. تستهای تشخیص آزمایشگاهی لوپوس: تست های خون و ادرار ۲ تست پر کاربرد در جریان تشخیص این بیماری هستند ازجمله: تست CBC:در این تست ممکن است آنمی و همچنین لکوپنی و ترومبوسیتوپنی مشاهده شود که این حالات معمولا در جریان بیماری لوپوس اتفاق میافتد. تست ESR: این تست برای بررسی سرعت رسوب گلوبولهای قرمز خون کاربرد دارد که در این آزمایش سرعت بر اساس میزان ته نشینی گلبولها در لوله در مدت ۱ ساعت ارزیابی میشود. در بیماری لوپوس مانند سایر بیماری های سیستمیک و التهابات سرعت رسوب سلولها افزایش میابد. تستهای بررسی عملکرد کبد و کلیه: با انجام تستهایی روی خون میتوان از عملکرد کبد و کلیه که در جریان لوپوس تحت تاثیر قرار میگیرند آگاه شد. تست آنالیز ادرای: در افراد لوپوسی در این تست مقادیری متفاوت از پروتئین و گلبول قرمز دفع شده که در نتیجه آسیب کلیوی است مشاهده میشود. تست های سیفلیس:نتیجه مثبت کاذب این تست میتواند بیانگر وجود آنتی بادی ضد فسفولیپیدها در خون باشد که این مساله یک اندکس تشخیصی دیگر در لوپوس است وجود این آنتی بادی باعث افزایش ریسک ایجاد لخته در خون میشود. تست(ANA( Antinuclear antibody :مثبت شدن این تست بیانگر وجود آنتی بادی ضد هسته سلولها است که این مسئله بیانگر فعال شدن سیستم ایمنی در جهت ساخت اتو آنتی بادی است. نتیجه مثبت نمیتواند تشخیص لوپوس را قطعی کند زیرا این آنتی بادی در سایر بیماریهای اتوایمیون و همچنین برخی از عفونتها و یا مصرف برخی از داروها وجود دارد ولی با نتیجه مثبت، تستهای تائیدی درخواست میشود. هیچ یک از تستهای فوق به تنهایی تائید کننده لوپوس نیستند و برای رسیدن به به تشخیص نهایی به مجموع نتایج تستها به همراه علائم بالینی توجه میشود. ۲ تست زیر در بررسی آسیبهای حاصل از لوپوس در ارگانهای بدن به کار میرود: تست X-Ray از قفسه سینه: برای بررسی التهاب در ریه و همچنین بزرگ شدن قلب ناشی از ساخت مایع در پریکاردیوم تست الکترو کاردیوگرام(ECG):این تست برای بررسی عملکرد قلب و آسیب های احتمالی در جریان بیماری به قلب میباشدعوارض بیماری: این بیماری اثرات مخربی را روی ارگان های مختلف بدن به جامیگذارد ازجمله: کلیه:آسیب کلیوی در لوپوس شایع و شدید بوده و یکی از عوامل مرگ و میر این بیمارن به شمار میرود برای بررسی وضع کلیه سطح کراتینین خون به صورت مرتب باید چک شود. آسیب سیستم عصبی مرکزی: آسیب این سیستم حساس در بدن باعث ایجاد اشکال در حافظه تغییر رفتار، سردرد و گاها تشنج میشود. خون و عروق خونی: این بیماری باعث ایجاد آنمی، خونریزی و ایجاد لخته خون شده و در عروق باعث ایجاد التهاب عروقی(vasculitis) میشود. قلب: لوپوس باعث التهاب ماهیچه و عروق قلب و همچنین التهاب غشای قلب میشود واحتمال ابتلا به حملات قلبی را افزایش میدهد. از سایر عوارض لوپوس میتوان به موارد زیر اشاره کرد: عفونت: افراد لوپوسی به دلیل مصرف داروهای کورتیکوستروئید وسرکوب گر سیستم ایمنی و همچنین داروهای سیتوتوکسیک مستعد ابتلا به انواع عفونتها میباشند. سرطان: داروهای مصرف شده در درمان لوپوس باعث افزایش ریسک ابتلا به سرطان به ویژه لنفوم غیر هوچکین و سرطان کبد ریه و مجرای صفراوی میشوند. زنان با لوپوس در دوران بارداری شانس بیشتری برای ابتلا به فشار خون بالا دارند و همچنین خطر سقط جنین در این زنان بیشتر است. . درمان: در درمان بیماری بر اساس شدت بیماری و علائم داروهای مختلفی تجویز میشود ولی معمول ترین درمان که تقریبا پایه درمان در هر حالتی از بیماری است شامل درمان های زیر است: ۱- استفاده از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی(NSIDs): این داروها به منظور کاهش التهاب و علائم درد ناشی از التهاب کاربرد دارد از جمله این داروها میتوان ناپروکسن و ایبوپوفن را نام برد البته داروهای قوی تری هم در دسترس است که ممکن است پزشک با توجه به علائم تجویز کند. ۲- داروهای ضد مالاریا: اگرچه ارتباطی بین مالاریا و لوپوس وجود ندارد ولی داروهای ضد مالاریا دیده شده که اثرات کنترلی خوبی روی لوپوس دارند. از پر مصرف ترین داروهایی که در درمان مالاریا کاربرد دارد میتوان داروی Hydroxychloroquin را نام برد. از عوارض این بیماری عوارض بینایی و ضعف ماهیچه ای را میتوان ذکر کرد. ۳- کورتیکوستروئیدها: داروهای ضد التهاب استروئیدی که برای درمان علائم التهاب و کنترل التهاب و همچنین کنترل سیستم ایمنی کاربرد دارد. مصرف این داروها در دراز مدت عوارضی مانند کاهش وزن، افزایش استعداد ابتلا به عفونتها، دیابت، افزایش فشار خون و پوکی استخوان را ایجاد میکند. پزشک برای درمان تلاش میکند که کمترین دوز موثر در درمان را انتخاب کند و با مصرف مکملهایی مانند کلسیم و ویتامینD ریسک ابتلا به پوکی استخوان را کاهش دهد. درمان علائم و نشانه ها در ارگان ها: درد مفاصل: در کنترل درد مفاصل از NSIDs استفاده میشود و در موارد شدیدتر از داروهای ضد ملاریا و کورتیکوستروئیدها استفاده میشود. راش های پوستی: برای جلوگیری از ایجاد راشهای پوستی فرد نباید در معرض آفتاب قرار گیرد و حتما از لباسهای پوشش دهنده و کرم های ضد آفتاب استفاده شود همچنین از داروهای کورتیکوستروئید موضعی نیز برای کاهش التهابات پوستی استفاده میشود. التهاب ریه وقلب: این حالات توسط کورتیکوستروئیدها ، ضد مالاریا و NSIDs کنترل میشوند. در درمان انواع پیشرفته و تهاجمی تر لوپوس از دوزهای بالای کورتیکوستروئیدها و همچنین داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مانند (cyclophosphamide (Cytoxan) , zathioprine (Imuran میتوان استفاده نمود ، این داروها باعث افزایش ریسک ابتلا به عفونتها و سرطان و همچنین ناباروری میشوند. درمان های کلینیکال: ۱- پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان برای تجدید سیستم ایمنی ۲- استفاده ازDehydroepiandrosterone (DHEA : دیده شده که فرم های سنتتیک این هورمون در بهبود کیفیت زندگی بیماران لوپوسی موثر است ولی مکانیسم اثر آن هنوز شناخته نشده است. مراقبت های فردی: برای بهبود کیفیت زندگی رعایتی نکاتی از جمله استراحت کافی،ورزش، تغذیه مناسب، دوری از نور آفتاب و اجتناب از مصرف سیگار لازم است. امیدوارم مطالب گفته شده در مورد بیماری لوپوس براتون مفید باشه. منتظر نظراتتون هستم.

"
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

اين تست آزمايشگاهي مولکولی نشانگر اين مطلب است كه آيا سرطان پستان توانايي انتشار در عقده‌هاي لنفي مجاور خود را دارد. هدف اين تست، جستجوي مولكول‌هائي است كه به مقدار فراوان در بافت پستان وجود داشته اما در عقده هاي لنفاوي طبيعي بسيار كم هستند. حضور يا عدم حضور سلول‌هاي سرطاني درعقده‌هاي لنفي زير بغل يك معيار مهم جهت تشخيص متاستاز سرطان پستان بوده و در زنان مبتلا به اين نوع سرطان فرصت مناسبي جهت بكارگيري بهترين روش درماني را فراهم مي‌كند. به كمك اين روش بسيار سريع، نتايج بررسي‌هاي پستان در مدت زماني كه بيمار بر روي تخت جراحي است، بدست آمده و زنان را از عمل جراحی مجدد مصون مي‌دارد.
عقده‌هاي لنفاوي بخشي از سيستم ايمني بدن هستند كه بر عليه عفونت‌ها وارد عمل مي‌شوند. اولين عقده‌ي لنفي كه مايع لنفي پستان را فيلتره مي‌كند عقده‌ي sentinel ناميده مي‌شود. علت اين نامگذاري اين است كه محل قرارگيري عقده درست در مكاني است كه سلولهاي سرطاني تمايل به انتشار اوليه دارند. در جريان برداشت عقده‌ي لنفي يا ماستكتومي (برداشت كامل سينه) جهت از بين بردن تومور پستان، جراحان معمولاً عقده‌ي sentinel را براي بررسي ميكروسكوپي بر مي‌دارند، سپس اين عقده سريعاً مورد بررسي قرار گرفته و در صورت وجود تومور، عقده‌هاي لنفي ديگر نيز برداشته مي‌شوند.
نتايج آزمايشات جامع‌تر ميكروسكوپي نيازمند 1 تا 2 روز وقت بوده و در صورتي كه سلول‌هاي توموري توسط آزمايش‌ها ديده شوند (24 تا 48 ساعت بعد از عمل جراحي) بيمار نيازمند عمل جراحي مجدد براي برداشتن عقده‌هاي لنفاوي باقي مانده است. در اين روش سريع حدود 88% از بيماران مبتلا به سرطان پستان منتشر شده و 94% از بيماران داراي سرطان بدون انتشار شناسائي شدند.
منبع: مجله Labmedica ، 2007
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

اخيرا يك نشانگر ژنتيكي در ارتباط با فرم مهاجم سرطان پروستات، شناسايي شده است. اين نشانگر ژنتيكي جهت شناسايي افراد مستعد ابتلا به شكل مهاجم سرطان پروستات به كمك آزمايشات خوني ساده به كار مي رود.
شناسايي بيماران حامل اين نشانگر ژنتيكي، راهنماي مناسبي جهت درمان مؤثر سرطان پروستات به شمار مي‌رود. محققان، تركيبات وراثتي خاصي را براي اين سرطان مهاجم، يافته‌اند و تحقيقات بيانگر اين نكته است كه خويشاوندان نزديك افراد مبتلا به سرطان پروستات كه حامل نشانگر 8q24 هستند به احتمال 40% شانس ابتلا به اين سرطان را دارند. اين در حالي است كه در مبتلايان غير حامل، امكان ابتلاي ديگر اعضاي خانواده به سرطان پروستات 20% مي‌باشد.
در مطالعه‌اي كه بر روي 550 بيمار مبتلا به سرطان پروستات به عمل آمد، محققان درصدد پاسخ به اين پرسش بودند كه آيا ماهيت سرطان در حاملين این مارکر ژنتيكي با افراد غير حامل متفاوت است؟، مشخص شد كه افراد حامل نشانگر 8q24 تومورهاي مهاجم بيشتري داشته كه احتمال گسترش آن به عقده‌هاي لنفاوي بسيار زياد است و امكان برداشت آن با عمل جراحي مشكل مي‌باشد.
منبع: Labmedica ، 2007
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

مطالعات نشان مي دهند كه میتوان از آزمايش خون دركشف بموقع سرطان کلون و برداشتن تومورهاي آن استفاده کرد.
يك نوع آزمايش خون جديد کشف شده است که وجود و ميزان پيشرفت سرطان كلون را نشان میدهد. در این آزمايش نشانگرهاي شيميايي بدست آمده از سلولهای سرطاني كلون شناسایی میشوند. اين نشانگرها از نوع آنتي ژن 3 و آنتی ژن 4 سرطان كلون هستند. در مواردی که پولیپهای کولون به سمت بدخیمی میروند، این نشانگرها شروع به زیاد شدن میکنند در صورتی که مقدار این آنتی ژنها در توده‌هاي خوش خيم و ديگر بافتها بسیار ناچیز ميباشند.
اين نشانگر‌ها بعد از ترشح از سلولهای سرطانی به سمت جريان خون مي روند؛ در اين موقع آنها به آساني كشف و مورد سنجش قرار ميگيرند.
به گفته دكتر گتسبرگ، کاشف این نشانگرها، تا به امروز هيچ آزمايش خوني براي شناسایی سرطان كولون وجود نداشته است و اين نشانگرها تا حد زیادی نگرش پزشکان را نسبت به سرطان كولون تغيير خواهد داد.
این آزمايش با حساسیت 100% میتواند درجهت تشخيص اين سرطان کمک کند به طوري كه حتي يك بيمار سرطانی به اشتباه از قلم انداخته نخواهد شد. البته شاید مواردی از افراد سالم جواب مثبت داده شود که با آزمایشات تکمیلی میتوان انها را شناسایی کرد. گتسبرگ مي گويد: هدف در اينجا استفاده از اين روش و مشخص كردن افرادي بود كه واقعا احتياج به كلونوسكوپي دارند.
گتسبرگ مي گويد كه تيمش در حال بررسي روي آزمایشات سرطان پروستات و سرطان كولون مي باشد. او متذكر شد كه این تكنيك را براي ديگر سرطانها هم میتوان بکار گرفت. در واقع اين يك شيوه كاملا پرثمر براي كشف نشانگرهاي سرطانی خواهد بود.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

سازمان پزشکی "تاور هملت PCT" در لندن از سرویس SMS برای یادآوری جلسات آزمایشات سرطان سینه استفاده می کند.
به گزارش گروه ترجمه موبنا به نقل از سایت "آی تی پرو" سازمان پزشکی "تاور هملت PCT" با همکاری شرکت تلفن همراه "آی پلیتو" با استفاده از ارسال SMS به بیماران خود ، زمان انجام آزمایشات سرطان سینه را یادآوری می کند.
"ویرجینیا پاتانیا" یکی از مدیران این سازمان می گوید: ما در هفته های آتی از سرویس SMS برای یادآوری قرارهای آزمایش سرطان سینه استفاده خواهیم کرد.
وی افزود: ما به دنبال فرصتی برای ارایه سرویس ابداعی هستیم که تاثیرات برنامه های آزمایشات سرطان سینه را افزایش دهد.
امیدواریم این سرویس رایگان بیماران را تشویق کند که بیشتر به آزمایش های سرطان سینه که دومین سرطان شایع در دنیا است، توجه نشان دهند.





منبع چاپ خبر : http://www.mob.ir

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

بیوشیمی بالینی پنجشنبه دهم دی 1388 8:37
بیوشیمی بالینی یا بیوشیمی کلینیکی یکی از رشته‌های علوم پزشکی است. این علوم بر پایه آزمایشهایی استوار است که بر اساس آنها در نتیجه تشخیص اختلالات در مقدار مواد تشکیل دهنده بدن ، بیماریهای مرتبط با آنها شناخته می‌شود.

دید کلی
بیوشیمی بالینی یا بیوشیمی کلینیکی یکی از رشته‌های علوم پزشکی است. این علوم بر پایه آزمایشهایی استوار است که بر اساس آنها در نتیجه تشخیص اختلالات در مقدار مواد تشکیل دهنده بدن ، بیماریهای مرتبط با آنها شناخته می‌شود.

دید کلی

اینک در عصر تسخیر فضا و پیوند اعضا ، بیوشیمی یکی از پیشرفته‌ترین علومی است که دنیای بی‌جان شیمی را را با دنیای زیست شناسی پیوند داده و ثابت کرده است که بسیاری از بیماریها حتی بازتابهای روانی ، نتیجه تغییرات شیمیایی مواد تشکیل دهنده بدن انسان است و فیزیو پاتولوژی این مواد و ارگانهای وابسته به شناخت بیماریها و درمان آنها کمک شایانی می‌کند.

امروزه دانش جدید بیوشیمی بالینی به مثابه چراغ پرفروغی ، فرا راه پزشکان در شناخت بسیاری از بیماریها قرار گرفته است. پیشرفتهای تکنیکی و فنی در اندازه‌گیری
آنزیمها ، هورمونها ، الکترولیتها و متابولیتهای با مقادیر کم و رابطه انکار ناپذیر تغییرات این مواد با ایجاد بیماریهای گوناگون وسعت بی‌نظیری به این رشته از علوم پزشکی داده است.

آب مورد استفاده در آزمایشگاههای بالینی

آب بر حسب درجه خلوص و نوع آن که در آزمایشگاهها مصرف می‌شوند عبارتند از: آب معمولی ، آب مقطر ، آب دیونیزه و آب استریل . برای حل نمودن سرمهای تجارتی که جهت کنترل بکار می‌روند، ساختن محلولهایی استاندارد ، محلولهای مورد آزمایش الکترولتها و رقیق نمودن سرم بیماران باید از آب دیونیزه استفاده کرد. آبی که در آزمایشگاههای تشخیص طبی بکار می‌رود باید دارای خواص زیر باشد: فلزات سنگین آن از 0.01 میلیگرم در لیتر بیشتر نباشد و PH آن بین 7 - 6 باشد.

ریاضیات در بیوشیمی بالینی

نوشتن جواب آزمایشات با ارقامی که ارزش دارند مساله مهمی در کار آزمایشگاههای تشخیص طبی می‌باشد. بطور کلی بیوشیمی کلینیکی ، نوشتن جواب آزمایشها با حذف ارقام بدون ارزش با توجه و اندازه آن آزمایش صورت می‌گیرد. مثلا در نوشتن جواب آزمایشهای گلوکز ، کلسترول و اوره می‌توان ارقاع اعشاری را حذف کرد. ولی در گزارش دادن نتایج اندازه‌گیری کراتین و پتاسیم ، اعداد اعشاری نیز باارزش هستند و نباید حذف یا کامل شوند.

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها یکی از مهمترین کارهای اولیه آزماشیگاه کلینیکی است. گرفتن خون با وسایل تمیز استریل ، جمع آوری و دقت در نوشتن نام بیمار ، زمان گرفتن نمونه ، نمره گذاری لوله ، استفاده از مواد ضد انعقاد مناسب و سانتریفوژ کردن به موقع خون از اعمالی است که از بسیاری از اشتباهات اساسی آزمایشگاه جلوگیری می‌کند.

لوازم شیشه‌ای آزمایشگاه

لوازم شیشه‌ای که در آزمایشگاههای تشخیص طبی وجود دارند عبارتند از: لوله آزمایش ، پی‌پت ، بورت ، بالن ژوژه ، قیف و ... . جنس شیشه بسیار مهم بوده و برای کاربرد آنان باید اطلاعاتی در این زمینه داشت. پیپت برای نقل انتقال محلولها با حجم معین بکار می‌رود. بورت برای اندازه‌گیری حجمها بکار می‌رود. با داشتن بهترین تکنسینها ، بدون داشتن وسایل نمی‌توان جوابهای درستی به دست آزمایش شونده داد.

جدا کردن پروتئینهای پلاسما

در برخی از آزمایشهای بیوشیمی ، وجود پروتئین ، ایجاد کدورت ، رسوب ، تعلیق مواد و تداخل در عده‌ای از واکنشهای شیمیایی می‌نماید. به همین جهت در انجام آن سری از آزمایشها در خون ، ادرار و مایع نخاعی لازم است. پروتئینها را می‌توان به طرق مختلفی جدا کرد. مثل جذب آن بوسیله کائولن ، میکرودیفوژن ، دیالیز نمودن ، اولترافیلتراسیون و یا دناتوره کردن بوسیله حرارت که اینها روشهای فیزیکی هستند. از طریق شیمیایی نیز می‌توان پروتئینها را رسوب داد مانند استفاده از واکنش بین آنتی ژن و آنتی کور.

روشهای آزمایشگاهی

روشهای بسیاری در آزمایشگاهی تشخیص طبی وجود دارد از روشهای مورد استفاده در آزمایشگاهها می‌توان موارد زیر انجام برد: تجزیه وزنی ، تجزیه حجمی ، سنجش کدورت ، اسپکتروفوتومتری ، فیلم فوتومتر ، فلوئورومتر ، الکتروفورز ، کروماتوگرافی و ... .

آزمایشهای فعالیت کلیوی

عمل کلیه‌ها خارج نمودن مواد زیر از بدن و حفظ و جذب دوباره بعضی از مواد حیاتی مثل الکترولیتها می‌باشد. بیماریهای کلیوی به سه دسته تقسیم می‌شوند: بیماریهایی که مستقیما به اعمال کلیه‌ها مربوط نمی‌شوند، بیماریهای مربوط به کلیه‌ها و بیماریهای که بعد از خروج ادرار از کلیه‌ها اتفاق می‌افتد مانند غده‌های سرطانی مثانه. آزمایشهایی که در آزمایشگاههای تشخیص طبی برای سنجش فعالیت کلیه انجام می‌شود به قرار زیر است، آزمایشهای مربوط به میزان تصفیه گلومرولی ، آزمایشهای مربوط به فعالیت لوله‌های نفرون و آزمایشهای تجزیه کامل ادرار.

آزمایشهای کبدی

اعمال کبد به صورت زیر است: ساختن بسیاری از مواد مهم بدن مثل پروتئینها ، کلسترول ، اوره و ... ، ساختن فاکتورهای انعقاد خون ، ذخیره نمودن بعضی از مواد مثل گلیکوژن ، غیر سمی نمودن بعضی از مواد متابولیزمی و داروها . آزمایشهایی که در مورد عملکرد کبد انجام می‌شود به صورت زیر است: اندازه‌گیری بیلی‌روبین پلاسمای خون ، تشخیص بیلی‌روبین ادرار ، اندازه ‌گیری اوربیلی‌نوژن در ادرار و مدفوع ، سنجش آمونیاک و اوره خون و سایر مایعات بدن ، آزمایشهای فلوکولاسیون ، سنجش مقدار آنزیمهای آلکالین فسفاتاز و آلدولاز و آنزیمهای دیگر.

آزمایشهای مربوط به الکترولیتها

زندگی یک سلول زنده در رابطه با متابولیزم آب و الکترولیتها ، بستگی به سه عامل مهم دارد: تنظیم PH و یا در حقیقت ثابت نگهداشتن رابطه بین اسید و باز مایعات بدن ، تنظیم مقادیر کاتیونها و آنیونها در مایعات بدن و تنظیم فشار اسمزی مایعات بدن. اندازه ‌گیری الکترولیتهای بدن ارزش حیاتی داشته و باید در کمال دقت و درستی انجام شود. لوله‌های نمونه برداری ، ظروف آزمایش باید تمیز و عاری از هر نوع آلودگی باشند. آزمایشهایی که در مورد الکترولیتها صورت می‌گیرد، عبارتند از: آزمایش اندازه ‌گیری سدیم ، پتاسیم ، فسفر ، کلر ، بی‌کربنات ، فشار اکسیژن ، فشار دی‌اکسید کربن و ... .

ارتباط بیوشیمی بالینی با سایر علوم

بیوشیمی بالینی علم در حال رشدی است که با بسیاری از علوم ارتباط دارد از جمله است: زیست شناسی ، شیمی ، پزشکی ، علوم آزمایشگاهی و ... .
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |


بافت شناسی (Histology) قسمتی از علوم تشریحی است که ساختمان میکروسکوپی ارگانهای مختلف بدن را مورد بحث و بررسیع قرار می‌دهد.




تصویر

اطلاعات اولیه

بافت از تجمع سلولها بوجود می‌آید و سلولها از لایه‌های زایشی جنین ، منشا می‌گیرند. لایه‌های زایشی از یک زیگوت بوجود می‌آیند. لایه‌های زایشی در سه طبقه بیرونی (اکتودردم) ، میانی (مزودرم) و درونی (آندودرم) قرار گرفته‌اند. اندامهایی نظیر پوست و مشتقات آن و سیستم عصبی از اکتودرم منشا می‌گیرند. مزودرم ، اندامهایی نظیر دستگاه گردش خون ، قلب ، دستگاه ادراری ، دستگاه تناسلی ، عضلات ، استخوانها و غضروف را می‌سازد. آندودرم دستگاه گوارش و غدد ضمیمه را ایجاد می‌کند.

بطور کلی چهار نوع بافت اصلی به نام بافتهای پوششی ، پیوندی ، عضلانی و عصبی در بدن وجود دارند. سایر بافتها در واقع اشکال تغییر شکل یافته همین بافتها هستند. با ایجاد بافتها ، اندامها شکل می‌گیرند و هر عضو از مجموعه چندین بافت ساخته شده است.

اهمیت بافت شناسی

یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است. بنابراین ، بافت شناسی نه تنها به عنوان علمی مستقل نمی‌تواند مطرح گردد، بلکه بهتر است مرتبط با سایر شاخه‌های علم پزشکی و به عنوان یکی از پایه‌های اصلی علوم پایه پزشکی ، مورد توجه قرار گیرد. بافت شناسی دو قسمت دارد:


  • General Histology که در آن خصوصیات 4 بافت اصلی (پوششی ، پیوندی ، عضلانی و عصبی) بحث می‌شود.

  • Speciales Histology که در آن خصوصیات بافتهای تخصص یافته مانند بافت خون ، بحث می‌گردد.



تصویر

رابطه بافت شناسی با سایر علوم

یکی از نکات قابل توجه در مورد بافت شناسی این است که بافت شناسی ، پیوستگی بسیار نزدیکی با سایر علوم پزشکی و زیستی نظیر آناتومی ، جنین شناسی ، فیزیولوژی ، پاتولوژی و سیتولوژی دارد.

میکروسکوپ و لزوم استفاده از آن در مطالعات بافت شناسی

یکی از نکات قابل ذکر در مورد لزوم استفاده از میکروسکوپ ، اشاره به محدودیتهای چشم انسان در دیدن اجسام ریز است. بطوری که قدرت تفکیک (resolution) چشم انسان ، یعنی فاصله دو نقطه‌ای که جدا از هم دیده می‌شوند، در حدود 0.1 میلیمتر و کوچکترین ساختمان قابل مشاهده بوسیله آن حدود 40 میکرومتر می‌باشد. بنابراین برای مشاهده ارگانیزمهای بسیار ریز و سلولهای تشکیل دهنده بافتها ، انسان ، نیازمند استفاده از ابزارهای کمکی برای چشم است.

متداولترین ابزار مورد استفاده برای مطالعه ساختمان بافتها و ارگانها ، میکروسکوپ می‌باشد. میکروسکوپهایی که در آنها از نور استفاده می‌شود به میکروسکوپ نوری موسوم هستند و قدرت تفکیک آنها در حدود 0.2 میکرون است. میکروسکوپهای نوری دارای انواع مختلفی می‌باشند که عبارتند از: میکروسکوپ نوری معمولی ، میکروسکوپ فلورسانس ، میکروسکوپ پلاریزاسیون ، میکروسکوپ زمینه تاریک و میکروسکوپ فاز متضاد. از میکروسکوپهای فوق با توجه به قابلیت هر کدام برای اهداف گوناگون استفاده می‌شود. در مطالعات هیستولوژیکی از میکروسکوپ نوری معمولی استفاده می‌شود.

آماده سازی بافت (Tissue Preparation)

برای مطالعه بافت و ارگانهای مختلف توسط میکروسکوپ باید آنها را به روش خاصی آماده کرده و به ضخامت 5 تا 10 میکرون برش داد، به این اعمال در مجموع ، آماده سازی بافت می‌گویند که با روشهای متعدد مانند نمونه برداری ، ثابت کردن ، آبگیری ، آغشته سازی ، قالب گیری ،‌ مقطع گیری ، چسباندن و رنگ آمیزی انجام می‌گیرد.



تصویر

تکنیکهای هیستوشیمیایی

ارزیابی فعالیتهای سلولی از قبیل تولید و یا میزان تولید یک آنزیم ، با استفاده از رنگ آمیزی ، به روش هیستو شیمیایی ، موسوم است. در این روش ، نه خود آنزیم ، بلکه ترکیبات حاصل از فعالیت آنزیم ، رنگ آمیزی می‌گردد.

تکنیکهای ایمونو هیستو شیمیایی

در این روش با تهیه آنتی بادی بر علیه اجزا تشکیل دهنده سلولی و نشاندار کردن آنتی بادی با آنزیم یا یک ماده رنگی دیگر ، می‌توان پروتئینهای ویژه‌ای را در بافتها و سلولها ، محل‌یابی نمود. اگر برای نشاندار کردن آنتی بادی از مواد فلورسانس استفاده شود، روش را به عنوان ایمونوفلوروسانس نیز می‌نامند. در روشهای فوق برای جلوگیری از غیر فعال شدن آنزیم برای فیکسه شدن ، از روشهای انجمادی استفاده می‌شود و برای بریدن آنها از میکروتوم ، بهره می‌گیرند.

میکروسکوپ الکترونی

قدرت تفکیک میکروسکوپ نوری در حدی نیست که بتوان ساختمان دقیق اجزا و ارگانلهای درون سلولی را بوسیله آن مطالعه نمود. بنابراین برای مشاهده و مطالعه ساختمانها فوق از میکروسکوپ الکترونی استفاده می‌شود. در میکروسکوپ الکترونی برای مشاهده بافت به جای نور از الکترون استفاده می‌شود که با توجه به طول موج بسیار کم پرتوهای الکترونی ، قدرت تفکیک میکروسکوپ الکترونی در حدود یک نانومتر ( متر) است.

چون الکترونها بوسیله چشم قابل رویت نیستند، الکترونهای ساطع شده ضمن عبور از نمونه مورد مطالعه به یک صفحه فلورسانت برخورد نموده و با فعال کردن آن موجب ظاهر شدن تصویر بافت روی صفحه فلورسانت می‌گردند. به همین دلیل این گونه میکروسکوپها را میکروسکوپ الکترونی عبوری گویند و تصاویر بدست آمده از این میکروسکوپ به صورت سیاه _ سفید است. در نوع دیگری از میکروسکوپ الکترونی که به میکروسکوپ الکترونی Scanning موسوم است، ویژگیهای سطح نمونه‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد و تصاویر حاصله به صورت سه بعدی هستند.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

آموزش همگاني ايدز سه شنبه یکم دی 1388 9:39

انتقال و پيشگيری

 
 

برای اينکه بتوانيد خود را در برابر ایدز محافظت کنيد، لازم است که از راههای انتفال HIV آگاهی پيدا کنيد. اين اطلاعات برای سلامتی شما و ديگران بسيار مهم و با ارزش است. بيماری ايدز٬ مسری و بسيار خطرناک است و در تمام جهان وجود دارد. برای درمان قطعی ايدز هيچ دارو و يا واکسنی وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

< < ويروس ايدز (HIV) از چه راههايی سرايت می کند؟  > >

 

 

تماس جنسی نا امن


ويروس HIV از طريق مايع مني (همچنين شامل مايعی كه قبل ازمنی خارج مي شود) ، ترشحات دستگاه تناسلي زنان وخون افراد مبتلا به آن منتقل مي شود و افرادي كه با اين ترشحات ، چه از طريق همجنس بازي و چه از طريق روش معمول جنسي ، تماس حاصل نمايند دچار عفونت HIV مي گردند
وجود بيماريهای مقاربتی مثل سوزاك، سفليس و همچنين زخمهای دستگاه تناسلی خطر آلودگی را چند برابر خواهد كرد.

بديهي است اگر شما و يا همسرتان به عفونت HIV مبتلا نباشيد از راه جنسي به اين بيماري مبتلا نخواهيد شد

 

بعضي از دلايل حاكي از آن مي باشد كه از طريق روابط جنسي دهاني نيز ممكن است فرد دچار عفونت HIV گردد.
گفتني است كه احتمال انتقال عفونت HIV از مردان آلوده به زنان در طول ارتباط جنسي به مراتب بيش از انتقال اين عفونت به مردان مي باشد و مايع مني آلوده ممكن است براي چند روز در واژن زن باقي بماند.
سلولهاي ناحية دهانة رحم نيز داراي استعداد زياد براي ابتلا به عفونت HIV هستند. اگر چه زنان از طريق ارتباط جنسي در معرض بيشتري از ابتلا به عفونت HIV مي باشند، ولي به ياد داشته باشيد كه جانسون، قهرمان بسكتبال از طريق داشتن ارتباط جنسي با يك زن مبتلا به اين بيماري گرديد.

زماني كه جانسون قهرمان بسكتبال اعلام نمود كه به عفونت HIV مبتلا شده است، اين نكته را خاطرنشان كرد كه وي همواره به عنوان يك بازيكن تيم ورزشي مجبور به مسافرتهاي فراواني بود و هرگز در مورد داشتن ارتباط جنسي بازنان داراي عفت اخلاقي نبوده است.
در يك روزنامه چنين گزارش شد كه به علت نبود عفت اخلاقي جانسون نمي داند كه كداميك از زنان، وي را مبتلا به اين بيماري وحشتناك كرده است.
ابتلاي افراد به عفونت HIV از طريق ارتباط جنسي معمول در بسياري از كشورهاي افريقايي و برخي از مناطق آمريكاي جنوبي مشاهده مي شود.
اگر چه در ايالات متحده اين انتقال بيشتر از طريق روابط ميان افراد همجنس باز صورت گرفته است، ولي در پسران جهان بيش از 75% موارد انتقال عفونت HIV از طريق داشتن روابط جنسي معمول با فرد آلوده بوده است كه اين روند در كشور آمريكا و كانادا به سرعت رو به رشد مي باشد
بسياري از زنان در آمريكا از طريق داشتن روابط جنسي با مردان آلوده به عفونت HIV دچار اين بيماري مي شوند هر چند كه اين مردان معتاد به مواد مخدر تزريقي نمي باشند.
 

همجنس بازي از روشهايي است كه موجب ابتلاي افراد به عفونت HIV مي شود؛ به ويژه شخصي كه مفعول واقع شده است، در معرض بيشتري از اين آلودگي قرار دارد زيرا آلت تناسلي فرد موجب پارگي لايه هاي داخلي مقعد شده و اين امر موجب مي گردد تا HIV كه درون مايع مني قرار دارد به راحتي وارد جريان خون شود.
 

 

 

 

سرايت از مادرآلوده به جنين در داخل رحم و يا انتقال به كودك درطی دوران شيردهی

 

ويروس HIV از مادر آلوده به كودك ممكن است در دوران حاملگی، هنگام وضع حمل يا كمی بعد از زايمان انتقال يابد.

HIV مي‌تواند در شير پستان زن آلوده وجود داشته باشد و به نوزادش منتقل شود اما با وجود داروهاي خاص٬ شانس اين انتقال بسيار كاهش مي‌يابد هر چند در بسياري از كشورهاي در حال پيشرفت و فقير، چنين داروهايي در دسترس نيست.

در كودكان٬ آلودگی به HIV  بسرعت به طرف ايجاد بيماری ايدز پيشرفت می‌كند و شانس زنده ماندن كودك هم كم است.

 

 

 

 

 

◄ استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزريق

 

استفاده مشترك از سرنگ آلوده (كه اين عمل ميان افراد معتاد به مواد مخدر تزريقي بسيار معمول مي باشد ) و يا برخورد تصادفي با سوزن آلوده به عفونت HIV (گاهي اوقات اين امر در مراكز پزشكي اتفاق مي افتد) موجبات ابتلاي افراد به عفونت HIV فراهم مي آورد .

 

خالكوبی با سوزن آلوده؛ سوراخ كردن گوش بوسيله سوزن و وسايل آلوده؛ استفاده از مسواك و تيغ ريش تراش شخص بيمار؛ درمانهای دندانپزشکی، ختنه و يا جراحی های ديگر با وسايل آلوده از ديگر موارد انتقال HIV می باشد.

 

 

سرايت از طريق خون و فرآورده‌های خونی

 

در اوايل دهه 1980 عفونت HIV به سرعت ميان افرادي كه به علت ابتلا به بيماري هموفيلي مجبور به تزريق خون بودند افزايش پيدا نمود. افراد مبتلا به هموفيلي در هنگام خونريزي٬ خونشان منعقد نمي شود.به همين علت هنگام آسيب ديدگي مقدار زيادي خون از بدنشان خارج مي شود. در اوايل شيوع اپيدمي ايدز بيش از نيمي از 20000 فرد مبتلا به هموفيلي دچار عفونت HIV گرديدند.
در ميان دهه 1980 آزمايش تشخيص آنتي بادي HIV (اين آزمايش وجود عفونت HIV را مشخص مي نمود)‌ دردسترس عموم قرار گرفت و بانك خون نيز آغاز به شناسايي خونهاي اهدايي نمود. از سال 1987 به بعد ديگر هيچ فرد مبتلا به هموفيلي به علت تزريق خون دچار عفونت HIV نگرديد.
اگر چه تزريق خون يكي از مواردي بود كه افراد دچار عفونت HIV مي شدند ولي هيچ فردي از طريق اهداي خون به اين عفونت مبتلا نگرديد. زيرا هنگام اهداي خون از سوزنهاي يكبار مصرف استفاده مي شد و نيز خونهاي تزريقي قبلا از نظر وجود HIV بررسي مي گرديد.
 

 

 

 

راه‌های ديگر سرايت عبارتند از:

پيوند اعضا  و يا بافت آلوده به عفونت HIV .
 

 

 

 

 


شايعترين راه سرايت٬ تماس جنسی نا امن است.

در هنگام رابطه جنسي٬ هميشه و در هر شرايطی از کاندوم استفاده کنيد.

  پوست سالم٬ يک سد بسيار قوی دربرابر ورود HIV وساير ويروسها وباكتری ها است.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ايدز (HIV) از چه راههايی سرايت نمی کند؟

 

دانستن روشهايي كه از آن طريق عفونت HIV انتقال نمي يابد، بسيار مناسب و سودمند خواهند بود زيرا موجب مي شود كه افراد نگرانيهاي بي مورد خود را در مورد ابتلا به عفونت  HIVكنار بگذارند.

 

٭ اين عفونت از طريق تماسهاي معمول دست دادن ، بغل کردن و درآغوش گرفتن ٬ عطسه و سرفه ٬ تماس داشتن دراتوبوس و يا قطار و وسايط نقليه انتقال نمي يابد.

 

٭ HIV از طريق نيش حشرات و يا تماس با حيوانات منتقل نميشود. (از آنجا كه HIV در بدن حشرات قادر به زيست نمي باشد بنابراين بر اثر گزش حشرات مانند پشه ، فرد به عفونت HIV مبتلا نخواهد شد.)

 

٭ بر اثر پوشيدن لباس در فروشگاهها ،‌ لمس دستگيره در پول و يا ديگر اشيائي كه افراد مبتلا بدان دست بزنند، عفونت HIV منتقل نمي گردد.

 

٭  استفاده شريكي از تلفن٬ وسايل حمام٬ توالت‌های عمومی٬ نوشيدن آب از شير آب و يا شنا در استخري كه افراد مبتلا به نيز در آن شنا كرده اند نيز باعث مبتلا شدن فرد نمي گردد.

 

٭ تنفس هواي آلوده خون و غذاي آلوده نيز فرد را مبتلا نميسازد حتي به طور مشترك غذا خوردن، استفاده از لوازم آشپزخانه يكديگر وسايل آرايش  و حتي مسواك نيز تاكنون موجب ابتلا افراد به عفونت HIV نگرديده است.

 

٭ تاكنون هيچ گزارشي مبني بر سرايت HIV از كودكان مبتلا به ديگر همكلاسان فرد بر اثر تماس هاي غير جنسي به دست نيامده است و حتي كارمنداني كه مبتلا به عفونت مزبور هستند با تماسهاي غير جنسي موجب ابتلا ديگر افراد نخواهندشد .

 

 

 

 

چرا بعضي افراد زمينه ي بيشتري براي ابتلا به عفونت HIV دارند؟

 

يكي از شگفتيهايي كه در مورد انتقال عفونت HIV وجود دارد اين است كه هنوز هيچ رابطه اي مشخصي ميان تعداد دفعاتي كه فرد با يك شخص مبتلا به عفونت HIV رابطه ي جنسي داشته و ممكن است به عفونت مزبور مبتلا شود وجودندارد.

احتمال انتقال عفونت HIV با افزايش تعداد دفعات ارتباط جنسي با فرد مبتلا افزايش مي‌يابد .

ولي بعضي از افراد استعداد بيشتري براي ابتلا به اين بيماري دارند بعضي از اين افراد تنها با يك بار ارتباط جنسي با فرد مبتلا به عفونت HIV دچار اين بيماري شده ولي بعضي ديگر در حالي كه سالها داراي ارتباط جنسي با فرد بيمار مي شوند مبتلا به عفونت مزبور نشده اند.

 

 

 

 

 

چگونه مي توان احتمال ابتلا افراد به عفونت HIV را سنجيد؟

 

گروهي از افراد بيشتر در معرض ابتلا به بيماري ايدز قرار دارند. به ياد داشته باشيد كه منش رفتاري و سبك زندگي در اين امر مي تواند بسيار مهم و حايز اهميت باشد جدول1  احتمال ابتلاي افراد را به عفونت HIV نشان ميدهد.

با مطالعة اين جدول به خوبي متوجه خواهيد شد كه دانش آموزان و دانشجويان بايد بيشتر مراقب خود باشند شما با مطالعة جدول مزبور مي توانيد بفهميد كه تا چه حدودي در معرض ابتلا به بيماري ايدز قرار داريد بدين ترتيب كه آيا همسر شما جزء گروهايي است كه بيشتر در معرض ابتلا به عفونت HIV قرار دارد . (افراد همجنس باز و..) و يا اين كه همسر شما از وضعيت سلامتي خود اطلاع دقيقي دارد يا خير.

شما از طريق جدول زير خواهيد فهميد كه آيا شانس ابتلاي شما به عفونت HIV كمتر از 1/1000 ، 1/1000 يا بيشتر از اين ميزان است.

گفتني است اكثر افرادي كه شما با آنها آشنا هستيد شرايط خوني ناشناخته اي دارند به عبارت ديگر  اين افراد تحت آزمايشهاي تشخيصي عفونت HIV قرار نگرفته اند. اگر فردي غير همجنس باز باشد جزء آن گروههايي كه در معرض بالايي از ابتلا به عفونت مزبور قرار دارند نيست

مصرف الكل به نسبت بيش از مواد مخدر در ميان دانشجويان معمول است. خوشبختانه از طريق مصرف الكل عفونت HIV منتقل نخواهد شد حتي اگر فرد از ليوان فردي كه مبتلا به اين عفونت مي باشد استفاده نمايد مبتلا به اين بيماري نمي شود، ولي ذكر اين نكته ضروري است كه فردي كه مشروبات الكلي مي نوشد دچار اختلالات هوشياري مي شود وممكن است دقت لازم را حين رانندگي نداشته و يا اقدام به تجاوز جنسي نمايد ويا در هنگام داشتن ارتباط جنسي اقدامات احتياطي لازم را به عمل نياورد.

طي مطالعات انجام گرفته 20 تا 25% دانشجويان دانشگاه ويرجينيا اظهار داشته اند كه بر اثر مصرف مشروبات الكلي رفتار جنسي مناسب نداشته اند.


 

 

 

جدول:   احتمال ابتلا به عفونت HIV ناشي از داشتن ارتباط جنسي معمول

 

معيار احتمالي همسر

مشخص نبودن آزمايشهاي سرم شناسي

يك بار برقراري ارتباط جنسي

 

500 بار برقراري ارتباط جنسي

همسر فرد جزء افرادي باشد كه كمتر در معرض ابتلاي عفونت HIV قرار دارند

استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 50,000,000

1 در 110,000

عدم استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 5,000,000

1 در 16,000

همسر فرد جزء افرادي باشد كه كمتر در معرض ابتلاي عفونت HIV قرار دارند

استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 10,000

1 در 21

عدم استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 1,000

1 در 3

آزمايش سرم شناسي HIV منفي همسر شما داراي عفت اخلاقي باشد

استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 5,000,000,000

1 در 11,000,000

عدم استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 500,000,000

1 در 1,600,000

همسر شما داراي عفت اخلاقي نباشد 

استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 500,000

1 در 1100

عدم استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 50,000

1 در 160

آزمايش سرم شناسي HIV مثبت 

استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 5000

1 در 11

عدم استفاده از كاندوم لاتكس

1 در 500

2 در 3

 

 

 

 

 

 

جدول زیر احتمال انتقال HIV در روابط جنسی محافظت نشده را نشان میدهد:

 

 

احتمال انتقال HIV در یک رابطه جنسی

نوع رابطه جنسی

0.82%   (0.24 - 2.76)

رابطه مقعدی بدون محافظ با مرد آلوده

0.27%   (0.06 - 0.49)

رابطه مقعدی بدون محافظ با مردی که از نظر آلودگی، نامعلوم است

0.06%   (0.02 - 0.19)

رابطه مقعدی بدون محافظ مرد با زنی که از نظر آلودگی، نامعلوم است

0.05 - 0.15 %

رابطه واژینال بدون محافظ یک زن با مرد آلوده

0.03 - 5.6 %

رابطه واژینال بدون محافظ یک مرد با زن آلوده

نامعلوم

رابطه دهانی

Source: German-Austrian recommendations for Post-Exposure Prophylaxis against HIV infection 2002

 

 

 

در آزمايشهاي سرم شناسي و يا آزمايشهاي خون خون فرد براي وجود آنتي بادي HIV مورد آزمايش قرار مي گيرد افرادي كه در خون آنها آنتي بايد HIV وجود داشته باشد آزمايشهاي سرم شناسي آنها مثبت مي باشد.

بنابراين اين افراد به عفونت HIV مبتلا مي باشند ولي افرادي كه آزمايشهاي سرم شناسي آنها منفي باشد در خون آنها آنتي بادي HIV وجود ندارد اين افراد به علت آن كه اخيرا به عفونت HIV مبتلا شده اند آنتي بايد HIV در خونشان افزايش نيافته و براي مثبت بودن آزمايش ، هفته ها و يا شايد هم ماهها زمان نياز مي باشد به همين دليل افراد مشكوك به ابتلا به عفونت HIV اين آزمايشهاي را بايد چند بار تكرار نمايند.

افرادي كه بيشتر در معرض ابتلاي عفونت HIV قرار دارند شامل مردان همجنس باز افراد معتاد به مواد مخدر تزريقي همسران اين افراد اشخاص مبتلا به هموفيلي و افرادي كه فاقد عفت اخلاقي هستند مي باشند.

بار ديگر به جدول1  نگاه كنيد ممكن است همسر ما جز ء گروههايي باشد كه بيشتر در معرض ابتلاي به عفونت HIV هستند و آزمايشهاي سرم شناسي نامعلوم داشته باشد شايد همسر شما فردي همجنس باز باشد و به شما حقيقت امر رانگويد و يا اين كه به شما دروغ بگويد شايد همسرتان علاوه بر شما با زنان ديگر نيز رابطة جنسي داشته باشد و يا اين كه معتاد به مواد مخدر تزريقي باشد. شايد علي رغم آن كه همسرتان به عفونت HIV مبتلا است حقيقت را كتمان كرده و به شما اين موضوع را نگويد طبق تحقيقات انجام شد بيشتر اين دانشجويان 18 تا 25 ساله مي باشند همانطوري كه جدول 5-4 مشاهده مي نماييد بسياري از دانشجويان به دوستان خود در اين باره ممكن است دروغ گفته و يا حقيقت ماجرا را كتمان نمايند. البته اين گفته بدان معنا نيست كه نمي توان به گفتة دانشجويان اعتماد نمود ولي بايد بدانيد كه بسياري از افراد حقيقت را كتمان مي كنند و كتمان حقيقت به مثابة دروغ گفتن مي باشد  بسياري از افراد قرباني كتمان حقيقت مي شوند.

جدول1  به خوبي اطلاعات مربوط به عفونت HIV را در اختيار شما قرار مي دهد بديهي است چنانچه شما با فردي كه دچار اين عفونت است رابطة جنسي برقرار نماييد به اين بيماري مبتلا خواهيد شد

اگر شما با فردي كه بيشتر در معرض ابتلاي به عفونت HIV است رابطه ي جنسي خود را ادامه دهيد احتمال ابتلاي شما به عفونت HIV يك در سه مي باشد حتي اگر شما از قرصهاي ضد بارداري مصرف نماييد زيرا قرصهاي ضد بارداري از حاملگي شما جلوگيري و تاثير حفاظتي بر عفونت HIV نخواهند داشت. اگر شما با فردي كه در گروه مذكور (افرادي كه بيشتر در معرض ابتلاي عفونت HIV قرار دارند ) قرار داشته و مبتلا به اين عفونت نيز باشد رابطه ي جنسي خود را ادامه دهيد احتمال ابتلاي شما به عفونت HIV دو در سه مي شود اگر شما مرتبا از كاندوم لاتكس استفاده نماييد ولي همسر شما مبتلا به عفونت HIV باشد احتمال ابتلاي شما به اين بيماري 1 در 11 خواهد بود.

 

 

 

 

گروه‌ های زير بيشتر در معرض خطر HIV قرار دارند:

 

 

ـ كسانی‌ كه از پيوند‌های متعدد و دياليز مكرر استفاده می‌‌كنند و رعايت احتياط ‌های همه جانبه را نمی ‌كنند.
ـ معتادين تزريقی كه از سرنگ و سوزن مشترك استفاده می‌كنند.
ـ‌ همسران افراد مبتلا
ـ شركای جنسی افراد مبتلا
ـ افرادی‌ كه شركای جنسی متعدد دارند.
ـ افراد خود فروش
ـ‌ همجنسگرايان
ـ‌ خالكوبی‌های دست جمعی
ـ مبتلايان به بيماريهای آميزشی و افراد مبتلا به زخم‌های تناسلی
ـ رانندگان عبوری‌ از مرزها

 


 

 

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

غلظت خون و راههای کاهش آن سه شنبه یکم دی 1388 9:34
غلظت خون و راههای کاهش آن
 
غلظت خون و راههای کاهش آن
غلظت خون چه عوارضی دارد و راه های كاهش غلظت خون چیست؟ حجامت اثر بهتری دارد یا خون دادن؟ تشكر پاسخ : با سلام افزایش غلظت خون ناشی از افزایش میزان گلبولهای قرمز خون می باشد . این وضعیت می تواند به صورت اولیه و ناشی از بیماری پلی سیتمی ورا باشد و یا ثانویه به مشکلات دیگر میزان گلبولهای قرمز خون افزایش می یابد. عللی مثل : کاهش اکسیژن رسانی بافتی ، بیماری های ریوی ، ارتفاع بالا ، شانت های داخل قلبی ، اختلالات مربوط به هموگلوبین ، کشیدن سیگار ، افزایش تولید اریتروپویتین و تومورها . بنابراین باید عواملی که سبب افزایش میزان گلبولهای قرمز بررسی و شناخته شود و درمان متناسب با آن انجام شود .

در مورد علایم آن هم باید گفت که بعضی از بیماران در مراحل علامتی ندارند . مشکلاتی مانند ضعف و بیحالی ، سردرد ، سبکی سر ، اختلالات بینایی و تنگی نفس از جمله علایم آن می تواندباشد .خارش و بویژه بعد از دوش گرفتن با آب گرم می تواند باشد. صورت می تواند قرمز باشد و وریدهای چشم ها برجسته باشد. بزرگی کبد و طحال شایع است. زخم معده ، دردهای استخوانی و در مراحل بعد بروز نقرس و سنگ کلیوی می تواند بروز کند.
درمان
عبارت است از درمان عامل زمینه ای در صورت وجود ، فصد خون و درمانهای دارویی جهت کاهش تولید گلبولهای قرمز خون . در مورد مقایسه حجامت و خون دادن باید گفت که اگرچه حجامت می تواند به عنوان یک روش درمانی در بعضی بیمارهای خاص مورد استفاده قرار گیرد ولی نمی تواند در این مورد جای خون دادن را بگیرد . زیرا حجم خونی که در حجامت از بدن خارج می شود زیاد نیست و ما در این مورد نیاز به خارج کردن مقادیری از خون از بدن می باشیم .

توصیه می کنم در صورت وجود چنین مسئله ای درمان را تحت نظر فوق تخصص خون پیگیری نمایید.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

هنر قطره خون سه شنبه یکم دی 1388 9:26

خون یک بافت پیوندی است که ماده بین سلولی آن پلاسما نامیده می شود .

خون از مغز استخوان منشاء میگیرد. مهمترین اجزاء تشکیل دهنده خون عبارتند از

1- گلبولهای قرمز یاred cells

2- گلبولهای سفید  یا white cells

3- پلاکتها یا platelets

4- پلاسما  یا  plasma

گلبولهای قرمز , گلبولهای سفید ها , پلاکتها در مایع پلاسما شناورند.

  گلبولهای قرمز    Erythrocytes

از ویژگی های مهم این سلول ها  عدم وجود هسته در آنهاست.

 گلبولهای قرمز50% - 40 حجم خون را اشغال می کنند.

مهمترین عمل گلبولهای قرمزدرخون حمل اکسیژن از ریه ورساندن آن به بافتها بدن است.

و در بازگشت حمل کربن دی اکسید از بافتها و رساندن به ریه توسط  گلبولهای قرمز انجام میشود.

تعداد گلبول های قرمز در افراد متغیر است در یک شخص طبیعی به طور متوسط حدود5 میلیون گلبول قرمز در هر میلی مترمکعب خون وجود دارد

گلبولهای سفید یا لوکوسیت Leukocytes

گلبولهای سفید کار دفاع در برابر میکروب ها, قارچ ها, ویروس ها وانگل ها را عهده دارند.

گلبولهای سفید به دو گروه عمده تقسیم می شوند.

-1 گرانولوسیت ها -2  آ گرانولوسیت ها

مبنای این تقسیم بندی بر اساس وجود یا عدم وجود دانه(گرانول) در سیتوپلاسم گلبولهای سفید  استوار است.

گرانولوسیت ها:

گرانولوسیت ها: در داخل سیتو پلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود دارد.

نوتروفیلها Neutrophils  - ائوزینوفیل ها Eosinophils  -بازوفیل ها  Basophilsدرگروه گرانولوسیت ها قرار دارند.

نوتروفیلها Neutrophils : دارای هسته لبوله (چند لوبه) می باشند توانائی بیگانه خواری دارند.

سیتوپلاسم این سلول دارای گرانول های بسیار ظریف صورتی کم رنگ می باشد.

نوتروفیلها در عفونت های حاد مانند آپاندیسیت حاد درخون افزایش می یابند .

ائوزینوفیل ها

دارای هسته دو لوبه است, سیتوپلاسم سلول حاوی دانه های نارنجی فراوان است.

تعداد  ائوزینوفیل ها دربیماری حساسیتی وعفونت های انگلی درخون افزایش می یابد

بازوفیل ها:

کمترین درصد گلبولهای سفید را در یک گسترس خونی را  دارا میباشند . بازوفیل ها دارای دانه های درشت آبی تیره در سیتوپلاسم خود هستند.

ا ین دانه ها حاوی ماده هیستامین هستند. که نقش مهمی در واکنشهای آ لرژیک  دارند.آزاد شدن ماده شیمیایی هیستامین در خون باعث ایجاد حساسیت وعوارض آن ازجمله التهاب و مخصوصا کهیر در پوست می گردد.

آ گرانولوسیت ها

آ گرانولوسیت ها : در سیتوپلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود ندارند. مثل : لنفوسیت ها ومونوسیت ها

لنفوسیت ها :

لنفوسیت ها  :دارای هسته یک پارچه بزرگ و گرد  با کروماتین فشرده هستند . سیتوپلاسم لنفوسیت هاآبی روشن وبدون گرانول است.

لنفوسیت ها اولین سد دفاعی در برابر عوامل نفوذی به بدن از جمله باکتری ها ویروس ها قارچ ها محسوب می شوند. لنفوسیتها در عقده های لنفاوی و در مغز استخوان بوجود می آیند. لنفوسیت هابه دو گروه عمده تقسیم می شوند .

1- لنفوسیت های B که ازسلولهای سازنده خود در مغز استخوان مشتق می شوند . ودرتولید آنتی بادی نقش دارند.

2 - لنفوسیت های T : لنفوسیت های وابسته به غده  تیموس* هستند . لنفوسیت هایی که در این غده تکامل یافته به سلول های تخصص یافته به نام لنفوسیت  Tتبدیل میشوند.

لنفوسیت های T در ایمنی یاخته ای مانند آلرژی د یررس , مقاومت در برابر عفونت های مختلف پس زدگی بافتها (رد پیوند ) وازبین بردن یاخته های سرطانی رل مهمی را ایفا می کند.

جای*غده تیموس : این غده در بالای قفسه سینه در جلوی نای در (زیر) پشت استخوان جناغ سینه قرار دارد.

مونوسیت ها :

مونوسیت ها : بزرگترین گلبول سفید در جریان خون است .

هسته این سلولها کلیوی شکل یا نعل اسبی ویا به شکل مغزاست , دارای شبکه کروماتین ظریف واسفنجی شکل است . سیتوپلاسم مونوسیت هاشبیه به شیشه مات به رنگ خاکستری دارای گرانول های ریز فلفلی  است. سیتوپلاسم ممکن است حاوی واکوئل  باشد.

پلاکتها: ترومبوسیتها

پلاکتها: در فرایند انعقاد خون نقش مهمی دارند. پلاکتها از تقسیم سیتوپلاسم *مگاکاریوسیت درمغز استخوان حاصل می شوند. اندازه پلاکتها4-1میکرون قطر دارند. تعداد نرمال پلاکتها حدود300000 150000-هزار عدد در میلی متر مکعب خون است. طول عمر پلاکتها10-7 روز می باشد.

 

Human Anatomy & Physiology 

*بزرگترین سلول در مغز استخوان مگاکاریوسیت است, که ازتجزیه این سلول پلاکتها ایجاد میشوند .

پلاسمای خون

اگر  10ccخون از شخص طبیعی بگیریم و نمونه خوناو را داخل یک لوله آزمایش  تمیزحاوی ماده ضد انعفاد  بریزیم.

سپس محتوی لوله را با ملایمت مخلوط کنیم و بعد لوله خون را داخل دستگاه سانتریفیوژ

( دستگاه گریز از مرکز) قرار دهیم .

وبرای مدت 5 تا 10 دقیقه لوله حاوی خون را سانتریفیوژکرده .

حالا اگر لوله خون را مورد بررسی قرار دهیم . مطابق شکل می بینیم خون به سه قسمت تقسیم شده است قسمت روئی همان قسمت آبکی خون برنگ زرد شفاف که پلاسمای خون نامیده می شود.

تر کیبات پلاسمای خون :

پلاسمای خون

91 درصد آب دارد   

7   درصد پروتئین دارد

2   درصد مواد شامل آمینو اسیدها , قندها, لیپیدها , هورمون ها از جمله اریتروپویتین وانسولین وغیره  .الکترولیت ها شامل سدیم و پتاسیم و کلسیم وغیره می باشد .

قسمت میانی خون مطابق شکل یک لایه باریک که بافی کت نامیه میشود

تر کیبات  بافی کت: شامل گلبول های سفید و پلاکت هاست.

در ته لوله گلبول های قرمز قرار می گیرند.

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

هويت «خون» سه شنبه یکم دی 1388 9:20
خون» يک بافت گردش کننده متشکل از پلاسماي مايع و ياخته است. کار اصلي خون رساندن مواد تغذيه کننده (اکسيژن، گلوکز) و سازنده به بافت ها و برطرف کردن مواد اضافي و زباله اي (همچون دي اکسيد کربن و اسيد لاکتيک) از بافت هاي بدن است. به دانش بررسي خون، خون شناسي گفته مي شود. «خون» بافت پيوندي تخصص يافته اي است که سلول هاي آن در داخل ماده زمينه اي مايعي به نام «پلاسما» شناورند. حجم خون در يک فرد بالغ بطور متوسط 5ليتر است. خون بواسطه گردش در داخل رگ هاي خوني اصلي، مواد غذايي و حرارت را در بدن توزيع کرده و اکسيژن و دي اکسيدکربن را بين سلول ها و ريه ها انتقال مي دهد و مواد زايد حاصل از فعاليت سلول ها را به ارگان هاي دفعي مي  رساند. خون در محيط خارج از بدن منعقد شده و بصورت لخته درمي آيد و قسمت محلول آن بصورت مايعي زرد و روشن به نام پلاسما، از آن جدا مي گردد. براي جلوگيري از انعقاد خون به منظور مطالعات خوني مقداري هپارين يا سيترات به آن افزوده مي شود. از نظر حجمي حدود 55درصد خون از پلاسما و 45درصد آن از سلول هاي خوني تشکيل شده است. خون شناسي يا هماتولوژي بسيار متنوع بوده و بيشتر درباره آزمايش هاي اساسي خون، خونسازي، مطالعه انواع کم خوني ها، اختلالات گويچه هاي سفيد و خصوصيات پلاکت هاي خون و انعقاد خون صحبت مي کند.
آزمايش هاي اساسي خون
جمع آوري خون: خون مويرگي يا خون محيطي و خون وريدي براي آزمايش هاي خون شناسي مناسب تر هستند. نمونه هاي خون وريدي، ارجح تر هستند ولي بسياري از اندازه گيري ها را مي توان روي خون نرمه گوش و سطوح کف دستي نوک انگشت انجام داد. براي سنجش هاي خون شناسي خون را به سرعت در لوله هاي محتوي يک ماده ضدانعقاد مناسب ريخته و آنها را باهم مخلوط مي کنند و چند قطره از آن روي لام قرار داده و گسترش تهيه مي کنند.
هموگلوبينومتري: هموگلوبين جز اصلي گويچه هاي سرخ بوده و پروتئيني است که وسيله انتقال اکسيژن و دي اکسيدکربن است. هموگلوبينومتري اندازه گيري غلظت هموگلوبين در خون است. کم خوني که عبارت از کاهش غلظت هموگلوبين خون، شمارش گلبول هاي قرمز يا هماتوکريت به زير حدود طبيعي است حالت بسيار شايعي است که عارضه متداول خيلي از بيماري ها بشمار مي رود. روش «سيان مت هموگلوبين» و روش «اکسي هموگلوبين» و روش اندازه گيري محتواي آهن، مورد توجه است.
هماتوکريت: هماتوکريت يک نمونه خون، نسبت حجم گلبول هاي قرمز به حجم کل خون است. هماتوکريت را ممکن است مستقيما بوسيله سانتريفوژ و روش هاي ماکرو و ميکرو اندازه گيري کنند و يا بصورت غيرمستقيم توسط دستگاه هاي اتوماتيک و از حاصلضرب MCV (ميانگين حجم گلبولي) در شمارش گلبول هاي قرمز بدست مي آورند. شمارش سلول هاي خون شمارش گويچه هاي سرخ، سفيد و پلاکت ها را بصورت غلظت سلول ها در واحد حجم خون بيان مي کنند. واحد حجم براي شمارش سلولي ابتدا بر اساس ابعاد خطي محفظه هماسيتومتر (شمارشگر سلولي)، ميليمتر مکعب بود. کميته بين المللي استاندارد در خون شناسي، واحد ليتر را بعنوان واحد حجم پيشنهاد مي کند. روش نيمه اتوماتيک براي اندازه گيري تعداد گلبول هاي قرمز صحت بيشتري نسبت به روش دستي دارد. در شمارش کل گويچه هاي سفيد خون، 6نوع سلول طبيعي آن را از هم جدا نمي کنند. تهيه و رنگ آميزي گسترش خون بررسي گسترش خوني بخش مهمي از ارزيابي خون شناسي را تشکيل مي دهد. قابل اعتماد بودن اطلاعات بدست آمده از بررسي گسترش خوني بستگي زياد به تهيه و رنگ آميزي خوب گسترش ها دارد. هنگام مطالعه ميکروسکوپي مي بايست توزيع سلول ها يکنواخت، رنگ گلبول هاي قرمز صورتي، رسوب رنگ روي سطح لام حداقل و رنگ لام يکنواخت باشد. سرعت رسوب گلبولي وقتي خون سياهرگي که به خوبي مخلوط شده در لوله اي عمودي قرار داده شود، گويچه هاي سرخ به سمت ته لوله رسوب خواهند کرد. طول پايين رفتن سطح فوقاني ستون گويچه هاي سرخ در مدت زمان معين ERS خوانده مي شود و چندين فاکتور مانند پروتئين هاي پلاسمايي و فاکتورهاي گلبول قرمز در آن دخيل هستند. ERS داراي مراحل و روش هاي متفاوتي است.
خونسازي
در انسان گلبول هاي قرمز، گرانولوسيت ها، مونوسيت ها و پلاکت ها پس از تولد فقط در مغز استخوان توليد مي شوند. ولي لنفوسيت ها علاوه بر مغز استخوان و تيموس در اعضا» ثانويه لنفاوي نيز ساخته مي شوند. بيشتر سلول هاي مغز استخوان پيش ساز سلول هاي خوني هستند. سلول هاي پيش ساز مي توانند خود را توليد کنند و هم به سلول هاي تمايز يافته تري تبديل شوند. بافتهاي خونساز اعضا يا بافتهايي که سلول هاي خوني در آنها توليد مي شوند را بافتهاي خونساز مي گويند. در جنين، سلول هاي خوني در کبد و مغز استخوان ساخته مي شوند. اندکي پس از تولد خونسازي در کبد متوقف شده و مغز استخوان و تيموس در ساختن سلول هاي خوني دخيل هستند. کينتيک گويچه هاي سرخ تعادل بين ورود و خروج گويچه هاي سرخ از گردش خون باعث مي شود هميشه مقدار نسبتا ثابتي هموگلوبين در گردش خون باشد. ارزيابي خونسازي موثر و خونسازي غير موثر و تخريب گلبولهاي قرمز مي توانند براي پي بردن به مکانيزم و علت کم خوني ضروري باشند.
کم خوني ها
اگر غلظت هموگلوبين ها يا هماتوکريت کمتر از حد پايين 95درصد فاصله مرجع براي آن سن، جنس و شرايط جغرافيايي (ارتفاع) شخص باشد، مي گوييم فرد دچار کم خوني است. علل کم خوني در سه مقوله پاتوفيزيولوژيک قرار دارد: نقص در توليد گلبول هاي قرمز، از دست دادن خون و افزايش تخريب گلبولهاي قرمز (هموليز) که بيش از توان مغز استخوان براي جبران آن باشد. کم خونيها را بر اساس ريخت شناسي گلبول هاي قرمز تحت عناوين ماکروسيستيک، نوروموسيستيک يا ميکروسيستيک طبقه بندي مي کنند که براي تشخيص افتراقي آنها مهم است. اختلالات گويچه هاي سفيد بررسي کمي گويچه هاي سفيد شامل شمارش کل گويچه هاي سفيد (WBC) و شمارش نسبي و مطلق اشکال مختلف آنها است. اصطلاح لکوسيتوز به معناي افزايش کل گلبولهاي سفيد و لکوپني به معني کاهش کل گلبولهاي سفيد از حد طبيعي است. لوسمي، تکثير يا تجمع بدخيمانه سلول هاي سازنده لکوسيتها همراه يا بدون مشاهده در خون محيطي است. معمولا لکوسيتوز ياخته هاي غير طبيعي در گردش خون در بافتهاي غير خونساز نيز ديده مي شوند.
انعقاد خون
توقف خونريزي به تشکيل توده پلاکتي اوليه و ايجاد لخته پايدار فيبريني بستگي دارد. چگونگي بررسي و شناخت واکنش هاي شيميايي که از تحريک اوليه خونريزي تا تشکيل نهايي لخته پايدار موجب هموستازي مي شوند بيشترين اهميت دارد. بنابراين نخست بايد از چگونگي وقوع طبيعي واکنش هاي متوالي اطلاع حاصل نمود و بعد بر اساس فاکتور يا فاکتورهاي خاص مسئول، نوع ناهنجاري را مشخص کرد.
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |