X
تبلیغات
آزمایشگاه تشخیص طبی ایرانی
لوپوس دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 21:8

 

 

سیستم ایمنی بدن در حالت سلامت پروتئین هایی میسازد تحت عنوان آنتی بادی که این پروتئین ها بدن را برضد عوامل بیگانه و خارجی که تحت عنوان آنتی ژن شناخته میشوند محافظت میکنند. اما در برخی از شرایط سیستم ایمنی فرد سلولهای بدن همان فرد را به عنوان آنتی ژن و بیگانه شناخته و بر ضد آنها آنتی بادی میسازد بنابراین سیستم ایمنی به سلولهای خودی حمله میکند. این شرایط ایجاد کننده بیماری های اتوایمیون و یا خود ایمن هستند که اغلب در طول زندگی فرد با او همراه بوده و تنها با داروها میتوان آنهارا کنترل و سیر پیشرفت بیماری را کندتر نمود. از جمله بیماری های اتو ایمیون میتوان بیماری لوپوس، آرتریت روماتویئد، ام اس، دیابت تیپ ۱ و مانند اینها رانام برد. در اینجا قصد بر آن است که در مورد برخی از این بیماری ها بحث شود. LUPUS: لوپوس یکی از بیماری های اتوایمیون است که قسمتهای مختلف بدن را از جمله پوست، قلب، کلیه، خون، مفاصل، ریه ها و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد بنابر این این بیماری یک بیماری سیستمیک بوده و عوارض خود را در اغلب بخشهای بدن نشان میدهد. البته این بیماری در اغلب افراد یک بیماری خفیف بوده و ارگان های کمی را درگیر میکند و بنابراین تهدید کننده زندگی بیمار نیست ولی در برخی از بیماران این بیماری بسیار شدید بوده و میتواند زندگی بیمار را تهدید کند. شیوع این بیماری در زنان بیشتر بوده و سن درگیری اغلب در محدوده ۴۵-۱۵ سالگی میباشد.

علائم بیماری:

 

سیستم ایمنی بدن در حالت سلامت پروتئین هایی میسازد تحت عنوان آنتی بادی که این پروتئین ها بدن را برضد عوامل بیگانه و خارجی که تحت عنوان آنتی ژن شناخته میشوند محافظت میکنند. اما در برخی از شرایط سیستم ایمنی فرد سلولهای بدن همان فرد را به عنوان آنتی ژن و بیگانه شناخته و بر ضد آنها آنتی بادی میسازد بنابراین سیستم ایمنی به سلولهای خودی حمله میکند. این شرایط ایجاد کننده بیماری های اتوایمیون و یا خود ایمن هستند که اغلب در طول زندگی فرد با او همراه بوده و تنها با داروها میتوان آنهارا کنترل و سیر پیشرفت بیماری را کندتر نمود. از جمله بیماری های اتو ایمیون میتوان بیماری لوپوس، آرتریت روماتویئد، ام اس، دیابت تیپ ۱ و مانند اینها رانام برد. در اینجا قصد بر آن است که در مورد برخی از این بیماری ها بحث شود. LUPUS: لوپوس یکی از بیماری های اتوایمیون است که قسمتهای مختلف بدن را از جمله پوست، قلب، کلیه، خون، مفاصل، ریه ها و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد بنابر این این بیماری یک بیماری سیستمیک بوده و عوارض خود را در اغلب بخشهای بدن نشان میدهد. البته این بیماری در اغلب افراد یک بیماری خفیف بوده و ارگان های کمی را درگیر میکند و بنابراین تهدید کننده زندگی بیمار نیست ولی در برخی از بیماران این بیماری بسیار شدید بوده و میتواند زندگی بیمار را تهدید کند. شیوع این بیماری در زنان بیشتر بوده و سن درگیری اغلب در محدوده ۴۵-۱۵ سالگی میباشد. علائم بیماری: علائم بيماري لوپوس بسيار متنوع است و در افراد مختلف علائم متفاوتي دارد، از شايع ترين علائم آن مي توان به خستگي، علائم پوستي به شكل ضايعه هاي قرمز رنگ پروانه اي شكل روي گونه ها و بيني، حساسيت به نور آفتاب زخم هاي دهاني، ريزش مو، تورم مفاصل، درد قفسه سينه و كم خوني اشاره كرد. تورم و به دنبال ان درد در ناحیه درگیر ازعلائم شایع در این بیماری است. تشخیص و درمان: در حال حاضر برای این بیماری معالجه قطعی وجود ندارد ولی در صورت تشخیص بیماری در مراحل اولیه و استفاده از روشهای درمانی مناسب میتوان این بیماری را به خوبی کنترل نمود و از شدت علائم در فرد کم کرد و همچنین از پیشرفت بیماری و بروز عواقب بد آن جلوگیری نمود. بنابراین تشخیص به موقع بیماری بسیار مهم وحیاتی است. در سیر تشخیص بیماری در مرحله اول بررسی بیمار از نظر علائم بالینی و شک به این بیماری است. علائم متفاوت در افراد مختلف است ولی علائم بارز و مهمی که پزشک را به سمت این بیماری سوق میدهد عبارتند از: پوست و مو:لکه های قرمز پروانه ای شکل روی بینی و صورت، زخم های دهانی و ریزش مو مفاصل: التهاب و قرمزی همراه با درد کلیه ها: ناراحتی کلیه به همراه تستهای غیر نرمال آنالیز ادرار که بیان گر بیماری کلیوی باشند غشا ها:التهاب در آستر مخاط ریه، پریکاردیت و پریتونیت خون: آنمی همولیتیک، لکوپنی و ترومبوسیتوپنی سیستم عصبی:تشنج، جنون و سایر ناهنجاری های سیستم عصبی تستهای ایمنولوژی:Positive anti-nuclear antibody tests که تایئد کننده وجود بیماری اتوایمیون است وpositive double-stranded anti-DNA test, positive anti-Sm test, positive anti-phospholipid antibody test or false-positive syphilis test . تنها با وجود یکی از علائم فوق نمیتوان به وجود این بیماری مشکوک شد و برای شک به وجود این بیماری وجود حداقل ۴ علامت از ۱۱ علامت فوق به صورت همزمان لازم است. ریسک فاکتورها: جنس: این بیماری در زنان شایع تر بوده به طوریکه ۹۰% از بیماران را زنان تشکیل میدهد. ۲- سن : این بیماری در هر سنی اتفاق میافتد ولی اغلب در محدوه سنی ۴۵-۱۵ سالگی شایع است. ۳-داروها: برخی از داروها در استفاده دراز مدت میتوانند باعث ایجاد واکنش های لوپوسی در افراد حساس شوند از جمله این داروها میتوان به داروهای آرامبخش مثل کلروپرومازین، داروهای سل مثل ایزونیازید، داروهای فشار خون مثل هیدرالازین اشاره نمود. ۴- نور خورشید: دیده شده که تماس زیاد با نور خورشید میتواند باعث ایجاد آسیب های پوستی لوپوس شود و حتی در افراد بسیار حساس باعث ایجاد واکنشهای سرتاسری شود. مکانیسم اثر نور خورشید در ایجاد این بیماری به طور کامل مشخص نشده است ولی این دلیل مطرح شده است که در مجاورت نور خورشید سلولهای پوست پروتیئنی را در سطح میسازند که توسط آنتی بادی های نرمال بدن بیگانه تلقی شده و باعث ایجاد واکنش های ایمنی بدن میشوند. ۵-عفونت با ویروس اپشتاین بار: این ویروس بعد از آلوده کردن فرد در سلولهای سیستم ایمنی فرد به صورت نهفته باقی میماند و باعث افزایش ریسک ابتلا به لوپوس میشود. ۶-تماس با مواد شیمیایی: دیده شده در کارگران شاغل در صنایع مرتبط با جیوه و سیلیکا ریسک بروز لوپوس بیشتر است. تستهای تشخیص آزمایشگاهی لوپوس: تست های خون و ادرار ۲ تست پر کاربرد در جریان تشخیص این بیماری هستند ازجمله: تست CBC:در این تست ممکن است آنمی و همچنین لکوپنی و ترومبوسیتوپنی مشاهده شود که این حالات معمولا در جریان بیماری لوپوس اتفاق میافتد. تست ESR: این تست برای بررسی سرعت رسوب گلوبولهای قرمز خون کاربرد دارد که در این آزمایش سرعت بر اساس میزان ته نشینی گلبولها در لوله در مدت ۱ ساعت ارزیابی میشود. در بیماری لوپوس مانند سایر بیماری های سیستمیک و التهابات سرعت رسوب سلولها افزایش میابد. تستهای بررسی عملکرد کبد و کلیه: با انجام تستهایی روی خون میتوان از عملکرد کبد و کلیه که در جریان لوپوس تحت تاثیر قرار میگیرند آگاه شد. تست آنالیز ادرای: در افراد لوپوسی در این تست مقادیری متفاوت از پروتئین و گلبول قرمز دفع شده که در نتیجه آسیب کلیوی است مشاهده میشود. تست های سیفلیس:نتیجه مثبت کاذب این تست میتواند بیانگر وجود آنتی بادی ضد فسفولیپیدها در خون باشد که این مساله یک اندکس تشخیصی دیگر در لوپوس است وجود این آنتی بادی باعث افزایش ریسک ایجاد لخته در خون میشود. تست(ANA( Antinuclear antibody :مثبت شدن این تست بیانگر وجود آنتی بادی ضد هسته سلولها است که این مسئله بیانگر فعال شدن سیستم ایمنی در جهت ساخت اتو آنتی بادی است. نتیجه مثبت نمیتواند تشخیص لوپوس را قطعی کند زیرا این آنتی بادی در سایر بیماریهای اتوایمیون و همچنین برخی از عفونتها و یا مصرف برخی از داروها وجود دارد ولی با نتیجه مثبت، تستهای تائیدی درخواست میشود. هیچ یک از تستهای فوق به تنهایی تائید کننده لوپوس نیستند و برای رسیدن به به تشخیص نهایی به مجموع نتایج تستها به همراه علائم بالینی توجه میشود. ۲ تست زیر در بررسی آسیبهای حاصل از لوپوس در ارگانهای بدن به کار میرود: تست X-Ray از قفسه سینه: برای بررسی التهاب در ریه و همچنین بزرگ شدن قلب ناشی از ساخت مایع در پریکاردیوم تست الکترو کاردیوگرام(ECG):این تست برای بررسی عملکرد قلب و آسیب های احتمالی در جریان بیماری به قلب میباشدعوارض بیماری: این بیماری اثرات مخربی را روی ارگان های مختلف بدن به جامیگذارد ازجمله: کلیه:آسیب کلیوی در لوپوس شایع و شدید بوده و یکی از عوامل مرگ و میر این بیمارن به شمار میرود برای بررسی وضع کلیه سطح کراتینین خون به صورت مرتب باید چک شود. آسیب سیستم عصبی مرکزی: آسیب این سیستم حساس در بدن باعث ایجاد اشکال در حافظه تغییر رفتار، سردرد و گاها تشنج میشود. خون و عروق خونی: این بیماری باعث ایجاد آنمی، خونریزی و ایجاد لخته خون شده و در عروق باعث ایجاد التهاب عروقی(vasculitis) میشود. قلب: لوپوس باعث التهاب ماهیچه و عروق قلب و همچنین التهاب غشای قلب میشود واحتمال ابتلا به حملات قلبی را افزایش میدهد. از سایر عوارض لوپوس میتوان به موارد زیر اشاره کرد: عفونت: افراد لوپوسی به دلیل مصرف داروهای کورتیکوستروئید وسرکوب گر سیستم ایمنی و همچنین داروهای سیتوتوکسیک مستعد ابتلا به انواع عفونتها میباشند. سرطان: داروهای مصرف شده در درمان لوپوس باعث افزایش ریسک ابتلا به سرطان به ویژه لنفوم غیر هوچکین و سرطان کبد ریه و مجرای صفراوی میشوند. زنان با لوپوس در دوران بارداری شانس بیشتری برای ابتلا به فشار خون بالا دارند و همچنین خطر سقط جنین در این زنان بیشتر است. . درمان: در درمان بیماری بر اساس شدت بیماری و علائم داروهای مختلفی تجویز میشود ولی معمول ترین درمان که تقریبا پایه درمان در هر حالتی از بیماری است شامل درمان های زیر است: ۱- استفاده از داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی(NSIDs): این داروها به منظور کاهش التهاب و علائم درد ناشی از التهاب کاربرد دارد از جمله این داروها میتوان ناپروکسن و ایبوپوفن را نام برد البته داروهای قوی تری هم در دسترس است که ممکن است پزشک با توجه به علائم تجویز کند. ۲- داروهای ضد مالاریا: اگرچه ارتباطی بین مالاریا و لوپوس وجود ندارد ولی داروهای ضد مالاریا دیده شده که اثرات کنترلی خوبی روی لوپوس دارند. از پر مصرف ترین داروهایی که در درمان مالاریا کاربرد دارد میتوان داروی Hydroxychloroquin را نام برد. از عوارض این بیماری عوارض بینایی و ضعف ماهیچه ای را میتوان ذکر کرد. ۳- کورتیکوستروئیدها: داروهای ضد التهاب استروئیدی که برای درمان علائم التهاب و کنترل التهاب و همچنین کنترل سیستم ایمنی کاربرد دارد. مصرف این داروها در دراز مدت عوارضی مانند کاهش وزن، افزایش استعداد ابتلا به عفونتها، دیابت، افزایش فشار خون و پوکی استخوان را ایجاد میکند. پزشک برای درمان تلاش میکند که کمترین دوز موثر در درمان را انتخاب کند و با مصرف مکملهایی مانند کلسیم و ویتامینD ریسک ابتلا به پوکی استخوان را کاهش دهد. درمان علائم و نشانه ها در ارگان ها: درد مفاصل: در کنترل درد مفاصل از NSIDs استفاده میشود و در موارد شدیدتر از داروهای ضد ملاریا و کورتیکوستروئیدها استفاده میشود. راش های پوستی: برای جلوگیری از ایجاد راشهای پوستی فرد نباید در معرض آفتاب قرار گیرد و حتما از لباسهای پوشش دهنده و کرم های ضد آفتاب استفاده شود همچنین از داروهای کورتیکوستروئید موضعی نیز برای کاهش التهابات پوستی استفاده میشود. التهاب ریه وقلب: این حالات توسط کورتیکوستروئیدها ، ضد مالاریا و NSIDs کنترل میشوند. در درمان انواع پیشرفته و تهاجمی تر لوپوس از دوزهای بالای کورتیکوستروئیدها و همچنین داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مانند (cyclophosphamide (Cytoxan) , zathioprine (Imuran میتوان استفاده نمود ، این داروها باعث افزایش ریسک ابتلا به عفونتها و سرطان و همچنین ناباروری میشوند. درمان های کلینیکال: ۱- پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان برای تجدید سیستم ایمنی ۲- استفاده ازDehydroepiandrosterone (DHEA : دیده شده که فرم های سنتتیک این هورمون در بهبود کیفیت زندگی بیماران لوپوسی موثر است ولی مکانیسم اثر آن هنوز شناخته نشده است. مراقبت های فردی: برای بهبود کیفیت زندگی رعایتی نکاتی از جمله استراحت کافی،ورزش، تغذیه مناسب، دوری از نور آفتاب و اجتناب از مصرف سیگار لازم است.

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

 

كليات

كاركنان آزمايشگاه در معرض بسياري از عوامل بيماري زا با منشأ خون، مايعات بدن و ...مي باشند كه از طريق ترشح و پاشيدن، فرو رفتن سوزن، وسايل شيشه اي شكسته، خراش و بريدگي و ... در تماس با چشم، بيني، دهان، پوست و ... باعث آلودگي مي گردند. همچنين در محيط كاري آنها خطراتي در نتيجه كار با مواد شيميايي سوزاننده، مواد راديواكتيو، الكتريسيته، وسايل مكانيكي، آتش سوزي و ... وجود دارد كه سلامتي آنها را تهديد مي نمايد.

ميزان عفونت هاي ويروسي از طريق فرورفتن سوزن، بريدگيها و ... در مورد ويروس هپاتيت B ، ۶% تا ۳۰% ، در مورد ويروس هپاتيت C ، ۸/۱% و در مورد ويروس ايدز ۳/۰ % مي باشد. در دهه گذشته، هر ساله حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر از كاركنان مراكز بهداشتي درماني ايالات متحده در نتيجه ابتلا به عفونت ويروسي هپاتيت B ناشي از محيط كار فوت نمودند.

تا كنون انتقال حداقل ۲۰ عامل بيماري زاي مختلف بوسيله سوزن و صدمات ناشي از وسايل تيز گزارش گرديده است با توجه به اهميت پيشگيري از آلودگي و خطرات محيط كاري در مورد كاركنان، اين كتابچه در واقع راهنمايي عملي جهت تضمين ايمني و بهداشت كاركنان مي باشد كه سعي گرديده است كه دربرگيرنده تمام اصول حفاظتي در كليه زمينه ها باشد. اميد است كه بكارگيري اين اصول راهگشاي حفاظت و ايمني كاركنان آزمايشگاهها كشور باشد.
 

  سيگار كشيدن :

در تمامي بخشهاي فني آزمايشگاه استعمال دخانيات (سيگار، سيگارت و پيپت) ممنوع مي باشد. اين مواد ميتوانند عامل مهمي جهت ايجاد آتش سوزي در ارتباط با حلال هاي قابل اشتعال باشند. همچنين انتقال آنها از ميز كار به دهان مي تواند به عنوان مخزني جهت انتقال ميكروارگانيسم ها و توكسين ها عمل نمايد.

  غذا، آشاميدني ها و مواد مشابه كه سبب تماس هر چه بيشتر دست با دهان مي گردد:

بايد در تمام بخش هاي فني آزمايشگاه از غذا خوردن، آشاميدن و يا انجام ساير اعمالي كه سبب تماس دست را با دهان مي گردد، خودداري نمود.

نمونه هاي آزمايشگاهي (خون، ادرار، مدفوع و خلط و ...) مي تواند حامل بسياري از عوامل بيماري زا باشد اين مواد كه روزانه در بخش هاي مختلف آزمايشگاه جابجا مي گردند و بعضي مواقع در يخچال هاي آزمايشگاه نگهداري مي شوند، به عنوان يك منبع مهم آلودگي غذا و آشاميدني ها تلقي مي گردند.

 بهيچ وجه مواد غذائي را در يخچالهاي بخشهاي مختلف آزمايشگاه نگهداري ننمائيد.

بايد يخچالهاي مخصوص مواد غذائي را در فضاي آبدارخانه قرار داد. تنها با اين روش مي توان مطمئن شد كه مواد غذائي با نمونه هاي آزمايشگاهي در يك يخچال نگهداري نمي شوند.

استفاده از دستكش

بايد هميشه دستكش در اندازه هاي متفاوت و از مواد مناسب و مرغوب در تمام بخشهاي فني در دسترس باشد دستكشهايي از جنس لاتكس، نيتريل و يا وينيل، محافظت كافي را ايجاد مي نمايند. دستكشهايي كه از جنس لاتكس يا وينيل نازك تهيه شده باشند، محافظت كافي را در مقابل سوراخ شدن بوسيله وسايل تيز، ايجاد نمي نمايند.

دستكش ها بايد در اندازه هاي تا مچ، آرنج و شانه در دسترس باشند.

 

نبايد دستكش ها را هنگام انجام كار تعويض نمود بلكه بايد بعد از اتمام كار اين عمل را انحام داد. كاركنان آزمايشگاه بايد اقدامات حفاظتي لازم را جهت جلوگيري از آلودگي محيط و پوست در مورد دستكش هاي آلوده انجام دهند.

- جهت اهداف مختلف بايد از دستكش هاي متفاوتي استفاده نمود، شامل :

دستكش هاي لاستيكي يا چرمي كه در مواقع كارهاي سنگين، سر و كار داشتن با وسايل داغ و يا هنگام خالي كردن محفظه هاي محتوي مواد خطرناك استفاده مي شود

دستكش هاي خانگي جهت تميز نمودن، شستن وسايل شيشه اي و ضدعفوني كردن

دستكش هاي جراحي (لاتكس) در مواقع كار با خون، مواد خطرناك و ...

دستكش هاي پلاستيكي يكبار مصرف جهت مواقع اضطراري

دستكش ها نبايد شسته شده و مجدداً مورد استفاده قرار گيرند، زيرا از كيفيت عملكرد و ميزان نقش حفاظتي آنها كاسته مي شود اگر دستكشها جهت استفاده مجدد با مواد شوينده و يا مواد ضدعفوني شسته شوند، ممكن است مواد شوينده سبب افزايش نفوذ مايعات از طريق سوراخهاي غير مرئي شده و يا مواد ضدعفوني باعث خراب شدن دستكش ها گردند. حلال هاي آلي سريعاً سبب خراب شدن دستكش هاي لاتكس گرديده و بعضي از حلال ها، دستكش هاي وينيلي را حل مي نمايند.

مي توان دستكش هايي مانند دستكش هاي لاستيكي خانگي را كه استفاده عمومي داشته و ممكن است در تماس با خون بوده و يا جهت تميز كردن و آلودگي زدايي بكار بروند، ضدعفوني و مجدداً استفاده نمود اما اگر بريدگي، سوراخ يا بدرنگي در آنها مشاهده گرديد، بايد دور انداخته شوند.

دستكش ها را بايد بعد از پوشيدن و قبل از كار از نظر نقايص مرئي بررسي نمود.

پوشيدن دو جفت دستكش هنگام اتوپسي و يا زمانيكه امكان آلودگي با خون و مايعات بدن (مثل كار در بخش اورژانس) زياد است، توصيه مي گردد. بررسي ها نشان داده كه آلودگي پوست در زمان استفاده از دو دستكش كمتر از زمان استفاده از يك دستكش اتفاق افتاده است.

همچنين جراحان بايد هنگام جراحي از دو دستكش استفاده كنند كه در اين حالت ميزان سوراخ شدن دستكش داخلي كمتر از ميزان سوراخ شدن يك دستكش است.

بهر حال هنگام استفاد از دو دستكش نيز بايد حفاظت فيزيكي كافي را در مقابل سوراخ شدن اتفاقي آنها بوسيله وسايل تيز مدنظر داشت.

گرچه بيشتر كاركنان آزمايشگاه از دستكش هاي لاتكس استفاده مي كنند ولي حدود ۶ تا ۱۷% افراد ممكن است به لاتكس حساسيت داشته باشند كه درماتيت هاي تماسي آلرژيك در نتيجه وجود مواد شيميائي موجود در طي مراحل توليد لاتكس يا مواد ديگر دستكش ها ديده مي شود. استفاده از دستكش هاي نخي و يا دستكش هاي بدون مواد شيميائي معمولاً از بروز درماتيت هاي آلرژيك جلوگيري مي كند. جهت جلوگيري از تماس با پروتئين هاي لاتكس بايد از دستكش هاي حاوي پروتئين كم، دستكش هاي بدون پودر و يا دستكش هاي ساخته شده از جنس نيتريل، پلي اتيلن و يا مواد ديگر استفاده نمود.

در چه مواقعي بايد دستكش پوشيد؟

هنگام نمونه گيري، نقل و انتقال نمونه ها و انجام مراحل آزمايش و همچنين زماني كه دست ها با مواد آلوده، سطوح آلوده و يا وسايل آلوده در تماس هستند و نيز در موارد تماس با بافت، خون، سرم، پلاسما، مايع نخاع، ترشحات واژن، مايع مني، مايع حاصل از شست و شوي برنش، مايع سينوويال، جنب، پريتوان، آمنيوتيك، پريكارد، شير پستان و يا ديگر مايعات بدن كه ممكن است با خون آلوده شوند، بايد از دستكش استفاده نمود. طبق توصيه CDC بايد در موارد تماس با نواحي از بدن بيمار كه به طور طبيعي استريل هستند، از دستكش استريل استفاده نمود. در مواقع تماس با مخاط و يا فعاليت هاي آزمايشگاهي احتياج به استفاده از دستكش استريل نمي باشد. همچنين در فواصل تماس با بيمار بايد دستكش ها تعويض گردند.

ـ بهيچوجه نبايد بوسيله دست سوزن هاي استفاده شده از سرنگ يكبار مصرف جدا گردد و يا در پوشش سرسوزن روي آن قرار گيرد

لباس كاركنان

معمولاً كارفرما پوشش مشخصي را براي كاركنان در نظر مي گيرد. اين لباس بايد تميز، مرتب و از كيفيت مناسبي برخوردار باشد. اين لباسها كه جهت محافظت از آلودگي و كثيف شدن ديگر لباسها پوشيده مي شوند شامل گان ها، كت هاي آزمايشگاهي، پيش بند، شنل و يا لباس هاي مشابه مي باشد.

هنگام كار در آزمايشگاه همه كاركنان فني بايد از يك روپوش آستين بلند كه جلوي آن كاملاً بسته شود و يا يك كت آزمايشگاهي بلند با آستين هاي بلند كه سرآستين آن كاملاً بسته باشد استفاده نمايند.

در مواقعي كه مواد بسيار خطرناك و آلوده مورد استفاده قرار مي گيرند، بعلاوه مي توان از پيش بندهاي پلاستيكي يكبار مصرف يا روپوش غيرقابل نفوذ به مايعات يكبار مصرف نيز استفاده نمود كه حفاظت كافي را در مقابل ترشح خون و مواد شيميايي ايجاد كند. در مواقع استفاده از اين پيش بندها، ممكن است محافظ هاي آستين دار جهت حفاظت بازو پوشيده شود.

هنگام ترك محل هاي فني و مخوصاً حضور در محل هاي عمومي (آبدارخانه) بايد روپوش را از تن خارج نمود. بايد در فواصل زماني مناسب روپوش ها را تعويض نمود تا از پاكيزگي آنها مطمئن بشويم. اگر اين لباس ها با مواد خطرناك آلوده شوند، بايد بلافاصله تعويض شوند.

نبايد اين گونه لباس ها را جهت شستشو به منزل برد. بايد لباس هاي بيروني در قفسه هاي شخصي مخصوص در بيرون از نواحي فني آزمايشگاه قرار داده شوند.

بايد توجه نمود كه خونگيرها و ديگر كاركناني كه وظايفي را در خارج آزمايشگاه بعهده دارند، مادامي كه با بيماران سروكار دارند، ممكن است نياز به پوشيدن كت ها يا روپوش هاي آزمايشگاهي داشته باشند.

  كفش ها

كفش بايد راحت و داراي كف لاستيكي باشد و تمام پا را بپوشاند. هنگامي كه احتمال ريختن مواد وجود دارد، بايد روكش هاي يكبار مصرفي كه در مقابل نفوذ مايعات، مقاوم مي باشند، پوشيده شود. نبايد از كفش هاي پارچه اي استفاده نمود زيرا مواد شيميايي يا مايعات عفوني و آلوده را به خود جذب مي نمايد.

استفاده از كفش هاي از جنس مواد غير قابل نفوذ به مايعات مانند چرم يا مواد مصنوعي، توصيه مي گردد.

 

  برداشت مايعات با پي پت :

هرگز عمل برداشت مايعات را با پي پت بوسيله دهان انجام ندهيد. در اين مورد در رابطه با اهداف مختلف وسايل متفاوتي جهت برداشت مايعات بوسيله پي پت وجود دارد.

همچنين نبايد قطرات انتهائي نمونه با فشار زياد خارج شود زيرا ممكن است باعث ايجاد قطرات بسيار ريز يا آئروسل گردد.

شست و شوي دست :

مهمترين اقدام پيشگيرانه و ايمني شست و شوي مكرر دست مي باشد كه بايد هميشه صابون (ترجيحاً صابون مايع) و يا مواد ضدعفوني كننده جهت تميز نمودن پوست در دسترس كاركنان قرار گيرد.

 بايد در موارد زير دستها شسته شوند :

 

فوراً بعد از تماس اتفاقي پوست با خون، مايعات بدن يا بافت ها، بايد دست ها يا ديگر نواحي پوست كاملاً شسته شوند اگر تماسي با مواد آلوده از طريق پاره شدن دستكش ها اتفاق بيفتد بايد بلافاصله دستكش ها را درآورد و دست ها را كاملاً شست.

 

قبل و بعد از تماس با بيماران و يا تماس با نمونه هاي آزمايشگاهي

 

بعد از اتمام كار و قبل از ترك آزمايشگاه

 

بعد از درآوردن دستكش ها و يا قبل از آنكه دستكش جديدي پوشيده شود.

 

بايد قبل از خوردن، آشاميدن، سيگار كشيدن، آرايش كردن، تعويض لنز تماسي و قبل و بعد از توالت رفتن دست ها را شست. همچنين قبل از همه فعاليت هايي كه در آنها تماس كامل دست با مخاط چشم ها يا خراش هاي پوست اتفاق مي افتد، شست و شوي دست با آب جاري و صابون توصيه مي گردد. بهر حال استفاده از هر ماده شوينده استانداردي قابل قبول مي باشد. در مناطقي كه دسترسي به آب امكان پذير نيست مي توان از ژل ها يا مايعات داراي پايه الكل استفاده نمود. مي توان دست ها را با دستمال كاغذي تميز نمود و سپس آنها را با كف هاي تميز كننده شست.

 

نبايد از محصولات صابوني كه ممكن است سلامت پوست را به خطر بيندازد، استفاده نمود.

 

استفاده از يك كرم دست مرطوب كننده، ممكن است التهاب پوست را كه بوسيله شست و شوي مكرر دست اتفاق افتاده، كاهش دهد.

 

بايد توجه نمود كه بريدگي ها، زخم ها و جراحات پوستي (اگزاما) با پانسمان غيرقابل نفوذ به آب پوشانده شوند.

 

شست و شوي چشم

بايد مخصوصاً در بخش هايي كه اسيد، مواد سوزاننده، مواد خورنده و يا ديگر مواد شيميايي مورد استفاده قرار مي گيرند جايگاه و محل ثابتي را جهت شست و شوي چشم در نظر گرفت. علاوه بر واحدهاي ثابتي كه اقدامات درماني فوري فراهم مي كنند، ممكن است از سيستم شست و شوي چشم كه قابل حمل نيز ميباشد، استفاده نمود.

عملكرد اين وسايل را بايد هر هفته بررسي نمود تا از كاركرد صحيح آنها و پاشيدن آب مطمئن بشويم همچنين بايد بطور مرتب محتويات اين وسايل را از نظر خلوص شيميايي و بيولوژيكي بررسي نمود.

محافظت از چشم و صورت

بايد در مواقع كار با مواد سمي، مواد سوزاننده، مواد خطرناك شيميايي و بيولوژي و يا هنگامي كه امكان ترشح و يا پاشيدن خون يا مايعات بدن وجود داشته و نيز هنگام تخليه اتوكلاو و ... از عينكهاي حفاظتي (حفاظ دار) و يا ماسك هاي چشم و صورت استفاده نمود.

استفاده از عينك هاي حفاظ دار مخصوصاً هنگام كار با مواد شيميايي خطرناك نسبت به عينك هاي محافظتي كه بالاتر از عينك هاي معمولي قرار مي گيرد، ترجيح داده مي شود.

استفاده از ماسكها و حفاظهايي كه از جنس پلاستيك شفاف بوده (مانند ماسك هاي جوشكاران) و تمام صورت و گردن را مي پوشاند و جهت استفاده طولاني مدت مانند اتوپسي مناسب بوده و به راحتي آلودگي زدايي
مي شود، توصيه مي گردد.

لنزهاي چشم مخصوصاً لنزهاي نوع نرم (soft) مي توانند حلالها و بخار حاصل از مواد را به خود جذب نمايند. بنابراين استفاده از آنها در اين موارد خطرناك مي باشد، لنزهاي تماسي باعث تجمع مواد فوق در محل قرينه شده و در عين حال مانع خروج اشك مي گردند، در حاليكه اشك قادر است مواد فوق را بوسيله شست و شو از چشم خارج نمايد. بايد به كاركنان سفارش نمود كه در اين گونه بخشها، لنزهاي تماسي را بكار نبرند مگر اينكه از عينك هاي حفاظ دار و يا ماسك هاي صورت استفاده كنند.

مو و جواهرات

بايد موها در پشت سر جمع شده و روي شانه رها نشده باشند. اين عمل جهت جلوگيري از تماس آنها با مواد و سطوح آلوده و نيز پيشگيري از پراكنده كردن ارگانيسم ها در داخل محيط هاي كاري مي باشد. همچنين بايد دقت نمود كه موها با وسايل در حال حركت مانند سانتريفوژ يا ميكروتوم تماس نداشته باشد بايد در اين موارد از پوشش هاي يكبار مصرف جهت پوشاندن موها استفاده نمود.

نبايد از جواهرات و زينت آلاتي كه ممكن است به وسايل گير كرده و يا داخل مواد آلوده آويزان شوند، استفاده نمود بطور كلي نبايد از جواهرات بجز حلقه ازدواج استفاده نمود.

آرايش كردن نيز در محيط فني آزمايشگاه ممنوع مي باشد.

ريش

تمام اقدامات حفاظتي ذكر شده در مورد مو، بايد در مورد ريش آقايان نيز در نظر گرفته شود. داشتن ريش بلند خطرناك است زيرا ممكن است در داخل وسايل در حال حركت گير كند. در ضمن ريش مي تواند به عنوان يك منبع مهم آلودگي باشد. در اين موارد بايد از پوشش هاي يكبار مصرف جهت پوشاندن ريش استفاده نمود. همچنين ريش مي تواند بعنوان يك مشكل مهم در استفاده از دستگاه هاي تنفسي مطرح شود.

نگهداري مواد خطرناك

بايد معرف ها، مواد شيميائي (اسيدها، بازها و ...) و يا رنگ هاي داراي خواص سمي را در قفسه يا محفظه هاي عايق از نظر خارج شدن بخار قرار داد.

بايد مايعات خطرناك مانند اسيدها يا قلياها در قفسه هايي با ارتفاع زير سطح چشمي ذخيره شوند.

ذخيره سازي محفظه هاي بزرگ بايد نزديك زمين باشد.

 وسايل تيز و برنده

بايد در مواقع كار با وسايل تيز و برنده شامل سوزن ها، اسكالپل، شيشه هاي شكسته نهايت دقت و احتياط را به بكار بست. بايد در صوت امكان تمام وسايل تيز را با استفاده از روش هاي مكانيكي جابجا نمود (مانند فورسپس هايي كه تيغه اسكالپل را برداشته و يا وسايلي كه سوزن و اكوتينر را برمي دارد و ...)

نبايد سوزن هاي استفاده شده قيچي، خم و يا شكسته شود. بايد فوراً وسايل تيز را در محفظه هاي مقاوم مخصوص قطع سرسوزن قرار داد و‌آن محفظه ها را نيز قبل از اينكه بطور كامل پرشوند، به طريقه مناسبي دفع نمود.

 سقف، ديوار، كف و سطوح ميزهاي آزمايشگاه بايد غيرقابل نفوذ بوده و بايد سطوح ميزها را فوراً بعد از آلودگي با نمونه و يا بعد از اتمام كار روزانه با مواد ضدعفوني كننده مانند هيپوكلريت سديم gr/L ۵ يا (۵/۰ گرم درصد) و يا هر گونه محلول سفيد كننده خانگي كه به نسبت ۱۰/۱۰ رقيق شده باشد، ضدعفوني نمود.

 دستگاه هاي كمك تنفسي

بايد وسايل كمك تنفسي مناسب در دسترس كاركنان باشد تا آنها را در مقابل تنفس مواد آلوده، گرد و غبار مضر، ميكروارگانيسم ها، گازها و بخار مضر حفاظت كند، مخصوصاً در مواردي كه كنترل فني مناسبي جهت ورود اين مواد خطرناك انجام نشده و يا اقدامات كافي نبوده و يا اينكه نتوان وجود اين مواد خطرناك را بوسيله حواس درك نمود.

در موارد ضروري، وسايل مختلفي مانند ماسك هاي گرد و غبار، ماسك هاي گاز و ... تا وسايل كمك تنفسي مناسب با ذخيره هواي زياد، ممكن است مورد استفاده قرار گيرد.

افرادي مي توانند از اين وسايل استفاده كنند كه از نظر وضعيت جسماني قادر به تنفس بوسيله وسايل مزبور بوده و در اين راه آموزش هاي لازم را ديده باشند. چون ريش مانع استفاده مناسب از وسايل فوق مي شود. كاركناني كه ريش دارند، نبايد در اين گونه بخش ها كار كنند.

در مواردي كه ماهيت ماده خطرناك از نظر تنفسي مشخص نبوده و يا مقدار اكسيژن زير حد ۵/۱۹% باشد و يا نتوان وجود اين مواد خطرناك را بوسيله حواس درك نمود، بايد از وسايل تنفسي Self Contained با يك فشار مثبت استفاده شود.

بايد وسايل تنفسي مانند كيسه هاي مخصوص احيا، و نيز كيسه هاي پلاستيكي يكبار مصرف مخصوص تنفس دهان به دهان در مناطقي كه ممكن است نياز به احيا، باشد، نگهداري و در دسترس قرار گيرد.

در موارد كاربرد روش هاي حفاظتي تنفسي، بايد منطبق بر استانداردهاي موجود، انتخاب وسايل، روش استفاده، تميز كردن و نگهداري، ارزيابي كارآيي و آموزش هاي لازم در اين زمينه به صورت مكتوب در دسترس بوده و نگهداري شود.

 دوش هاي اضطراري

بايد در آزمايشگاه دوش هاي اضطراري، در محل هاي مناسب نصب شوند، مخصوصاً در بخش هايي از آزمايشگاه كه از مواد شيميايي سوزاننده استفاده مي شود. تعداد اين دوش ها بستگي به وسعت كاري و فضاي آزمايشگاه دارد. بايد حتي الامكان درجه حرارت آب مورد استفاده در دوش ها مناسب باشد.

سيستم فاضلاب دوش ها و همچنين عملكرد آن بايد بطور متناوب بررسي شود. به علت استفاده كم از چنين فاضلاب هايي، مي توان مقدار كمي روغن معدني در آن ريخت و طبق برنامه اي منظم آب را با فشار وارد نمود.

 بكار بستن روش هاي ايمني در هنگام كار با وسايل شيشه اي

 

ظروف شيشه اي شكسته يا ترك خورده را دور بريزيد.

 

هرگز در ظروف شيشه اي را با قدرت باز نكنيد، درهايي كه چسبيده يا فرو رفته اند، بايد بريده شوند.

 

بايد قبل از شستشو، وسايل شيشه اي آلوده را ضدعفوني نمود.

 

بايد قطعات شكسته و يا دور ريختني را در يك محفظه مخصوص و مقاوم قرار داد.

 

ظروف شيشه اي داغ را بايد با دستكش هاي مقاوم به حرارت جابجا نمود.

 

وسايل شيشه اي شكسته شده را فقط با روش هاي مكانيكي جابجا نمائيد.

 

حتي الامكان از ملزومات آزمايشگاهي يكبار مصرف استفاده نمائيد.

 ضد عفوني كردن وسايل آزمايشگاهي

يخچال ها، فريزرها، بن ماري، سانتريفوژ و ... بايد بطور مرتب تميز شده و نيز بطور متناوب منطبق بر برنامه زمانبندي كه بوسيله مسئول آزمايشگاه تعيين مي گردد، ضدعفوني گردند. مخصوصاً در مواردي كه آلودگي مهمي بوجود آيد، بايد فوراً اين عمل انجام شود.

در هنگام تميز كردن آزمايشگاه و وسايل بايد دستكش، گان و لباس هاي حفاظتي مناسب پوشيده شود.

 

رعايت موارد ايمني در هنگام كار با سانتريفوژ

آئروسل ها: بايد حتي الامكان سانتريفوژ در هنگام كار حداقل ميزان آئروسل را ايجاد كند.

استفاده از سانتريفوژ: هنگام روشن كردن سانتريفوژ مطمئن باشيد كه درپوش آن كاملاً بسته شده باشد. مواظف مو، لباس و يا وسايل زينتي آويزان باشيد.

آلودگي: از سانتريفوژ نمودن لوله هاي حاوي نمونه خون، ادرار، خلط ... و يا مايعات قابل اشتعال كه درپوش نداشته باشند، خودداري نمائيد. در هنگام سانتريفوژ يك سيستم خلاء، ايجاد مي شود كه باعث تبخير مايعات مي گردد كه مي تواند منجر به ايجاد ذرات آئروسل از مواد آلوده گرديده و يا باعث انفجار مايعات قابل اشتعال گردد.

عوامل عفوني: همه كشت ها و يا نمونه هايي كه در آنها احتمال ايجاد آئروسل هاي عفوني وجود دارد، بايد در لوله هاي مخصوص سانتريفوژ كه كاملاً دربسته باشد در محفظه هايي با در كاملاً محكم سانتريفوژ گردد.

تميز كردن: بايد سانتريفوژ بطور مرتب با محلول هيپوكلريت سديم با رقت ۱۰/۱ و يا مواد مناسب ديگر ضدعفوني شود.

طراز نمودن: هنگامي كه با سانتريفوژ كار مي كنيد بايد مطمئن شويد كه سيستم تعادلي آن درست باشد. روتورهاي متعادل نشده در چرخش ايجاد ارتعاش مي كنند.

عوامل عفوني: همه كشت ها و يا نمونه هايي كه در آنها احتمال ايجاد آئروسل هاي عفوني وجود دارد، بايد در لوله هاي مخصوص سانتريفوژ كه كاملاً دربسته باشد در محفظه هايي با در كاملاً محكم سانتريفوژ گردد.

  كرايواستيت و ميكروتوم

وسايل فوق شامل وسايل خطرناك مي باشند كه داراي تيغه برنده اي هستند كه ممكن است باعث بريدگي پوست گردد. تفاوت اصلي اين دو وسيله آن است كه در ميكروتوم، بافت هايي مورد برش قرار مي گيرند كه در پارافين غوطه ور شده و عموماً آلوده كننده نيستند، اما كرايواستيت يك وسيله بسيار خطرناك است چون بافت مورد استفاده منجمد بوده و ثابت نمي گردد و مي تواند محتوي عوامل آلوده باشد كه بايد توصيه هاي ايمني زير را در مواقع كار با آنها به كار بست. كه دو نوع حادثه قابل پيشگيري شامل ۱ - عفونت ۲ - صدمات مكانيكي ممكن است مشاهده گردد.

  كنترل عفونت

 

گيره نگه دارنده بلوك و برس بايد جهت آلودگي زدايي در محلول ضدعفوني كننده مناسب قرار داده شود.

 

بايد بعد از اتمام كار با كرايواستيت، دستگاه به دفعات با الكل ۷۰% ضدعفوني گردد.

 

بايد حداقل هفته اي يكبار يخ دستگاه آب گردد و اگر انتظار مي رود كه بافت با باكتري مايكوباكتريوم آلوده باشد بلافاصله دستگاه با يك ماده موثر بر عليه توبركولوز ضدعفوني گردد.

 

بايد اقدامات حفاظتي شديدي در مواقعي كه با عامل Creutzfeld-Jakob سر و كار داريم، بكار بسته شود. استفاده از هيدروكسيد سديم (سود سوزآور) جهت آلودگي زدايي توصيه مي شود.

 

بايد از دستكش و ساير وسايل حفاظتي مناسب استفاده نمود.

 

بايد هنگام برش، دريچه دستگاه بسته باشد.

 

بايد مدارك مربوط به روش هاي آلودگي زدايي موجود بوده و سوابق مربوط به آن نگهداري شود.

 

وسايل فوق به علت استفاده از تيغه خطرناك مي باشند، لذا بايد توصيه هاي زير را هنگام كار با تيغه بكار بست:

 

هرگز تيغه را بدون محافظ رها نكنيد.

 

تيغه هاي يكبار مصرف را در محفظه مقاوم مخصوص وسايل برنده قرار دهيد.

 

اگر بدون برداشتن تيغه، نمونه ها را تعويض مي نمائيد، تيغه را با محافظ انگشتان بپوشانيد. در اين هنگام دسته آن بايد قفل شده باشد.

روش هاي جداسازي بيماران

هنگامي كه با بيماران تماس داريد، بايد كاركنان آزمايشگاه با مشورت كميته كنترل عفونت، روش هاي جداسازي بيماران را كه بوسيله بيمارستان تعيين شده، مورد توجه قرار داده و رعايت موارد ايمني را بنمايند.

  مشخص نمودن نواحي تميز و آلوده

همه تلفن ها، دستگيره در، صفحه كليد ويدئو، صفحه كليد كامپيوتر و ديگر وسايلي كه در تماس با دست هستند، ممكن است الوده باشند. در اين موارد ممكن است لازم باشد كه برچسب هشدار دهنده بر روي آنها نصب شود و بايد تمام روش هاي لازم جهت جلوگيري از آلودگي وسايل فوق مورد استفاده قرار گيرد.

اشخاصي كه در اين مناطق با دست هاي بدون دستكش و با اين وسايل در تماس مي باشند بايد دستكش بپوشند و يا دستهايشان را بعد از تماس با اين وسايل بشويند.

حتي الامكان بايد از تماس دست با صورت مخصوصاً هنگامي كه از تلفن و وسايل مشابه ديگر، استفاده مي گردد خودداري نمود. بايد كاركنان نواحي فني قبل از تماس با وسايل فوق دستكش ها را بيرون بياورند. همچنين مي توان از پوشش هاي پلاستيكي جهت صفحه كليد كامپيوتر، تلفن ها ... در مواقع آلودگي هاي مهم استفاده نمود.

راههاي خروج

بهيچوجه نبايد خروجي ها و راهروها مسدود باشند. نبايد زباله ها، وسايل ذخيره، لوازم يا مبلمان غير قابل استفاده را در راههاي خروجي و راهروها قرار داد. نبايد درهاي خروجي نيز مسدود يا قفل شده باشند.

بهيچ دليلي نبايد وسايل آتش نشاني، جعبه مخصوص خبركننده آتش سوزي، پتوهاي اضطراري، دوش هاي ايمني و يا خروجي ها قفل شده و يا روكش وسايل مذكور پوشيده شده باشد.

 

  وسايل شخصي كاركنان

نبايد وسايل شخصي مانند كيف پول، كت، پوتين يا چكمه، ليوان چاي و قهوه، زيرپيراهني، غذاهاي بسته بندي نشده و يا داروها را در قسمت هاي فني آزمايشگاه قرار داد.

  دفع زباله

از تجمع زباله جلوگيري نموده و بايد حداقل يكبار در روز دفع شوند.

  بايد جعبه كمك هاي اوليه در آزمايشگاه وجود داشته باشد.

  بوسيله نصب توري و سمپاشي نمودن و ... ورود حشرات، جوندگان و ... را در محيط آزمايشگاه كنترل نمائيد.

  بهيچوجه نبايد بچه ها و حيوانات به محل هاي فني آزمايشگاه وارد شوند.

  استفاده از وسايل تزئيني و ... مربوط به جشن ها

استفاده از وسايل مربوط به جشن ها بايد با روش هاي سازمان يافته اي انجام شود. نبايد در اين رابطه از وسايل تزئيني الكتريكي، شمع هاي مومي و دكوراسيون هاي ديگري كه احتمال بروز آتش سوزي را به دنبال دارد، استفاده نمود.

مركز تحقيقات آزمايشگاههاي رفرانس

References :

۱. Clinical Laboratory Safeyty. September ۱۹۹۶. Pub: + he

National committee for clinical laboratory Standard (NCCLS).

Approred Guideline GP ۱۷-A vol: ۱۶ No: ۶ ISBN ۱-۵۶۲۳۸-۳۰۰-۰ Pages: ۳-۹

 

۲. Protection of laboratory workers from occupationally acquired infection

۲۰۰۱. Pub: NCCLS. Approred Guideline second Edition M۲۹-A۲.

Vol. ۲۱ No. ۲۳ ISBN ۱-۵۶۲۳۸-۴۵۳-۸ Pages: ۱۶-۲۱

 

۳. Safety in health care labratories. ۱۹۹۷

Pub: world health Organization (Geneva). WHO

Pages: ۱۱-۱۳

 

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

انتقال خون و فراورده های خونی: گلبولهای قرمز دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 21:3

اختلال در حمل و نقل مواد غذايي و مواد زايد در بدن و نيز حفاظت بدن درمقابل ميكروارگانيزم هاي مهاجم باعث به خطر افتادن روند عادی و توازن در بدن می گردد. انجام اين خدمات حياتی در بدن انسان، بر عهده دو دستگاه قلبی عروقی (گردش خون) و دستگاه لنفاتيک می باشد و خون بستر اوليه اين نقل و انتقالات بشمار می آيد. خون تنها بافتی است که در درون بدن در گردش است. از جمله وظايف حياتی خون، رساندن مواد لازم به سلولها و دوركردن  مواد زايد از آنهاست. علاوه بر آن، بسياری از ابزارهای ضروری برای مقابله با مهاجمين خارجی و نيز تنظيمات داخلی بدن را خون فراهم می آورد.خون بافت مايعی است که عوامل شيميايی گوناگون و فراوانی در آن محلول بوده و ميليون ها سلول مختلف درآن وجود دارند. بخش مايع خون را " پلاسما " و بخش ديگر آنرا" عناصر سلولی " خون می نامند.

به دنبال وظایفی که برای خون و بافت خون برشمردیم  بحثی مطرح میشود تحت عنوان انتقال خون که از اهمیت بسیار زیادی در عصر حاضر برخوردار میباشد. در واقع می توان گفت همانقدر که نقص در سیستم گردش خون برای حیات انسان خطر آفرین است انتقال خون نادرست نیز میتواند بسیار  پر خطر تر برای حیات انسان باشد. پروسه انتقال خون یک پروسه چندین مرحله ای میباشد که اجرای تک تک این مراحل به منظور جمع آوری و انتقال خون مناسب و سالم ضروری میباشد. در این مطلب سعی برا ارائه مطالبی در خصوص  مراحل مختلف این پروسه میباشد.

اولین مرحله در فرایند انتقال خون مراجعه اهداکننده و بررسی وضعیت جسمانی او از نظر اهدای خون میباشد که در صورت تائید در این مرحله به بخش نمونه گیری راهنمایی میشود.

بعد از تهیه خون اولین مرحله Labiling کیسه های خون است. روی هر کیسه خون مشخصات اهداکننده، شماره کیسه، نوع ماده نگهدارنده ، تاریخ جمع آوری و تاریخ انقضا به صورت دقیق باید درج گردد. مدت زمان نگه داری خون کامل بسته به نوع ماده نگه دارنده متفاوت میباشد. کیسه خونی که در این مرحله تهیه میشود خون تام نام دارد که اغلب از این کیسه فراورده های مختلف تهیه میشود. این کیسه در اولین مرحله ۱ دقیقه در ۳۲۰۰RPM سانتریفیوژ میشود که در پایان این مرحله در این کیسه ۲ فراورده از یکدیگر جدا میشوند ۱- پلاسما که در قسمت رویی وجود دارد و ۲- گلبولهای قرمز که در قسمت پایین رسوب کرده اند . این پلاسما را که پلاسمای غنی از پلاکت RPP مینامند در یک کیسه دیگر جمع آوری میکنند بنابراین در پایان این مرحله۲ کیسه داریم ۱- پلاسمای غنی از پلاکت ۲- گلبول قرمز فشرده Packed Red Cell.

سپس کیسه پلاسما را در ۳۶۰۰RPM به مدت ۵ دقیقه سانتریفیوژ کرده و بنابراین پلاکت از پلاسما جدا میشود. پس به طور کلی میتوان گفت که حداقل از ۱ کیسه خون ۳ کیسه شامل:

۱- Packed Red Cell

۲- پلاسمای عاری از پلاکت PPP

۳- پلاکت

فراهم میشود که هرکدام شرایط نگهداری و انتقال مخصوص به خود را دارند.

Packed Red Cell: این فراورده حجمی تقریبا معادل نصف حجم خون تام یعنی ۲/۴۵۰ و هماتوکریتی معادل ۸۰٪ دارد. این فراورده همانطور که قبلا ذکر گردید بسته به نوع ضد انعقاد از ۴۲-۲۱ روز قابل نگه داری میباشد. از جمله مواد نگهدارنده میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

۱-آدنین-سیترات-دکستروزACD: این ماده اولین نگهدارنده مورد استفاده در کیسه های خون میباشد. در این ماده آدنین به عنوان یک سوبسترا برای تامین ATP مورد نیاز حیات گلبولهای قرمز، سیترات به عنوان  ماده ضد انعقاد و دکستروز به عنوان ماده غذایی گلبولهای قرمز محسوب میشود که خون در حضور این ماده به مدت ۲۱ روز در دمای یخچال قابل نگهداری است.

۲- سیترات-فسفات-دکستروزCPD: در این ماده فسفات ماده بافرینگ بوده و تنظیم PH را به عهده دارد.  در حضور این ترکیب مدت نگهداری به ۲۸ روز افزایش میابد.

۳-سیترات-فسفات-دکستروز-آدنین CPDA-۱ : در این ماده هم آدنین و هم فسفات به همراه دکستروز و سیترات میباشد بنابراین ترکیبی کامل تر از ۲ مورد قبل بوده و مدت نگهداری گلبول قرمز را به ۳۵ روز افزایش میدهد. امروزه در ایران اغلب از همین ماده به عنوان نگهدارنده استفاده میشود.

۴-AS-۱ : این ماده جدیدا در برخی موارد استفاده میشود و مدت زمان را به ۴۲ روز افزایش میدهد.

در کلیه موارد بالا گلبول قرمز در دمای ۶-۱ درجه سانتیگراد طول عمرهای ذکر شده را دارند و بعد از خارج نمودن از یخچال حداکثر به مدت ۲۴ ساعت باید مصرف شود. در انتقال خون نوزادان از آنجا که حجم کمی را در هربار میتوان انتقال داد یک کیسه خون را در شرایط استریل باز نموده و تا ۲۴ ساعت همان خون را به نوزاد تحت شرایط استریل منتقل میکنند. حسن این روش در کاهش ۴ برابری خطر انتقال بیماری ها و Ag های بیگانه و همچنین کاهش هزینه میباشد.

موارد نیاز به تزریق Packed Red Cell: این فراورده باعث افزایش برون ده قلبی، افزایش میزان اکسیژن در گردش و افزایش میزان هموگلوبین و هماتوکریت میشود. هر واحد خون باعث افزایش ۱gr در غلظت هموگلوبین و افزایش ۳٪ در میزان هماتوکریت میشود. این فراورده در مواردی مانند افزایش تخریب گلبولهای قرمز مانند آنمی های همولیتیک، کاهش تولید در مغز استخوان مانند آنمی آپلاستیک و لوسمی ها، در نوزادان و در جراحی ها به بیمار تزریق میشود. از آنجا که ۲۴ ساعت طول میکشد تا خون تزریق شده جذب گردد بنابراین تزریق بیشتر از ۱ واحد خون در ۲۴ ساعت باعث ایجاد حالت Over Load میشود. تزریق گلبولهای قرمز خون حتما نیاز به سازگاری سیستم ABO و Rh دارد و انجام تست کراس ماچ به منظور جلوگیری از انتقال آنتی بادی و آنتی ژن های ناخواسته لازم و ضروری میباشد.

منبع : وبلاگ اسمان علم

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

هورمون هاي تيروييد و اهميت سنجش آن ها دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 21:0

 

 

  هورمون هاي تيروئيد ( T۳ و T۴ ) از اسيد آمينه تيروزين مشتق مي شوند. حدود ۹۵ درصد هورموني كه از غد ه تيروئيد ترشح مي شود ، به صورت T۴ ( تيروكسين) است. با وجودي كه ميزان ترشح T۳ از غده تيروئيد بسيار ناچيز است، اين هورمون نقش اصلي را ايفا مي كند. بخش زياد T۳ موجود در خون از تبديل T۴ به T۳ در بافت هاي محيطي از جمله كبد، كليه و جفت بوجود مي آ ي د. البته بافت هايي چون مغز و هيپوفيز نيز مي توانند T۴ را به T۳ تبديل كنند، اما T۳ حاصل وارد خون نمي شود و اثر خود را در همان مكان بر جاي مي گذارد . به طور كلي، ۸۰ درصد T۳ موجود در خون در كبد و ۲۰ درصد آن در تيروئيد ساخته مي شود         

  نقش هاي زيستي

  افزايش ميزان سوخت و ساز پايه اثر اصلي هورمون هاي تيروئيد است. اين هورمون ها سوخت و ساز قندها و چربي ها را افزايش مي دهند. آنها باعث تحريك ساختن پروتئين نيز مي شوند. بنابراين هورمون هاي تيروئيد براي رشد طبيعي ضروري هستند. از نقش هاي ديگر آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:           

                    

  • افزا يش تعداد و اندازه ميتوكندري ها و افزايش فعاليت آنزيم هايي كه در سوخت و ساز درگير هستند.

  • افزايش جذب گلوكز از دستگاه گوارش

  • تحريك روند نوسازي گلوكز

  • تقويت اثر كاتكول آ مين ها و انسولين

  • افزايش برون ده قلبي و گاهي نيروي انقباظ ماهيچه قلب

  • نمو طبيعي دستگاه عصبي مركزي به خصوص ميلين دار شدن رشته هاي عصبي و افزايش توانايي هاي ذهني

 

  چگونگي كاركرد

  هورمون هاي تيروئيد چربي دوست هستند و به آساني از غشاي سلول ها مي گذرند. گيرند‌هاي اين هورمون ها درون سلول و در هسته جاي دارند. اتصال آنها به گيرنده هايشان، رونويسي از ژن ها و درنتيجه ساختن پروتئين را تحت تأثير قرار مي دهد. البته، شواهدي در دست است كه از اثر مستقيم هورمون هاي تيروئيد بر ميتوكندري ها و پروتئين هاي ناقل غشاء حكايت مي‌كنند.

  عوامل اثرگذار بر ترشح

  توليد و ترشح هورمون هاي تيروئيدي را هورمون تحريك كننده تيروئيد ( TSH يا تيروتروفين) تنظيم مي كند. خود اين هورمون از غده هيپوفيز ترشح مي شود و ترشح آن يا هورمون آزاد كننده تيروتروفين ( TRH ) افزايش مي يابد كه در هيپوتالاموس ساخته مي شود. سوماتوستاتين و بازخورد هورمون هاي تيروئيدي، اثرات TSH راكاهش مي دهند. هورمون هاي تيروئيد نيز با اثرگذاشتن بر هيپوتالاموس مي توانند ترشح TRH را كاهش دهند.

  نارسايي ها

  عوارض ناشي از اختلالات تيروئيد به صورت كم كاري يا پركاري بروز مي كند. كم كاري تيروئيد به كندي خود را نشان مي دهد. كم كاري به دلايل زير ممكن است رخ دهد:

 

  • ناتواني غده تيروئيد در ساختن هورمون هاي تيروئيد؛ به علت كمبود يد يا فقدان آنزيمهاي مورد نياز براي توليد هورمون

  • اختلال در ترشح TSH از غده هيپوفيز

  • اختلال در ترشح TRH از هيپوتالاموس

  • نوعي بيماري خود ايمني كه به تخريب سلول هاي غده تيروئيدي مي انجامد و به بيماري هاشيموتو مشهور است.

  • مقاومت بافت هدف به هورمون هاي تيروئيد به علت نقص مادرزادي در گيرنده هاي هورمون هاي تيروئيد

 

  معمول ترين علت پركاري تيروئيد بيماري گريوز است. اين بيماري نوعي بيماري خود ايمني است كه به علت توليد پادتن عليه گيرنده TSH ايجاد مي شود. اين پادتن باعث تحريك بيش از اندازه اين گيرنده ها و بنابراين تقويت توليد و ترشح هورمون هاي تيروئيد مي شود . از عوامل ديگر مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 

  • سلولهاي سرطاني توليد كننده TSH در غده هيپوفيز

  • سلولهاي سرطاني ترشح كننده TRH در هيپوتالاموس

  • تجويز بيش از اندازه يد

  

  پركاري

  كم كاري

  افزايش دماي بدن

  خشكي پوست

  افزايش فشار خون

  ريزش مو

  كاهش وزن

  كندي رشد

  افزايش اشتها

  سفتي ماهيچه ها

  تعرق فراوان

خواب آلودگي، احساس خستگي

  پريشاني و نگراني

  كاهش ضربان قلب

  قطع قاعدگي

  يبوست

  گواتر

  گواتر

 

 

  اهميت اندازه گيري

 

  باوجود تبديل شدن T۴ به T۳ در بافت هاي محيطي، باز هم مقدار T۴ در خون از T۳ بسيار بيشتر است. بنابراين، اندازه گيري T۳ به طور معمول ضروري نيست. به عنوان مثال، در شروع كم كاري تيروئيد با كاهش فعاليت تيروئيد، T۴ كاهش مي يابد ولي چون در بافت هاي محيطي T۴ به T۳ تبديل مي شود ، مقدار T۳ كاهش نمي يابد. زيرا T۴ بيشتري به T۳ تبديل مي شود. از اين رو، با وجودي كه در اين شرايط رابطه معكوسي بين T۴ و TSH وجود دارد، اما تغيير چنداني در ميزان T۳ مشاهده نمي شود. بنابراين، اندازه گيري آن به تشخيص كمكي نمي كند. اما ، در دو مورد اندازه گيري T۳ ضروري است.

 

  • اشكال در عملكرد بافتهاي محيطي كه T۴ را به T۳ تبديل مي كنند. در اين مورد، با وجودي كه سطح TSH و T۴ عادي است، اما سطح T۳ پايين است. در اين مواقع، به جاي توليد T۳ از T۴ ، هورمون غير فعالي به نام rT۳ (تري يدوتيروئين معكوس) ساخته مي شود. با توجه به اين كه اندازه گيري rT۳ انجام نمي شود، به اندازه گيري T۳ بسنده مي شود. كاهش T۳ ، بيان كننده اختلال در بافتهاي محيطي است.

 

  • تيروتوكسيكوز T۳ . در اين حالت، با وجود عادي بودن سطح T۴ و TSH ، به دليل افزايش توليد T۳ درتيروئيد، مقدار آن در خون بالا مي رود و چون هورمون فعال T۳ است ، عوارض پركاري تيروئيد را در غياب افزايش T۴ و TSH مشاهده مي شود.

 

 

  پروفسور ناصر ملك نيا- خداوند رحمتشان كند

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

« سيد اسماعيل جرجاني » كيست چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 8:37


دكتر علي اكبر ولايتي
از زندگي « سيد اسماعيل جرجاني » آگاهي اندكي در دست است . « ابن ابي اصيبعه » رجالي و زندگينامه نگار معروف عرب كه بين سالهاي 599 هجري قمري تا 669 هجري قمري مي زيسته در كتاب معروف خود « عيون الانبا في طبقات الاطبا » (بيروت 1968 ص 482 ) فقط چند سطر به شرح احوال اواختصاص داده است . « ياقوت حموي » در « معجم البلدان » راجع به سيد اسمعيل جرجاني چنين مي گويد : « ابوابراهيم اسماعيل بن الحسن بن محمد بن احمد العلوي الحسيني من اهل جرجان كان عارفا بالطب جدا و له فيه تصانيف حسنه مرغوب فيها بالعربيه و الفارسيه انتقل الي خوارزم و اقام بهامده ثم انتقل الي مرو فاقام بها و كان من افراد زمانه و ذكر انه سمع اباالقاسم وحدث عنه بكتاب الاربعين له و اجاز لابي سعد السمعاني و توفي به مرو سنه 531 »
ابو ابراهيم اسماعيل بن الحسن بن محمد بن احمد العلوي الحسيني اهل جرجان . او كاملا به علم پزشكي آگاه بود و تاليفات ارزشمندي به عربي و فارسي داشت . به خوارزم سفر كرد و مدتي در آنجا اقامت نمود. او سپس به مرو رفت ودر آنجا مقام كرد. او از افراد برجسته زمان خود بود و گفته شده است از ابوالقاسم قشيري استماع حديث كرده و از كتاب اربعين قشيري نقل حديث كرده و اجازه نقل حديث به ابي سعد سمعاني داد. و در سنه 531 در مرو درگذشته است . (ياقوت حموي معجم البلدان دارالاحيا التراث العربي بيروت مجلد دوم ص 122 )
سيد اسماعيل جرجاني در نيمه دوم قرن پنجم و نيمه اول قرن ششم هجري قمري مي زيسته است يعني تماما در دوره اي كه ايران شرقي زير سلطه سلسله نيرومند تازه به قدرت رسيده تركان سلجوقي بود.
سيد اسماعيل جرجاني در حدود سال 435 هجري قمري در شهر گرگان يا جرجان در شمال شرقي ايران كنوني متولد شد. ويرانه هاي آن شهر قديمي هنوز هم در سمت غربي شهرگنبد قابوس يافت مي شود. درست در همين سال بود كه طغرل سردار سلجوقي شهر گرگان را به تصرف درآورد. گرگان در آن هنگام منزلگاهي بر سر راه سپاهيان ترك بود كه ميان عراق وايل نشين هايشان در شرق (ماورا النهر) رفت و آمد مي كردند. در همان زمان گرگان عرصه مجادلات عقيدتي نيز بود و پس از افتادن اين سرزمين به چنگ سلجوقيان آرام آرام رو به افول نهاد تا آن كه در عهد مغول كاملا خراب و ازصفحه روزگار محو شد.
وي از خانواده اي از سادات حسيني بود كه از اصفهان به گرگان كوچيده بودند. گفته اند كه خانواده اش با بزرگان سلسله آل زيار روابط نزديك داشته اند. اين اطلاع از خود ذخيره خوارزمشاهي برمي آيد كه جرجاني به قم به نزد فرزندان كوشيار بن لبان رفت تا نسخه هاي خطي كوشيار را كه نزد آنان بود وارسي كند. اين كوشيار منجم شاهان قديم گرگان بود و نيز مسلم است كه جرجاني به محافل ادبا و دانشمندان ديني رفت و آمد مي كرده است .
جرجاني در اوايل جواني به نيشابور كه مركز خراسان بود رفت . نيشابور گذشته از آنكه منزلگاه طغرل سلجوقي و پايگاه او براي تاخت و تازهايش به غرب ايران بود مركز عمده فرهنگي آن زمان به شمار مي رفت . جرجاني براي تحصيل علم و مخصوصا فرا گرفتن حديث به نيشابور رفت كه در آن سالها محدث و عارف بزرگ زمان ابوالقاسم قشيري (376 تا 465 هـ ق ) در آن شهر خلق و خواص را به فراخور حال ارشاد مي كرد.
در مورد آموزش پزشكي وي در مجالس درس « ابن ابي صادق النيشابوري » شركت مي كرد. ابن ابي صادق بر رساله معروف جالينوس در فوايد اعضا در 459 هجري قمري شرح نوشته است . وي به خوش سخني و وعظ نيكو شهرت داشت اما چون زاهد بود و به دنيا دلبستگي نداشت در ديري معتكف شد و دست از طبابت برداشت . اما به تعليم طب ادامه مي داد. كندري (متوفي در 456 هـ ق ) كه وزير طغرل سلجوقي بود از او رنجيده خاطر شد و وي را آزرد. علت اين بود كه وقتي كندري به بيماري قولنج دچار شده بود ابن ابي صادق راضي نشد كه بر بالين او برود و يكي از شاگردان خويش را براي درمان او فرستاد. شايد اين بي اعتنائي ابن ابي صادق به علت آن بود كه كندري مبارزه با اشعريان راوجهه همت خويش ساخته بود.
باري جرجاني از طريق همين ابن ابي صادق با طب جالينوسي آشنايي يافت . ناگفته نگذاريم كه تعلق ابن ابي صادق به مكتب جالينوس بسيار ژرف و گسترده بوده است .
احتمال دارد كه جرجاني در مجالس درس احمد فرخ هم شركت مي كرده است . زيرا كه در گفتار در باب چشم اقوال اورا نقل كرده است .
در مورد « ابوالقاسم قشيري » هم بايد گفت در زماني كه جرجاني به مجلس درس او حاضر مي شد قشيري در اوج شهرت و افتخار بود زيرا به قدرت رسيدن سلطان تازه سلجوقي يعني آلب ارسلان (كه از 455 تا 465 سلطنت كرد) و نيرو گرفتن خواجه نظام الملك در مقام وزارت بجاي كندري سبب رونق مجدد مذهب اشعري شد. قشيري توانست بار ديگر بساط تعليم و تربيت و ارشاد خلق و دعوت آنها به عرفان را بگستراند.
در زمان اقتدار قشيري بود كه جرجاني اجازه يافت كه قسمتي از تعليمات او را اشاعه دهد. به گزارش ياقوت حموي جرجاني ماذون به نقل و تعليم چهل حديث شد. متاسفانه نمي دانيم اين احاديث در باب چه موضوعي بوده است بهداشت پزشكي (كه بنام طب الرسول (ص ) شهرت داشت ) علوم طبيعي اخلاق يا دين .
مسلم است كه جرجاني تحت تاثير عميق دين و عرفان اسلامي بود. شخصيت ديني و معرفتي سيد در سراسر مباحث مربوط به علم اعمال بدن آدمي (فيزيولوژي ) ذخيره منعكس است . تاثير ايمان عميق به اراده و مشيت الهي هم در حد اعلاي آن در آثار جرجاني مشهود مي باشد. اشارات مكرر جرجاني به عنايت ايزدي و ستايش حق تعالي در سراسر كتاب ذخيره خوارزمشاهي به چشم مي خورد.
اما درباره چگونگي زندگي عملي او تا زماني كه به خوارزم رفت هيچ نمي دانيم جز اينكه به احتمال زياد كم سفر مي كرده است . اين هم محتمل مي نمايد كه جرجاني ناگزير بوده كه بخش اول عمر خود را ميان طبابت (پزشكي عملي ) و درك محضر بزرگان دين و عرفان تقسيم كند . مسلم است كه در سال 504 هـ ق كه جرجاني خدمت خود را به قطب الدين محمد خوارزمشاه عرضه كرد به اندازه كافي شهرت و تبحر داشته است . جرجاني پيش از اين كتابي تاليف كرده بود به نام كتاب في حفظ الصحه كه متاسفانه هيچ نسخه اي از آن بر جاي نمانده است و حتي نمي دانيم كه به فارسي بوده است يا به عربي .
« لوتس ريختر برنبورك » نوشته است كه عبدالحسين خان زنوزي تبريزي از نسخه اي از اين كتاب كه در سال 495 هـ ق نوشته شده بوده خبر داده است . مجيز قمي هم از يك كتاب ديگر جرجاني به نام التحفه السعديه خبر داده است .
افزون بر اين امكان دارد كه جرجاني 9 كتاب اول دايره المعارف خود (ذخيره خوارزمشاهي ) را پيش از رفتن به خوارزم تاليف كرده باشد. قطب الدين محمد كه كتاب به نام او تاليف شده است در آن هنگام برگمارده سنجر پسر ملكشاه سلجوقي بوده و به نام او بر خوارزم فرمان مي راند.
جرجاني از آن پس بقيه عمر خود را در خوارزم گذرانيد كه تقريبا منطبق با همان قلمرو خوارزم باستاني است . اين سرزمين در دو سوي رود پرآب آمودريا (جيجون ) گسترده بوده است . بخش عمده آن را سرزميني ميان درياچه آرال و درياي مازندران تشكيل مي داد كه گرگان در جنوب شرقي آن جا داشت . خوارزم به بركت آبياري از آمودريا سرزميني حاصلخيز و آبادان بود.
چرا جرجاني به خوارزم رفت براي اينكه هم از رفاه آن سرزمين آبادان برخوردار شود و هم از امنيت حاكم آنجا بهره گيرد زيرا در آن روزگار آشفته امنيت نعمتي گرانبها و ارجمند بود. جرجاني در مقدمه كتاب ذخيره خوارزمشاهي آنجا كه كتاب را به نام حامي خويش كرده است با صراحت به اين نكته اشاره كرده است :
« چون تقدير از ايزد تعالي چنان بود كه جمع كننده اين كتاب بنده دعاگوي خداوند خوارزمشاه ... قصد خوارزم كرد و به خدمت اين خداوند نيك بخت شد اندرسال پانصد و چهار از هجرت و خوش هوا و آب اين ولايت بديد و سيرت و سياست و عدل اين خداوند بشناخت و امني كي اندر ولايت هست از هيبت و سياست او مژه آن بيافت اينجامقام اختيار كرد و اندر سايه عدل و دولت او بياسود و به نعمت و حشمت او مستظهر گشت و آثار نعمت او بر احوال خود بديد واجب دانست حق نعمت شناختن و شكرآن گزاردن و رسم خدمت بجاي آوردن و ثمره علمي كه مدتي از عمر خويش اندر آن گذرانيدست اندر ولايت اين خداوند نشر كردن بر اين نيت اين كتاب به نام اين خداوند جمع كرد و كتاب را ذخيره خوارزمشاهي نام كرد... »
جرجاني هم پزشك دربار قطب الدين محمد بود و هم در راس داروخانه شهر جاي داشت . به قول ابن ابي اصيبعه رياست داروخانه شهر شغل پردرآمدي بود و هر ماه هزار دينار از خزانه شاهي به متصدي آن پرداخت مي شد. اين همه كار مانع از آن نمي شد كه جرجاني تاليف كتاب خود را ادامه دهد. خود او اين موضوع را در پايان كتاب ضمن بند كوتاهي كه عذر نام نهاده بيان كرده است . جرجاني گفته است كه اشتغال در داروخانه تمام وقت او را مي گرفته و مانع از آن شده است كه آخرين كتاب را بنويسد و آن جلد دهم ذخيره داروشناسي و داروسازي است زيرا كه شمار اهالي كه براي معالجه نزد او مي آمدند بسيار بود. اين افراد سئوالهايي مي كردند و توقع داشتند كه پاسخ هاي دقيق به آنها داده شود. اين كار فرصت لازم و فراغت فكري مناسب براي او باقي نمي گذاشت تا جمله هاي مناسب را بيابد و تعريفهاي مطلوب را به دست آورد و آنها را به رشته تاليف بكشد. با وجود اينها جرجاني دايره المعارف خود را با كتاب مربوط به داروشناسي و داروسازي به پايان برد و از اين هم فراتر رفت .
او در سال 506 هـ . ق خلاصه اي از آن دايره المعارف فراهم كرد و به اتسز پسر سلطان خوارزم كه خود طبيب مخصوصش شده بود تقديم كرد . علاالدين اتسز كه در 292 هـ ق متولد شده بود در آن هنگام در حدود 12 سال داشت و به اسب سواري مي پرداخت . او آماده مي شد كه سپهسالار لشكر و در عين حال وارث تاج و تخت گردد دقيقا به همين دليل است كه كتاب مزبور « خفي علالي » يعني همان خلاصه ذخيره خوارزمشاهي به سواركاري جنگجو ارمغان شده است . اين كتاب در دو جلد است براي آنكه اتسز بتواند هر كدام را در يكي از دو چكمه (خفي )هاي خود جاي دهد. (در سالهاي اخير اين كتاب به كوشش مرحوم دكتر نجم آبادي و اينجانب توسط موسسه اطلاعات به چاپ رسيد.)
جرجاني يك كتاب جدلي فلسفه هم نوشته است به نام كتاب « الردعلي الفلاسفه » كه تاريخ تاليف آن را نمي دانيم . كتاب ديگر « اليوم والليله » نام دارد كه به قاضي ابوسعيد اشعري تقديم شده است . اين دو كتاب را ظهيرالدين بيهقي نام برده اما هيچ نسخه اي از آن شناخته نشده است . به احتمال زياد جرجاني رساله هايي در منطق ارسطويي نگاشته است . يكي درباره قياس في القياس و ديگري درباره آناليز في التحليل كه ريختر برنبورك نشاني نسخه هاي اين دو كتاب را كه مكتوب به سال 667 هستند در كتابخانه اسكوريال مي دهد . بيهقي از دو كتاب ديگر جرجاني نيز نام مي برد كه نسخه اي از آن شناخته نشده است : يكي وصيت نامه و ديگري رساله متنبهه (رساله بيدار كننده ) كه كوتاه است و بيهقي بخشي از آن را نقل كرده است و آن گفتاري است در باب دل بريدن از اين دنيا و بي علاقگي به لذايذ آن در اين كتاب مي خوانيم :
« چه بوده است ما را اي برادر. در آراميدن بدين فرومايه گيتي ناپايدار و سراي بي قرار كه به پرورانيدن اين تن خاكي و بدن مغاكي چنين گراينده گشته ايم . »
اما درباره نوشته هاي ديگر جرجاني مثل « زبده الطب » كه دو روايت فارسي و عربي آن در يك نسخه خطي مورخ 1161 هجري قمري در كتابخانه ملي پاريس يافت مي شود و كتاب يادگار كه ظاهرا خلاصه اي از خفي علائي با افزوده هايي در زمينه درمان (كه نسخه هايي از آن دردست است .) و كتاب ديگر او « طب الملوكي » است كه بنابه گزارش بيهقي مانند يادگار در خوارزم نگاشته شده اما هيچ نسخه اي از آن باقي نمانده است . در مقابل مي توان تاريخ تاليف « الاغراض الطبيه » و « مباحث العلانيه » را تعيين كرد كه به خواهش مجدالدين ابومحمدصاحب ابن محمد البخاري وزير اتسز خوارزمشاه تاليف شده است . به اين ترتيب « الاغراض الطبيه » به سفارش وزير پس از آن تاليف شده است كه اتسز به جاي پدر خود نشسته بوده است يعني بعد از سال 522 هجري قمري اين وزير به احتمال همان امام الصاحب ابن محمد بخاري است كه بيهقي از او ياد كرده است . نسخه اي از اين كتاب در كتابخانه مركزي دانشگاه تهران وجود دارد.
آخرين كتابي كه جرجاني تاليف كرده بود ترجمه عربي ذخيره خوارزمشاهي است كه به تصريح خود جرجاني در مقدمه آن ترجمه سالهاي آخر عمر را صرف آن كرده است (علامه آقا بزرگ تهراني الدريعه الي تصانيف الشيعه دارالاضوا بيروت 1403 ج 10 صص 10 ـ 11 ) .
قطب الدين محمد خوارزمشاه در سال 521 قمري درگذشت و جرجاني چند سالي در خدمت اتسز فرزند او بود. در سال 529 اين خوارزمشاه هنوز دست نشانده وفادار سلطان سنجر بود و حتي همواره او در جنگي برضد سلطان غزنه شركت كرد.
جرجاني يك سال در مرو (پايتخت سنجر) ماندگار شد و فقط پس از بازگشت اتسز از مرو به بلخ بود كه ميان اتسز و سنجر اختلاف پديد آمد . براثر آن اختلاف در محرم 533 جنگي ميان آن دو در گرفت . باري جنگ ميان اتسز و سنجر با تهاجم پيشگيرانه سنجر به خوارزم آغاز شد.
درست نمي دانيم جرجاني چرا و در چه شرايطي به مرو رفت . ولي مسلم است كه در دربار سنجر مورد استقبال قرار گرفت مقرري برايش تعيين شد و به آموزش پزشكي ادامه داد. احتمالا در همين مرو بوده است كه ابوسعد سمعاني جوان (506 تا 563 هـ ق ) نزد جرجاني حديث آموخت .
مرو در آن روزگار بنابر قول ياقوت حموي شهري بود صاحب ده كتابخانه و اين امر ممكن است دليلي ديگر براي جذب جرجاني به اين شهر بوده باشد علي الخصوص كه خانواده سمعاني داراي دو كتابخانه بزرگ در مرو بود.
عزيمت جرجاني از خوارزم موجب پديد آمدن خلايي شد كه اتسز براي پر كردن آن با دشواري روبرو بود. محتواي دو نامه كه رشيدالدين وطواط شاعر و دبير خوارزمشاه نوشته دردست است . اين نامه ها كه در « رسائل وطواط » ضبط شده خطاب به دو پزشك بزرگ بيمارستان عضدي بغداد ابوالبركات بغدادي و ابن ترمذ است . از اين دو پزشك خواسته شده كه يكي از شاگردان خود را به خوارزم بفرستند . اين دو پزشك در سال 561 قمري و يا اندكي بعد از آن درگذشتند.
مورخان در تاريخ فوت جرجاني در مرو سالهاي متفاوتي را ضبط كرده اند . از 530 تا 535 هجري قمري در اين ميان سال 531 بيش از همه تكرار شده است . وقتي كه ظهيرالدين بيهقي در سرخس (نزديكي محل سرخس كنوني ايران در جنوب مرو و شمال مشهد) به ديدار جرجاني نايل آمد او را بسي كهنسال يافت و در نوشته خود چنين آورده است :
« من او را در سال 531 در سرخس ديدم روزهاي آخر عمر را مي گذراند. »
شخصيت جرجاني از وراي آثارش مشهود است . مردي دقيق در حد وسواس خوشخو خوش برخورد موشكاف و اهل ميانه روي و عارف بود. بيهقي او را « مردي جدي يار و همراه و سخاوتمند » وصف كرده است . در واقع مردي بود كه در جامعه و با جامعه خود مي زيست و به هيچ روي محصور در مطالعات و تاليفات خود نبود. ابن ابي اصيبعه او را « پزشكي بزرگ كه داراي شايستگي بسيار و علم فراوان بود » معرفي كرده است .
او پزشك دربار بود و در اين مقام افزون بر درمان معمولي رايج در آن عصر رايزن دربار در رشته هاي مختلف نيز بود و به هرگونه پرسش سلطان درباره علوم طبيعي پاسخ مي گفت . او همچنين پزشك نظامي نيز بود. و اين از فصلهايي از كتابش كه به زخمهاي سواركاران و آسيبهاي پوست و زخمهاي ناشي از جنگ اختصاص داده است معلوم مي شود. نكته جالب اين است كه تنها موردي كه در اغراض الطبيه به چشم پزشكي اشاره دارد مربوط به زخم پيكان در چشم است . او همچنين پزشك مردم بود و به احوال و شرايط زندگي مردم توجه داشت و به شيوه هاي نادرست غذايي آنان خرده مي گرفت و توصيه هايي مي كرد.
مذهب جرجاني :
جرجاني مردي متدين و يكي از حلقه هاي زنجير نقل احاديث و عارفي دلسوخته بود. دعايي كه ذيلا بيهقي از او نقل كرده حكايت از عمق معرفت و دلسوختگي او مي كند :
« اللهم اني اسئلك غير متحكم عليك ان تكفيني مونه هذاالجسد الذي هو سبب كل مذله واصل كل حاجه والجالب الي كل بليه و الطالب لكل خطيئه و ان تصير الخلاص منه علي احسن وجه وافضل حالي الي خير معاد و احسن مال بمنت و فضلك يا ذالمن و الافضال برحمتك ياارحم الراحمين و يا خيرالناصرين . »
قرائن و دلائل قوي بر تشيع سيد وجود دارد و حشر و نشر وي با كبار علماي اسلام اعم از سني و شيعه نشانه سعه صدر و جامع نگري اوست كه هر كجا كسي را مي يافت كه مي توانست از او بهره علمي و معرفتي ببرد درنگ نمي كرد و بيشترين استفاده معرفتي را از شيخ ابوالقاسم عبدالكريم قشيري (م 465 ) مي نمود . قشيري و شيخ ابوسعيد ابوالخير (م 440 ) از پيشكامان عرفان بودند كه در خراسان و ماوراالنهر بساط ارشاد گسترده بودند و هر كسي باهر مذهبي كه شوقي در دل و شوري در سر داشت از محضر آنها استفاده مي كرد.
بعضي از آن قرائن و دلائل بشرح ذيل است :
1 ـ خطبه كتاب ذخيره به عنوان يك قرينه مي تواند مورد استفاده باشد :
« بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين حمد الشاكرين و الصلوه علي النبي محمد المصطفي و علي اله الطاهرين اجمعين » كه بسنده كردن به درود فرستادن بر آل رسول پس از پيامبر(ص ) خود يك قرينه به تشيع اوست .
2 ـ اشتهار وي و صفاتي كه ديگران براي او مي شمردند و بر سيادت و وابستگي اش به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام تاكيد داشتند نظير آنچه كه بر بالاي دو صفحه اول متن مورد تصحيح سعيدي سيرجاني توسط كاتبي كه در سال 603 هجري نگاشته شده آمده است :
« كتاب الاول من ذخيره الخوارزمشاهيه من تصنيف الامير السيد الامام المرتضي زين الدين جمال العتره اسمعيل بن الحسن الحسيني »
3 ـ ارتباط نزديك او و خانواده اش با سلسله آل زيار كه از سلاطين متعاطف با شيعه ايران بودند.
4 ـ روابط خوارزمشاهيان با خليفه بغداد تيره بود و حتي قبل از حمله مغول محمد خوارزمشاه در آستانه حمله به بغداد بود كه مغول مهلت نداد. بعضي احتمال مي دهند كه خليفه در تحريك مغول به حمله به قلمرو خوارزمشاهيان نقش داشته است . ولذا خوارزمشاهيان چندان مطلوب متعصبين از برادران اهل سنت نبودند و اقبال سيد از تقديم بخش اعظم كتابهاي خود به خوارزمشاهيان مي تواند ولو بطور غير مستقيم نشات گرفته از اعتقادات وي باشد.
5 ـ نام كتاب ذخيره خوارزمشاهي در كتاب ارجمند الذريعه الي تصانيف الشيعه در زمره تاليفاتي كه توسط شيعيان انجام شده آمده است : « الذخيره في الطب للسيد الامير المرتضي زين الدين ناج العتره ابي ابراهيم اسماعيل ابن الحسين بن الحسن الجرجاني المتوفي (535 هـ . ق ) او (531 هـ . ق ) كتاب فارسي كبير كتبه باسم السلطان علاالدين تكش خوارزمشاه و لذايقال له الذخيره الخوارز مشاهيه وهو مرتب علي عشره كتب في عده مجلدات و قد عربه بنفسه ايضا و يوجد من اول الفارسي الي اخر الكتاب السادس في مكتبه (المجلس ) و تمام مجلداته في (الرضويه ) تاريخ كتابه الجز الاخير منه (669 هـ . ق ) و تاريخ فراغه من تاليفه (504 هـ . ق ) اوله (الحمدالله حمد الشاكرين )... » (علامه آقا بزرگ تهراني الذريعه الي تصانيف الشيعه دارالاضوا بيروت 1403 ج 10 صص 11 ـ10 ) .
6 ـ از سيد اسمعيل جرجاني در كتاب عظيم اعيان الشعيه به عنوان يكي از مولفين شيعه نام برده شده است .
« اسماعيل بن ابي الحسن الحسيني الجرجاني له كتاب الاغراض الطيبه والمباحث العلانيه اهداه الي مجلس العلا فارسي في الحلب » . (الامام السيد محسن الامين اعيان الشيعه دارالتعارف للمطبوعات 1403 ج 3 ص 310 ) .
7 ـ در مقدمه فصل پنجم كتاب الاغراض الطيبه والمباحث العلانيه تاليف سيد اسماعيل جرجاني چنين آمده است :
« بسم الله الرحمن الرحيم رب اعن و يسر الحمدلله الذي اذهب عنا الحزن و احسن معنا بالخلق الحسن ثم اصلوه و السلام علي محمد وآله ابي الحسن و علي اولادهما الحسين و الحسن و من بعد هم الائمه المعصومين حتي صاحب الزمان محمد بن الحسن عليهم الصلوه والسلم و علي جميع المهاجرين و الانصار و سلم تسليما كبيرا »
(سيد اسماعيل جرجاني كتاب الاغراض الطبيه و المباحث العلانيه انتشارات بنياد فرهنگ ايران 1325 ص 639 هـ.ش ).
مرحوم سيد اسماعيل در اين مقدمه كاملا بر اعتقادات خويش به عنوان شيعه اماميه تصريح كرده است .
اهميت جرجاني در پزشكي
اهميت جرجاني در طب از دو جهت است . جهت اول اينكه پس از ابن سينا اولين طبيبي است كه كليه فصول پزشكي را مورد مداقه و بحث قرار داد و بر دانش گذشتگان افزوده است . جهت دوم اينكه بخش اعظم كتابهاي خود را به زبان فارسي تاليف كرده كه تا آن زمان كسي به اين وسعت به تدوين متون پزشكي به زبان فارسي اقدام نكرده بود و كتابهاي وي بخصوص ذخيره متني اساسي و ماندني در علوم پزشكي و ماخذي براي اصطلاحات اين رشته و حوزه هاي مربوط مي باشد.
كتاب ذخيره خوارزمشاهي از زمان تاليف به بعد همواره جزو اركان كتب طبي شمرده مي شده است و بنا به قولي هر كه مي خواست در پزشكي ماهر شود مي بايست يكي از كتابهاي سته عشر جالينوس حاوي محمد بن زكرياي رازي قانون ابن سينا كتاب المانه ابوسهل مسيحي و ذخيره خوارزمشاهي سيد اسمعيل جرجاني را به دقت مطالعه كرده باشد. براثر اهميتي كه ذخيره در عالم پزشكي پيدا كرده ترجمه يي از آن به عبري و سپس ترجمه اي به تركي توسط ابوالفضل محمد بن ادريس الدفتري متوفي به سال 982 هجري قمري صورت گرفت .
سيد اسماعيل جرجاني طبيب حاذق مسلمان كه در قرن پنجم زندگي مي كرد از خانواده هاي سادات حسيني بود كه از اصفهان به گرگان كوچيده بودند
جرجاني كه طبيبي زاهد و خوش سخن بود در علوم حديثي و علوم ادبي نيز دست داشت و داروخانه سلطاني را هم اداره مي كرد
جرجاني در فيزيولوژي انساني و طب جالينوسي تحقيقات عميقي انجام داده و دايره المعارفي از خود به جا گذاشته است
جرجاني اولين طبيبي بود كه پس از ابن سينا كليه فصول پزشكي را مورد مداقه و بحث قرار داد و بر دانش گذشتگان افزود

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

آموزش گروه خون بصورت تصویری! ( عکس ) چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 7:49

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

خطا های آزمایشگاهی در آزمایش ادرار چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 7:34
علل تغییر PH

  • افزایش کاذب : غذاهای گیاهی ، نارسائی مزمن کلیوی ، عفونت های ادراری ، ماندن ادرار ، مصرف زیاد مایعات ، بیماری های تنفسی همراه با  هیپرونتیلاسیون
  • کاهش کاذب  : غذای گوشتی ، دیابت ، مصرف ویتامین C ، گرسنگی ، دهیدارسیون ، بیماری تنفسی همراه با احتباس گاز CO2

 

علل تغییر در پروتئین (با نوار)

  • افزایش کاذب : ادرار شدیدا قلیایی ، ادرار کهنه
  • کاهش کاذب : پروتئینی غیر آلبومینی ، غلظت بالای نمک

نکته : نوارهای ادرار فقط پروتئین آلبومین را تشخیص می دهند .

 

 علل تغییر در پروتئین (روش سولفوسالسیلیک اسید SSA)

  • افزایش کاذب : مواد رادیو گرافی ، ادرار کدر سانتریفیوژ نشده
  • کاهش کاذب : ادرار شدیدا قلیای

 

علل تغییر در گلوکز

  • افزایش کاذب : آلودگی با هیپوکلریت سدیم ، کاهش وزن مخصوص ، نوار ادرار رها شده در اطاق
  • کاهش کاذب : ویتامین c ، فلورید سدیم ، دمای یخچالی ادرار

 

علل تغیر در کتون بادی ها

  • افزایش کاذب : لوودوپا ، گروه سولفیدریل
  • کاهش کاذب : نگهداری نامناسب نمونه و نوار ادرار

 

علل تغییر در هم

  • افزایش کاذب : مواد اکسیدان ، میکروب پراکسیداز مثبت
  • کاهش کاذب : ویتامین ث ،  نیتریت خیلی بالا ، وزن مخصوص و پروتئین خیلی زیاد (مهار لیز) ، مرکاپتوپریل (ضد فشار خون)

 

علل تغییر در نیترات

  • افزایش کاذب :  فنازوپریدین ، آلودگی خارجی
  • کاهش کاذب :  نیترات ناکافی ، زمان ناکافی ، ویتامین ث زیاد ، اسدیته کم ، اوروبیلینوژن ، باکتری مبدل نیترات به نیتروژن

 

علل تغییر در لکوسیت استراز

  • افزایش کاذب : هیپوکلریت سدیم ، تریکوموناس ، ائوزینوفیل
  • کاهش کاذب : افزایش قند ، ویتامین ث ، وزن مخصوص زیاد، افزایش آلبومین

 

علل تغییر بیلیروبین

  • افزایش کاذب : فنازوپیریدین ، دیگر پیگمانهای صفراوی ،ایندول
  • کاهش کاذب :تبدیل به بیلیوردین  ، ویتامین ث زیاد ،نیتریت زیاد

 

علل تغییر در اروبیلینوژن

  • افزایش کاذب :ادرار شدیدا قلیایی ،آسیب کبدی ،سیروز ،هپاتیت کبدی ویرال ،تب ،آنمی همولیتیک ،خونریزی بافتی
  • کاهش کاذب : ادرار شدیدا اسیدی ،انسداد کامل صفرا ،آنتی بیوتیک تراپی وسیع الطیف
نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

کنترل کیفیت در علوم آزمایشگاهی چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 7:31
  • Quality Assurance | تضمین کیفیت

 تمام فعاليتهاى لازم براى اطمينان از مطابقت روند آزمايش با الزامات كيفيت قابل قبول  ISO/DIS ISO/DIS 3534;1995- PrEN 1991  را می گویند .

  • Quality Control| كيفيت كنترل

تكنيكها و اعمالى كه جهت ارزيابى كيفيت خدمات ارائه شده در آزمايشگاه از آنها بهره گیرى ميشود.             

  • ERROR Of Measurement | خظای اندازه گیری
تفاضل مقدارنتيجه حاصل از اندازه گيري و مقدار واقعي. برای نمونه :
  • ميزان واقعی گلوکز در نمونه : 6 ميلی مول در ليتر
  • lميزان اندازه گيری شده گلوکز: 4 ميلی مول در ليتر  
  • l ACCURACY صحت

توافق وتطابق بين نتیجه حاصله از اندازه گيري وارزش واقعی مورد اندازه گيري.

نکته :  مفهوم كلي صحت از مجموعه  (درستي،واقعي بودن TRUENES ودقت PRECISION ) برداشت ميگردد. بنابراين نبايد بعنوان معادل براي هيچكدام از واژه هاي  فوق به تنهايي بكار رود.

  • l TRUENESS درستي ، واقعي بودن
نزديكى و توافق بين ميانگين نتايج حاصله از  اندازه گيرىهاي مكرر (يك نمونه) با مقدار واقعي مورد اندازه گيري TRUENES معمولا با مقدار عددي BIAS  بيان ميشود .
  • l Precision دقت

نزديكى و توافق بين نتايج مكررحاصله از  اندازه گيرى (يك نمونه) تحت شرايط مشخص

  • Imprecision | عدم دقت

پراکندگی نتایج مستقل حاصله ازتکرار آزمایش (اندازه گیری) برروی یک نمونه تحت شرایط مشخص.عدم دقت، عکس دقت میباشد شاخصه هاي عدم دقت: انحراف معيارSD و ضريب انحراف معيار CV %

  •  Inaccracy | عدم صحت  

اختلاف ،مغايرت بين نتيجه یک  اندازه گیری و ارزش واقعی مورد اندازه گيري .

 نکته : عدم صحت ،هنگاميكه در مورد مجموعه اي ازنتايج بيان شود، دربرگيرنده هر دو مورد خطاهاي اتفاقي و سيستماتيك ميگردد.  اين واژه در ارتباط با عدم قطعيت ميباشد.عدم صحت بر عکس صحت میباشد.

  • Bias | (شاخصه اندازه گيری Truness) تورش

تفاوت بین نتیجه موردانتظار از اندازه گیری و ارزش واقعی کمیت مورد اندازه گيري.  تورش برابر با خطاي سيستماتيك اندازه گيري ميباشد . و بطورمعمول ازمقايسه ميانگين نتايج حاصله از اندازه گيري با مقدار واقعي حاصل ميشود.

  • ماده استاندارد |  STANDARD  MATERIAL
ماده ای با خلوص مشخص که از آن بعنوان مبنای مقايسه و اندازه گيری ، استفاده ميشود. (استاندارد اوليه – ثانويه )
  • ماده کنترل  |   CONTROL MATERIAL
موادی که از آنها بمنظور سنجش قابليت اطمينان (صحت و دقت) روش اندازه گيری، استفاده ميشود ترکيب اين مواد بايد در حد امکان مشابه نمونه آزمايش باشد .از اين مواد دربرنامه های داخلی کنترل کيفيت وارزيابی های خارجی کيفيت استفاده ميگردد.
 
  • ماده مرجع  | REFERENCE  MATERIAL -RM      
ماده ای که ارزشهای تعيين شده آن دارای کفايت مناسب و هموژن بوده و  برای کاليبراسِيون يک وسيله ،ارزيابی يک روش اندازه گيری و يا تعيين ارزشهای يک ماده مورد استفاده قرارميگيرد. ماده رفرانس ميتواند بعنوان کاليبراتور يا ماده کنترلی مورد استفاده قرار گيرد ولی همزمان برای دو منظور در يک سيستم ،نبايد بکار رود. (کالیبراتورها-کنترلهای دقت و صحت از سومین گروه مواد مرجع محسوب میشوند). 
 
  • روش مرجع | Reference Measurement Procedure 
دستورالعملی که از نظر عدم قطعيت متناسب با مورد استفاده ، کاملا مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفته باشد. خصوصا درتعيين مشخصات ماده مرجع و يا بررسی درستی Trueness دستورالعمل وروشی ديگر.
  • Primary method of measurement ( Primary measurement procedure)

روش اندازه گيری دارای بالاترين کيفيت با عدم قطعيت کاملا مشخص بر اساس واحد های بين المللی.برخی ازاين روشها عبارتند ازisotope dilution mass spectrometry-coulometry- gravimetry- titrometry             

  • l ANALYTICAL SENSETIVITY حساسیت ازمایش

تغييرات سيگنال به تغييرات غلظت يا فعاليت(باید توجه داشت که این واژه مترادف با” حداقل قابل اندازه گیرى” نمیباشد.

  • محدوده اشکارسازی |Detection Limit

محدوده حداقل سنجش  کمترین مقدار از ماده مورد اندازه گیری که روش تجزیه قادر به کشف یا نشان دادن حضور آن باشد .

  • Mean - Arithmetical mean|  میانگین(میانگین حسابی)

 جمع ارزشهای بدست آمده تقسیم بر تعد اد خوانده ها

  • Median  | میانه

نقطه ای در یک سری اندازه گیری که خوانده های مساوی در دو طرف آن قرار داشته باشد.                                         

  • Carry  Over| انتقال

انتقال نمونه یا معرف از یک ظرف به ظرف دیگر یا از یک اندازه گیری به بعدی .

  • کالیراسیون |  Calibration  

مجموعه اعمالی که ارتباط بین مقادیر یک کمیت وارزشهای منتسب را تعیین میکند.                                  

  • مواد کالیبراسیون(کالیبراتور) Calibration Material

مواد مرجع برای کالیبراسیونِ

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |

چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 7:28

عیدتون مبارک . از طرف بچه های علوم ازمایشگاهی

 يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز و نوروزتان مبارک 

نوشته شده توسط علی چوپانی  | لینک ثابت |